کوی منتظران:

در خرداد ماه فرصتی دست داد تا از کوچه متظران در خروجی شهر«شهرک» به سمت جوستان دیدن کنم. اما علیرغم آنکه گفتگوی نصف و نیمه ای با بزرگ این قوم انجام دادم و نقطه نظرات ایشان در باب تمدن، آموزش و..را جویا شدم و با نظرات حیرت آوری در خصوص اجتناب آنان از هر نوشته آشنا شدم . لیکن به دلیل اینکه ایشان اجازه نشر این گفتگو را ندادند . بنا براین به ناچار از انتشار پژوهش مزبور اجتناب می گردد . از این رو به ارائه چند عکس از کوی منتظران بسنده می کنم وعلاقمندان را به مطالعه اثر ارزشمند جناب آقای عسکری دلالت می دهم .

فرهاد باریکانی -خرداد 89
 
برای مشاهده عکس در ابعاد اصلی،بر روی عکی -کلیک- کنید

انتشار کتاب اهل توقف

کتاب «روستاي ايستا: پژوهشي درباره اهل توقف در طالقان» تأليف حسين عسگري از پژوهشگران شهرستان ساوجبلاغ در 144 صفحه و شمارگان 2100 نسخه به وسيله نشر شهيد محبي منتشر شد.

بنا به گزارش روابط عمومي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان ساوجبلاغ، اين کتاب نخستين پژوهش درباره طايفه تجدد ستيز ساکن در منطقه طالقان است که بر تقليد از ميرزا صادق مجتهد تبريزي (از عالمان دوره مشروطيت) باقي مانده اند و با الهام از آراي فقهي او روستايي سنتي و ايستا در طالقان سامان داده اند.

آنان شيعه اثني عشري هستند که بر زندگي دويست سال پيش ايرانيان توقف کرده اند. همچنين شناسنامه ندارند و از امکانات رفاهي جديد مانند آب لوله کشي، گاز، برق، تلفن، مطبوعات، راديو و تلويزيون، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و يارانه استفاده نمي کنند.

يادآوري مي شود ميرزا صادق مجتهد تبريزي (متوفاي 1311 خورشيدي) از آن فقيهاني است که در هر دو حيطه نظر و عمل بر طرد مطلق انديشه تجدد و دستاوردهايش فراوان تأکيد مي کرد و تا پايان عمر بر عدم جواز استفاده از ابزار تکنولوژيک و امور جديد و مدرن فتوا مي داد و از مخالفان سرسخت مشروطيت بود.

در باره کتاب:

ايمان در نگاه آنان از جنس تعبد است. از همين منظر عقل را وظيفه ساز نمي دانند و وجود آن را فقط براي وظيفه شناسي ضروري مي پندارند. در اعياد و سوگواري ها نيز مراسم خاصي برگزار نمي کنند. هيچ کس تاکنون زنان و دختران آنان را نديده است. فرزندانشان پس از رسيدن به سن تکليف مختار هستند که با آنان زندگي کنند يا به شهر تبريز بازگردند. هيچ گونه فعاليت سياسي و اجتماعي نداشته و باورهاي خود را تبليغ نمي کنند. کم عيبت ترين حکومت دوره غيبت کبري را تا حدودي سلسله قاجاريه مي دانند، بر همين مبنا برخي از آنان تلاش مي کنند که نسب خود را به قاجاريه برسانند. رويدادهاي تاريخي سقيفه بني ساعده (واقعه انتخاب جانشين پيامبر اکرم (ص) در سال يازدهم هجري قمري)، جنبش مشروطه خواهي ايرانيان و انقلاب کبير فرانسه در قرن هجدهم ميلادي را نقطه عطف رواج بي ديني و انحراف عقيدتي مي پندارند.

براي خريد احتياجات خود همانند پارچه، برخي ميوه ها مانند خرما، ميخ و مقدار بسيار کمي آهن، شيشه و مانند اينها به شهر طالقان مي روند و خودشان آهنگري و نجاري دارند. چندان مالکيتي براي اموالشان در ميان خود نمي بينند و بر سر اموال، با کسي نزاع نمي کنند و اگر کسي در دارايي آنان تصرف کند، با او درگير نمي شوند و از مال خود چشم پوشي مي کنند. کساني را در آن دهکده مي توان سراغ گرفت که تنها 2 يا 3 بار به بيرون از محل سکونتشان رفته اند. امرار معاش آنها از فروش املاک موروثي شان در شهر تبريز و فروش گاو و گوسفند صورت مي گيرد. اهل توقف افراد غير از خود را «اهل بيرون» مي نامند.

در بخشي از اراضي آن روستا، کشاورزي و دامپروري کاملا" سنتي انجام مي پذيرد. پرورش گاو، گوسفند، طيور (مرغ و خروس)، اسب و قاطر از ديگر فعاليت هاي آنان به شمار مي رود. از اسب و قاطر براي تردد استفاده مي کنند. چندين بار ديده شده است که در تردد و انجام امور کشاورزي از اتومبيل، بولدوزر، لودر و تراکتور استفاده کرده اند. آنها در توجيه اين گونه رفتارهاي خلاف عادت مي گويند: «به هنگام اضطرار ناچار از صنعت و ابزار جديد استفاده مي کنيم.»

غذاي اين قوم، محلي و طبيعي بوده و مطابق حلال و حرام فقه شيعه است. خوراکي را که خاستگاه و چگونگي توليدش را ندانند، مصرف نمي کنند و از تناول گندم و ميوه هايي که با کود شيميايي و سموم دفع آفات به عمل آمده باشد، به شدت پرهيز مي کنند. فراوان از لبنيات توليدي خودشان استفاده مي کنند. گوشت کم مي خورند آن هم از گوشت حيوانات نر حلال گوشت. از ميهمانان خود با چاي پذيرايي مي کنند اما خود نمي نوشند. مردان در آنجا علاوه بر شلوار نخي يا پشمي دست باف، پيراهن بلندي بر تن مي کنند که تا زانو را مي پوشاند و اغلب کلاهي پشمينه بر سر دارند.

اهالي روستاي ايستا شناسنامه ندارند و جزء آمار جمعيت ايران به شمار نمي روند و از امکانات رفاهي جديد مانند آب لوله کشي، گاز، برق، تلفن، مطبوعات، راديو و تلويزيون، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و يارانه و ... استفاده نمي کنند. کودکان آن روستا براي علم آموزي به مدارس طالقان نمي روند بلکه به سبک سنتي و مکتب خانه اي با فراگيري دروسي همانند واجبات و محرمات فقهي، خوشنويسي و اصول عقايد، سواددار مي شوند. در مجموع 18 تا 20 جلد کتاب در روستاي ايستا موجود است که رساله عمليه ميرزا صادق مجتهد تبريزي (چاپ سنگي سال 1323ق) و کتاب خطي سيدحسين نجفي طباطبايي از آن جمله است.

ساعت مچي و ديواري در محل زندگي اهل توقف وجود ندارد. سيمان و آهن در معماري خانه ها به کار نرفته و درها همه چوبي هستند. به دو زبان ترکي و فارسي سخن مي گويند. به مرزهاي جغرافيايي بين کشورها و شهرها اعتقادي ندارند و جهان در ذهن آنان بدون مرز است. هيچ زني را به محدوده روستاي خود راه نمي دهند و از گفت و گو با آنان به شدت پرهيز مي کنند. بيماري هاي خود را با روش هاي سنتي درمان مي کنند و به پزشک مراجعه نمي کنند مگر در حالت اضطرار. هيچ گونه نزاع و جرمي تاکنون از آنان گزارش نشده است.

دو دليل فقهي «حرمت تغيير در آفرينش خداوند» و «حرمت تشبه به کفار و بيگانگان» به شدت مورد تأکيد و عمل آنان است. توجه به آباداني و توسعه دنيا را تا آنجا مجاز مي دانند که در خدمت بندگي و تعالي انسان باشد. به اعتقاد آنان حضرت مهدي (عج) به هنگام ظهور، از سازوکارهاي تمدن جديد استفاده نخواهد کرد و با ظهور آن حضرت و استقرار حاکميت صالحان، نشاني از اين نوع تمدن نخواهد بود.

گفته مي شود يکي از نويسندگان و روزنامه نگاران به نام «مهدي نصيري» که با اين طايفه ارتباط داشت، در سال 1381 خورشيدي اين نوع زندگي تجدد ستيزانه را با روش نقلي در کتابي با عنوان «اسلام و تجدد» بدون اشاره به اهل توقف طالقان، توجيه کرده است.

http://128askari.parsiblog.com /

طراحی و اجرا توسط: وب باکس پورتال