مجموعه آداب و سنن نوروز در طالقان /باریکان

قسمت شماره 2:نوروزي‌خوانی (نوروزی سلطان)

آيينها و سنتهاي قديمي هر سرزمين و دياري، يادگارهايي گران‏سنگ از گذشته‏هاي دور مردم آن سرزمين هستند. سنتها و رسمهايي كه سينه به سينه از دوردستهاي تاريخ به امروز رسيده‏اند و شايد بسياري از آنها در تاريكي گذر زمان به فراموشي سپرده شدهاند.يكي ديگر از مراسمي كه در مناطق مختلف گيلان و مازندران و الموت و طالقان در روزهاي پيش از نوروز مشاهده مي‌شد، حضور نوروزي‌خوان‌ها بود .

ایرانیان از قدیم الایام در آستانه بهار و سال نو در هر گوشه ای از ایران طبق سنت های خاص خود به استقبال از تغییر طبیعت می رفتند .در سال های نه چندان دور نوروزخوان ها از اولین روزهای ماه اسفند هر سال تا قبل از تحویل سال جدید نوروزخوانی می كردند .

نوروزخوانان از آنجا كه نوروزخواني را در فضاي باز انجام مي‌دهند، ناچارند از سازهايي بهره بگيرند كه پرحجم و پرصدا باشند. بنابراين سازهايي چون دهل و سرنا در بيشتر مناطق ايران براي اين منظور مورد استفاده قرار مي‌گيرد. نوروزخوانان نيز داراي صدايي قوي و پرحجم‌اند و معمولا جواناني خوش‌صدا هستند .

نوروزخوانان بيشتر آهنگ‌ها و نواهاي خود را در دستگاه و آوازهاي ايراني مثل چهارگاه، ماهور، دشتي، افشاري و شور گاهي به صورت تک‌خوان و گاهي به صورت دو نفره يا چند نفره به اجراي کار مي‌‌‌‌پردازند

محمدرضا درويشي، آهنگساز و پژوهشگر ارزنده ايراني بخصوص در موسيقي فولكلوريک درباره نوروز‌خواني چنين مي‌نويسد: «نوروزخواني يا بهارخواني ازجمله آيينهاي کهن ايراني است که تا چند دهه پيش به شکل گسترده در برخي از نواحي ايران و بخصوص البرز شمالي و جنوبي (مازندران، گيلان، کومش، طالقان و...) رواج داشت و امروزه نيز به شکل خيلي پراکنده درروستاهاي دوردست اين نواحي مشاهده مي‌شود . »

به گواهی تاریخ برخی از شاهك ها و خاندان های ملوك الطوایفی كه در مناطق البرز شمالی حكومت می كردند به نوعی بازمانده سلسله هایی چون ساسانی بودند كه حفظ بسیاری از مناسك و آیین های عصر ساسانی را مایه مباهات و فخر خود می دانستند و به همین دلیل بر اجرای این آیین های پایدار مانده اند كه یكی از آنها سنت «نوروزی خوانی» است. با نگاهی به اشعار و آوازهای نوروزخوانان می توان دریافت كه رگه های باستانی و دینی با هم مسیر تاریخ را بعد از قرن ها تا به امروز طی كرده اند.

نوروزخوانان با خواندن این اشعار ضمن تطبیق و تلفیق دیدگاه های اسلامی با معارف و سنت های قدیمی، به بازسازی این سازه پرداخته و آن را با تحولات فكری و فرهنگی جامعه اسلامی همسو ساختند.

نوروزخوانی‌ها از نظر مضمون و نحوه اجرا به بخش‌های مختلفی همچون امام خوانی، توصیف خوانی، مدح خوانی، هجو خوانی، بداهه پردازی و ... قابل تقسیم است. امام خوانی تقریباً در تمام نمونه‌های شنیده می‌شود.

اشعار نوروزخوانان از چهار محور برخوردار است: اول: نام و یاد خدا و اولیای دین؛ دوم: آمدن نوروز سلطان؛ سوم:آرزوی سلامتی و طول عمر و رفع بلا برای مردم؛ چهارم: نوید دادن بهار و زندگی نوین.در كمتر شعری از اشعار نوروزخوانی است كه نام و یاد خدا و اولیای او نباشد؛

گروه نوروزی خوانها اغلب نخست شعر دوازده امام را می خواندند و به ترجیع بند که می رسیدند ترجیع را دونفری تکرار می کردند. بعد از آن شعر نوروز و نوسال را می خواندند. شعر دوازده امام آهنگی داشت با ریتمی دیگر گونه از ریتم نوروز و به زبان فارسی سروده و خوانده می شد. شعر نوروز و نوسال آهنگی بهاری داشت و به زبان فارسی و طالقانی خوانده می شد و معمولأ این گونه آغاز می شد: « فصل بهاران بیامه/ گل در گلستان بیامه/ مژده دهید ای دوستان/نوروز سلطان بیامه» یک نفر از آنها کولباری بر دوش داشت که هدیه های مردم را در آن جمع می کرد. مردم آمدن نوروزی خوانها را به خانه خود شگون می دانستند و به آنها برنج و تخم مرغ و شیرینی و پول و چیزهای دیگر می دادند.

باور عمومی بر این بود که این هدیه ، نوعی صدقه و برای رفع بلا است.

متن شعر دوازده امامی:

همی خوانم امام اولین را

شه کشور امیرالمومنین را

وصی و جانشین یعنی علی (ع) را

به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز

امام دومین هم دسته ی گل

شفاعت می کند او بر سر پل

حسن بابش سوار است او به دلدل

به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز

امام سومین شاه جهان است

بود نامش حسین شاه یگانه ست

محمد را بمحراب می رساند

به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز

امام چارمین زین العباد است

گل باغ حسین اما مراد است

به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز

امام پنجمین پنجاه بلا را

بگردان دور از این دولتسرا را

خصوصا هم از این دولتسرا را

به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز

امام ششمین شاه مدینه

الهی نوجوانت بد نبینه

الهی نوجوانت خیر ببینه

گل عشرت به کام دل بچینه

به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز


امام هفتمین موسای کاظم

ز نور او منور گشته عالم

چو بلبل در قفس تاکی بنالم

به یاسین و الف لام و به فیروز

دهید مژده که آمد عید نوروز

امام هشتمین شاه خراسان

بکن تلخی ی جان کندن تو آسان

بهار آمد همه جا شد گلستان

به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز

امام نُه قدم آید به میدان

ملائک بر سرش خوانند قرآن

یقین دین محمد برقرار است

علی در خدمت پروردگار است

به حق حرمت آیات قرآن

تو صاحبخانه راخوشحال گردان

به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز

امام ده در این دنیای فانی

نگهدار زمین و آسمانی

بده بر صاحبخانه زندگانی

الهی صاحبخانه در نمانی

به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز

امام یازدهم در روز محشر

شفاعت می کند او با پیمبر

به حکم خالق و خلاق داور

به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز

امام دوازدهم مهدیش نام است

تمام کل عالم را امام است

بدانید حضرت صاحب زمان است

به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز

خدایا صاحبخانه را خوشحال گردان

جوانان ورا داماد گردان

عروسش صاحب اولاد گردان

به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز

... .................................................

هوا سرد است و بگرفته صدایم

که چند تا مرغانه باشد دوایم

ایا همشیره ی فرخ لقایم

بکش زحمت بیار عیدی برایم

جوانت خیر ببینه از دعایم

..... .......................................

غالبا پس از وصف دوازده امام (ع) ، تا حق خویش ( منظور صله خویش ) را از صاحبخانه ها نمی گرفتند مثل : گندم، بلغور،‌نان ، تخم مرغ ، پول و ... اشعار را این بار با وصف صاحبخانه و اهل بیت او را ادامه می دادند : ¯

اول نمایم من سلام

بعد از این گویم کلام

بر اهل خانه بالتمام

چه از پیر و چه از جوان باد بهاران بیامه

نوروزی سلطان بیامه

مژده دهید به دوستان

گل به گلستان بیامه

به به عجب دستگاه تو

بر منزل و بر مآوای تو

لعنت بر آن بدخواه تو

باد بهاران بیامه

نوروزی سلطان بیامه

مژده دهید به دوستان

گل به گلستان بیامه

مشدی ( مشهدی ) خانم با خدا

گل پسر کنی زوما (داماد)

او را بری حمام شا (شاه )

دو دست شمع یک دست حنا

باد بهاران بیامه

نوروزی سلطان بیامه

مژده دهید به دوستان

گل به گلستان بیامه

مشدی ( مشهدی ) آقای با ایمان

تی دست ببر جیف ( جیب) میان

تو در بیار پنج تا قَران

کرم کن به نوروزه خوان

رد نمی شم هیچ دودمان

علی الخصوص این دودمان

باد بهاران بیامه

نوروزی سلطان بیامه

مژده دهید به دوستان

گل به گلستان بیامه

......

دیگر نمونه ها:

......

قدم قدم آیم بیرون

آیم خدمت آقایون

چه از پیر و چه از جوون

نوروز سلطان آمده

گل در گلستان آمده

ای مشتی عموی با ایمون

شدی سوار مادیون

به به از این جفت کوتر ( کبوتر)

تو نبینی داغ دختر

به به از این یه جفت خروس

تو نبینی داغ عروس

نوروز سلطان آمده

گل در گلستان آمده

بالا خانه رو فرش کنین

سمور ( سماور) برنج رو تش ( آتش ) کنین

توتک حلوا را رج ( ردیف) کنین

تا ما بیاییم مبارک باد

نوروز سلطان آمده

گل در گلستان آمده

گسترده ترین و عمومی ترین انواع موسیقی آوازی و نسبتاً قدیمی دره ی طالقان را نوروزخوانی ها و یا نوروز نو سال ها تشکیل می دهند، نوروز خواني يكي از مراسم مربوط به روزهاي پاياني سال است و در واقع جزيي از مراسم استقبال سال نو بشمار مي‌رفت.نوروزخوانی های دره ی طالقان از نظر مضمون با انواع نوروزخوانی های دیگر مناطق شمال و جنوب البرز تفاوت چندانی ندارند و نحوه ی اجرای مراسم نوروزخوانی نیز در این مناطقه مشابه این آواز مناسبتی و نوروزی در سایر نواحی البرز است.

ذر باریکان نیز از خدود دو هفته مانده به عید نوروز خوانان مژده بهار ار می آوردند.حشور این گروه در روستا پس از یکدوره سه چهار ماه خطان و بی تحرکی موجی از شادی را به همراه می اورد. کودکان و و جوانان از گروههائی بودند که در پی نوروز خوانان منزل به منزل و کو به کوی می رفتند.


بررسی و تحقبق:ف.باریکانی

 

مجموعه آداب و سنن نوروز در طالقان /باریکان

قسمت شماره 1: «آخر سر چارشَنبَک»

مجموعه ی آیین های نوروزی از « جشن سوری » ( چهارشنبه سوری ) آغاز می‏شود و با آیین سیزده بدر نوروز به سرانجام خود می‏رسد .
چهارشنبه‌سوری نام جشن و آیینی است که ایرانیان در آخرین شب چهارشنبه(سه شنبه شب) هر سال برگزار می‌کنند. . به این جشن ایرانی در جاهای گوناگون، نامهای گوناگونی نیز داده اند: گوله گوله چارشمبه (گیلان)، کوله چووارشمبه (کردستان) در طالقان نیز به آن «آخر سر چارشَنبک» گفته می شود . البته مرحوم محمد علی اکبریان در کتاب فرهنگ عامیانه مردم طالقان ،چهارشنبه سوری را « کِلُ چهارشنبه» نیز نامبرده است.

نام چهار شنبه سوري از دو كلمه «چهارشنبه» و«سور» تشكيل شده است منظور از «چهارشنبه»آخرین چهارشنبه سال است و«سور» در فارسي به معني سرخ وهمچنين به معني جشن است

احتمال می رود که چهارشنبه سوری از رسم های کهن پیش از اسلام نیاشد. آتش افروختن شب چهارشنبه آخر سال را برخی به قیام «مختار» نسبت می دهند .مختار ثقفی سردار معروف عرب هنگامی که به خونخواهی شهیدان کربلا قیام کرد، برای این که موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر اشقیا بتازد، فرمان داد شیعیان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و این شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود. و چون مختار در قيام خود موفق گرديد از آن پس آيين چنان شد كه در آخرين شب چهارشنبه هر سال مردمان در بام خانه هاي خود آتش افروختنه وشادي كنند.

مراسم نوروز با خانه تکانی و آراستن منزل و گذاشتن سبزه آغاز می شد. سبزه گذاشتن نیز آدابی داشت.گندمها را 10 روز قیل از عید از صبح تا ظهر در آب به اصطلاح خیس می کردند و سپس در درون دستمالی خیس می‏ریختند و دستمال را برای چند روزی خیس نگاه می‏داشتند. دانه های گندم که جوانه می زد آنها در درون ظرفی گلین پهن می کردند و روی آنرا با پارچه‏ای می‏پوشاندند روزی یکبار هم پارچه را خیس می‏کردند.پس از دو سه روز پارچه را برمی‏داشتند و. سبزه‏ها که اندکی قد می‏کشیدند دور انرا با نخی قرمز رنگ می‏بستند.

از دیگر مراسم قبل از عید جمع آوری بوته برای چهارشنبه سوری بود که از یکی دو هفته مانده به آخرین چهارشنبه سال آغاز می شد . به این کار « پَرَندی بَ»=«برای جمع آوری بوته» گفته می شد. مردان روستا برای آوردن بوته مخصوصاً «گون»با توجه به اینکه آن سالها از گون به عنوان سوخت زمستانی و پخت و پز اشتفاده می‏شد و به همین دلیل معمولا در حوالی روستا کمتر یافت می‏گردیدبه ناچار به مناطق دور دست نظیر آسمانکوه و اسکولدر نیز می‏رفتند . اما بودند کسانی هم که فقط به مناطق نزدیک چون «کَند» و «پُشتی دَره» بسنده می کردند .

بوته هائی جمع آوری شده روی بامها یا به اصطلاح طالقانیها«بیم» انباشته می‏شد. مراسم اصلی در غروب روی بامها برگزار می شد.بامها تقریباً اغلب وسیع بود و کم و بیش به یکدیگر مشرف بود. برخلاف برخی دیگر از نقاط ایران زمین که 3 یا 7 کیه آتش فراهم می گشت در باریکان به همان یک کپه برای هر خانوار اکتفا می شد و البته در همین یک کپه هم با یکدیگر رقابتی دیدنی داشتند. چرا که مقدار هیزم آتش چهار شنبه سوری برخی خانوارها تا 3 متر هم ارتفاع داشت به نحوی که وقتی آتش روشن می شد تا 8 یا 9 متری اوج لهیب آن بود ! ارتفاع اتش موجب تفریح باریکانیها بود و مسابقه‏ای دیدنی مابین خانوارها و «جِیر محله» و «جَر محله» بر قرار می شد. این جمله که «فلان کسی تش ، اِلوُش ویشتَره!»از جمله رجز خوانی‏های متدواول این شب بود که یکدیگر می گفتند.

سپس صبر می کردند تا اتش آرام گیرد و اینک زمان پریدن یا بقول طالقانیها «بَپَرستَن» از روی آتش بود.همه خانوار خود را موظف میدانستند که حتماً از روی آتش بپرند. هنگام پریدن این جملات را با صدای بلند تکرار مکی کردند:

«آخر چارشَنبک بَربَری - درد و بُلا را دَر بُری»=«آخرین چهارشنبه سال برو - بیماری و گرفتاری را با خودن ببر»

یا همان جمله معرف همه جای ایران که:

« تَش تَشک، زردی مٌن تُی شین، سرخی تو مٌنی شین»=«آتش زردی من مال تو سرخی تو مال من»

از دیگر مراسم این شب «تَب تَشَک»=«توپ آتشین» بود. برای اینکار دور مقداری پارچه کهنه مقادیری نخ (شبیه نخهای قالی) می پیچیدند تا حدی که اندازه یک توپ گلف می شد . سپس آنرا در ظرف نفت می خیسانده و برای مراسم آماده می کردند. در این هنگامی که آفتاب به کلی غروب کرده بود . توبها را آتش می زدند و مردان جوان آنرا به آسمان و تا دوردستها پرتاب می کردند.منظره توپهای شعله ور در سیاهی شب که یکی پس از دیگری پرتاب می شد وجد وشادی بسیار به همراه داشت خاصه اینکه رفقا یا رقبا معمولاً توپها را به سمت بامهای یکدیگر پرتاب می کردند. در این میان ضرب دست جوانان و کُری خواندن برای یکدیگر هم لصفی چند چندان به مراسم می داد و خنده را به قهقه شادی برای زنان و مردان جوان کودک و پیر و زن و مرد بدل می کرد و چه خوش بودند:

قَدیمان مَردمی دُل با صفا بَ – به لصف و مهربانی آشنا بَ

به سفره گر نداشتند لقمه نانی – ولی دُل دِ میکُردُن شادمانی

یکی از موضوعاتی که در عین شادی به ان توجه داشتند .جلوگیری از ایجاد خسارت ناشی از آتش سوزی بویژه آتش نگرفتن «کُپا» بود = «علفهای خشک برای تغذیه زمستانی دامها که بر روی بامها انباشته می شد» به همین علت پس از پایان مراسم از روی آتش . با دقت آتش را خاموش می‏کردند.

خاتمه مراسم شامی مخصوص بود که عبارت بود از شوربای پاچه گوسفند که از اوائل پائیز اختصاصاً برای شامگاه چهارشنبه نگهداری می کردند. طالقانیها در قدیم و پیش از عهد یخجال! برای مصرف گوشت در دوران شتا و پائیز و زمستان از شیوه ای خاص استفاده می کردند که به آن «قورمه» می گفتند و در بخشی دیگر به جزییات آن پرداخته خواهد شد. پاچه های گوسفندان را ابتدا دود می دادند وتا اصطلاحاً خشک شود.سپس در روز سه شنبه آخر سال پاچه ها را از «پَسینه»=«انباری» در می آوردند. ابتدا پاچه ها را به دقت می‏شستند و سپس آنها را در «دُرَه»=«نوعی ظرف گلی شبیه دیزی» به همراه جبوبات و سیب زمینی بار گذاشته و از نزدیکیهای ظهر در درون تنور قرار می‏دادند.مزه مطبوع این شام مخصوص هنوز در کام باریکانیهای قدیم به یادگار مانده است.

با یاد آوری این خاطرات شیرین ،کربلائی خانم تاج با پس از آنکه چشمها را به دور دست خیره کرد ،آهی کشید و گفت «خوشا آنوقتها بَبُم »

گفتگو با : کربلائی خانم تاج و حاجیه خانم عصمت باریکانی

تنظیم:فرهاد باریکانی اسفند 88

 

دستور غذای طالقانیروغن 4 قاشق غذا خوری

آر«آروشه»
وشه غذای سبک و فوری طالقانیها بوده است که با دستور پختی آسان درطالقان بسیار رواج داشت.
مواد لازم(برای 3 نفر):
آرد -2 لیوان
روغن- 4 قاشق
تخم مرغ-4 عدد
شکر-1 قاشق
دستور تهیه:روغن را در ماهیتابه می ریزیم . بعد از اینکه داغ شد، آرد را به روغن اضافه کرده و در حرارتخم مرغ 4 عددت ملایم مرتب هم می‌زنیم تا آرد کاملا سرخ شود.
وقتی آرد خوب سرخ و رنگ آن طلایی شد و بوی آرد سرخ شده بلند شد، تخم مرغها را شکسته و اضافه می کنیم و مجدداً مرتباً به هم می زنیم تا زمانی که چسبندگی مخلوط کم شده و کمی برشته شود.اینک آروشه آماده است . برحسب ذائقه روی آن کمی شکر و یا دارچین نیز اضافه می کنند.

آروشه در گویش تهرانی «خاگینه» و در انگلیسی« scrambled egg » نامیده می شود.
دستور یخت از: حاجیه خانم عصمت باریکانی- عکسها: ابراهیم خنجری
از مخاطبین محترم سایت استدعا دارد دستور پخت غذاهای طالقانی را ارسال فرمایند
.

سپس تخم مرغها را اضافه می نمائیم

بهم زدن را تا طلائی شدن آرد ادامه می دهیم

مخلوط آرد و روغن را مرتب بهم می زنیم

تا مخلوط به قوام آید

بهم زدن را ادامه میدهیم

در حرارت آرام مخلوط را مرتبا بهم می زنیم

نوش جان

اینک «آروشه»اماده است

سپس کمی صبر می کنیم تا برشته شده و به رنگ طلائی درآید


عزاداری دهه محرم در باریکان

پیشینه عزاداری حضرت ابا عبداله حسین(ع) در واقعه جانسوز کربلا در طالقان و باریکان به سده‌های قرن اول هجری شمسی باز می گردد و از آن گاه که مردم این خطه به تشیع گرویدند ، عزاداری سالار شهیدان نیز اقامه می شده است.
شواهدي تاريخي در دست است که نشان مي دهد؛ تعداد کثيري از مردم منطقه طالقان، از همان قرون اوليه اسلامي دل در گرو حب اهل بيت (ع) داشته و مذهب تشيع را مشتاقانه برگزيده بودند .

یکی از جنبه های پر رنگ مراسم های سوکواری ، بعد قومی و قبیله ای آن است . روزهای تعطیل تاسوعا و عاشورا به مردمی که در مرامی آبا و اجدادی به خاندان نبوت عشق می ورزند فرصت می دهد تا به هر ترتیبی شده در مراسم زادگاه خود شرکت جویند و این مراسم و آیین ها را در کنار دوستان و بستگان و هم وطنان خویش ، و به روایت آشنای مرز و بوم خویشتن اجرا نمایند. پاس داشت بعد آیینی واقعه ی عاشورا به شدت با مساله ی هویت پیوند خورده است و گرایش مردم به پیوستن به گروه های تعریف شده ی قومی – قبیله ای – بومی و ... آشکار است . اما این که چرا مردم تمایل دارند در زادبوم خود و در قالب هویت بومی خویش به اجرای این مراسم ها بپردازند جای سوال است. شاید یکی از دلایل آن پیوند آیین ها و مراسم ها- صرف نظر از محتوای آن -با قومیت و بومیت و هویت بومی باشد.وقتی به ساختار و شکل آیین ها و مراسم عزاداری در سرزمین های مختلف می نگریم متوجه می شویم که رد پا و تاثیر فرهنگ هر اقلیم به طرز معنی دار و پررنگی در آیین ها و مراسم مردم آن منطقه مشهود است.

عزاداری  در قبل از دهه 50 که روستا دارای جمعیت قابل توجه ای بود . از اولین شب دهه محرم در مسجد قدیمی که یک طبقه و دارای ستونهای چوبی متعددی بود برگذار می شد . کوره ای در جنب محراب تعبیه شده بود که برای دم کردن چای کاربرد داشت و هر شب بر اساس رسمی که از سالها قبل بر قرار شده بود،یکی از خانواده‏ها متولی پذیرائی بود.در اولین شب خانواده مرحوم میزا جان پدر حاج ابوالقاسم  و در شب تاسوعا خانواده مرحوم کربلائی فتحعلی و در شب عاشورا خانواده مرحوم مراد و پسران به /ذیرائی از عزادران با چائی اهتمام داشتند.در سپیده روز عاشورا ، دسته عزاداری از میدانگاهی روستا(رُونَا) به سمت استخر (اَسَلِّی‏سَر) در جنوب شرق بعد به سمت گورستان (جَرمزار) در شمال شرق روستاحرکت می کردند. در حالی که علاوه بر بیرق‏های متعدد، علم بزرگی در پیشاپیش دسته حرکت داده می‏شدکه به نشانه نذر پارچه‏هائی به آن گره زده شده بود. مرحوم حاج سید تقی و شیر علی این ابیات را می‏خواندند و عزاداران نیز پاسخ میدادند:

زَارِِِِِِِِِِی ِ،زَارِیِ،زََاریِ،زَارِ ِ ------ زَِاریِ ،یاران ظُُلمْ زَارِْ

زاری کنید زاری کنید زاری کنید زاری- زاری کنید همراهان از این ظلم زاری کنید.

همچنین ابیاتی از ترجیع بند محتشم نیز خوانده میشد:

خورشد سر برهنه بر آمد ز کوهسار-گویا عزای اشرف اولاد آدم است

و دسته عزادار چنین پاسخ میدادند:

یاحسینروز عاشورا -10 مرداد 1369 - روستای باریکان

کشته شد

یاحسین

در کجا

کربلا

دسته عزاداران که بتدریج کودکان و نوجوانان ونیز زنان به آن می‏پیوستند در ادامه روستا را دور می‏زدند و از محدوده جِیرباغ به محوطه حمام در غرب و در انتهاء به گورستان جِیرمَزار در جنوب غرب می‏رفتند. با این حرکت نمادین 4 گوشه روستا به نیت تبرک کردن طی می شد و نزدیک ظهر به مسجد بازمی‏گشتندو مقارن اذان ظهر نماز جماعت اقامه می‏شد. . سپس از سفره اطعامی که هر خانوار به فراخور به مسجد می‏آوردند دسته جمعی تناول می‏کردند.از اوائل دهه 50 این رسم تغییر یافت و مراسم از اوائل دهه تا سوم امام با همت بانیان خیر با طبخ غذا از عزاداران پذیرائی می نمایند.حاج غلامعلی و مش رضاعلی آشپزهای قدیمی هیئت و مراسم باریکانیها اینک چند سالی است که به جوار رحمت حق شتافته‏اند . روحشانهیئت باریکانیها تهران- خیابان قلمستان روز محرم22دی 1354 شاد.

از حدود اواخر دهه 50 که دهه محرم از به فصل زمستان رسید ، بخشی از باریکانی‏ها که به تهران مهاجرت کرده بودند «هیئت باریکانی‏های‏های مقیم مرکز» را تاسیس کردند و در هر هفته با قرائت قران در منزل باریکانی‏ها استمرار یافت. . هیئت طی دهه محرم در منزل حاج قدرت الله باریکانی در خیابان قلمستان و سپس در منزل حاج الیاس برگزار می‏شد ودر اواخر دهه 60 و 70 با مناسب شدن فصل در مسجد باریکان عزا اقامه می‏گردید.

از اوائل دهه 80 به دلیل تغییر فصل هیئت مجدداً در تهران برگذار می‏گردد. حاج عطااله ،عباس،ناصر مداحان و نوحه خوانان هیئت هستند ییرغلامان امام حسین(ع) و برخی از جوانترها هیئت امناء هیئت را تشکیل میدهند و در اغلب شبهای دهه تا سوم امام برای اطعام عزادران بانی دارد.هیئت از سال 86 در منزل مهران تشکیل می‏گردد.

مهمترین شاخصه مراسم سینه‌زنی سنتی باریکانیها ، تشکیل حلقه‏ای است که در آن هر سینه زن با دست چپ کمر سینه‌زن قبلی را گرفته و پس از هر ضربه به سینه (در حالت یک ضرب هر بار و در سه ضرب پس از هر سه ضربه)یکبار  به سمت جلو خم می‌شوند. سینه زنها با هر ضربه به سینه در همان حال یک گام به سمت راست بر می‌دارند و حلقه مدام به خلاف عقربه های ساعت می چرخد . این نوع سینه زنی موسوم به «شِیلَنگِه ْ» در طالقان مرسوم است . همچنین تشکیل حلقه یا دو صف و سینه زنی با دو دست نیز معمول است. سینه زنی در باریکان قدیم حال و هوائی خاص داشت که اینک نیز کم و بیش ادامه دارد. در آن دوران مردان روستا چنان از سوز دل سینه زنی میکردند که از خود بی خود می شدند . بر اثر ضربات بسیار سنگین که صدائی رعد آسا داشت از سینه بسیاری از سینه زنان خون جاری میشد و اشکها از دیدهها روان میگشت. بعد از نوبتی سینه زنی نوحه خوانی مصیب خوانی میکرد و آنچنان فضای روحانی به وجود می آمد که پنداری جماعت واقعه جانسوز کربلا را به چشم میبینند و مرد وزن با تمام وجود برای آن بزرگواران اشک ماتم می‏ریختند.اینک نیز مراسم با همان شور وبا جلوه‏ای نوین هر ساله به همت موسفیدان و جوانان شیفته امام حسین برگزار می گردد. برای پیر غلامان حضرت اباعبدالله(ع) ، بانیان خیر ، عزاداران از زن و مرد و نیز جوانان متولی هیئت که با تحمل مشکلات و دوری راه این مراسم آئینی را کماکان زنده نگاه داشته اند تقدیر نموده و از درگاه الهی سلامتی و سعادت مسئلت داریم و یاد درگذشتگان از هیئت  را با ذکر فاتحه‏ای گرامی میداریم.


------------------------------------------------------------------------------آرد 2 لیوان















 

طراحی و اجرا توسط: وب باکس پورتال