امام زاده های طالقان:

امام زادگان بسيارى در شهرها و روستاهاى‏كشور بزرگ اسلاميمان آرميده‏اند، كه‏ مزارشان تجلى‏گاه عواطف انسانى و پناهگاه‏ روحى مردم است. دوستداران اهل‏بيت ‏عليهم السلام ‏مزار امام زادگان را درى گشوده به سوى ‏آسمان معنويت و معرفت مى‏دانند و هرگاه ‏حاجتى داشته باشند، با توسل به روح ‏ملكوتى اين بزرگواران و با تقديم سلام به‏ آستان متبرك يادگاران عترت و خواندن‏ زيارتنامه، آرامش روحى خود را باز مى‏يابند.

ضريح‏هاى امام زادگان جوششگاه عواطف‏ و احساسات پاك مردان و زنانى است كه باادب خاص در برابر مشاهد منور فرزندان‏ حضرت فاطمه - سلام الله عليها - و با پيمودن‏ راه‏هاى دور و نزديك، احترام و ارادت قلبى ‏خويش را به فرزندان حضرت زهرا عليها السلام و كاروان پراكنده كوثر ابراز مى‏دارند.

بسيارى از امام زادگان دانشورانى بزرگ ومجاهدانى سترگ و زاهد بودند، كه رسالت ‏تبليغ دين و آموزش حقايق مكتب احياگراسلام را بر دوش داشتند. برخى از آنان‏ پرستوهاى مهاجرى بودند كه براى رساندن‏ پيام ايمان در روستاهاى دور افتاده و بر فرازكوه‏ها و در دل كويرها، زندگى را مخفيانه و مظلومانه سپرى كردند.

طالقان نيز كه در مسير تاريخ همواره مامن بزرگان از خاندان پيامبر و محبان اهل بيت (ع) بوده است . جمعي از امام زادگان را چون صدف در بر گرفته است . درمورد امام زاده ها شايد معتبرترين آنان خاندان مطهر حضرت امام موسي ابن جعفر باشند كه در پي ديدار با برادرشان حضرت امام رضا (ع) به ايران هجرت نموده اند.

پسران موسى بن جعفرعليه السلام

فرزندان آن حضرت را از 37 تا 50 نفرنوشته‏اند.

1 - امام رضاعليه السلام: مشهد.

2 - احمد، مشهور به شاهچراغ: شيراز.

3 - محمد، مشهور به عابد: شيراز.

4 - اسماعيل: مصر يا تويسركان.

5 - جعفر: خوار. (11)

6 - هارون: روستاى جوستان طالقان. (12)

7 - حمزه: مشهور به اباالقاسم: رى يا اصطخر شيراز يا سيرجان. (13)

8 - قاسم: حله.

9 - عباس: شوش نزديك كوفه. (14)

10 - ابراهيم اصغر، مشهور به مجاب: كربلا.

11 - حسن: بغداد.

12 - عبدالله: نامعلوم. شايد امام زاده‏عبدالله در مسير اصفهان - قم.

13 - زيد مشهور به زيدالنار: سامرا.

14 - حسين: نامعلوم.

15 - فضل، معروف به شاه فضل: بهبهان.

16 - سليمان: نامعلوم.

17 - سالم: نامعلوم.

18 - سعيد: نامعلوم.

19 - عقيل: نامعلوم.

20 - ابراهيم: زنجان.

21 - عبيدالله: كوفه.

22 - عون: نامعلوم.

23 - ادريس: نامعلوم.

24 - شمس الدين: علويجه اصفهان.

25 - شرف الدين: نامعلوم.

26 - صالح: تجريش - تهران.

27 - اسحاق، ملقب به امين: گرگان.

28 - ابراهيم اكبر، مشهور به شاه ابراهيم:قم.

 

بقعه متبرکه امامزاده هارون (ع)

امامزاده هارون بن موسى جعفر (ع) ششمين فرزند امام هفتم (ع) است .در شرح حال ايشان آمده که در سال 160 هجرى در مدينه متولد شده و در سال 211 هجرى دار فانى را وداع گفته و در روستاى جوستان طالقان مدفون گرديده است .بقعه در 1000 محوطه اى حدود متر که پيرامون آن را درختان کهنسال بلند فرا گرفته واقع شده است .اين بقعه داراى امکانات رفاهى و کتابخانه اى مجهز و زائر سراست.و هم اکنون در حال مرمت و باز سازى . است

امام زاده هارون جوستان
بقعه متبرکه امامزاده ابراهيم علی (ع )

آن حضرت از نوادگان حضرت ابوالفضل العباس (ع) است.بقعه ايشان در محوطه اى در منطقه سرسبز و مشجر در روستاى تکيه ناوه طالقان در فاصله 55 کيلومترى شهرستان کرج واقع شده است . قدمت بقعه به عصر صفويه باز مى گردد .اين بقعه داراى ضريحى چوبى مربوط به 200 سال قبل بوده که يک ضريح فلزى نيز به آن ضميه شده است .بناي امامزاده داراى گنبدى مخروطى شکل است و اخيرا مورد مرمت قرار گرفته است.پوشش داخلى گنبد سفيد کارى و ازاره آن از سنگ است .در اين بقعه زائر سرايى جهت رفاه زائرين احداث شده است

امام زاده ابراهيم -تكيه ناوه
بقعه متبرکه امامزاده ابراهيم (ع)

وي از نوادگان امام موسى کاظم (ع) است .اين امامزاده در مرکز روستاي کشرود طالقان در منطقه اى کوهستانى با درختان انبوه و کهنسال واقع شده است .بناى آن منفرد وفاقد الحاقات است . اين بنا فاقد گلدسته است ولي داراى گنبدى مخروطى مطابق با وضعيت معمارى منطقه است که مورد مرمت وباز سازى نيز قرار گرفته است .همچين گورستانى پيرامون امامزاده وجود دارد .اين امامزاده داراى امکانات اوليه رفاهى و آب و برق نيز هست.مرمت اين بناى تاريخى به قرن هفتم يا هشتم هجرى باز مى گردد.

بقعه متبرکه امامزاده زکريا(ع)

بقعه متبرکه امامزاده زکریا(ع) نسب ایشان به امام موسى کاظم (ع) مى رسد. امامزاده در منطقه ای کوهستانى در جنوب روستاى میراش در 11 کیلومترى غرب شهرک (مرکز طالقان )و در محوطه اى حدود 4000 متر مربع واقع شده است .این بقعه داراى ضریح چوبى است که ارزش تاریخى دارد .گنبد آن مطابق معمارى محلى رک (مخروطی)و فاقد گلدستهاست . جنب بقعه مسجدى احداث گردیده که فضاى سبز مناسبى نیز به آن اضافه شده است .این بقعه جزو آثار تاریخى به شمار مى آید و مربوط به هفتم یا هشتم هجرى است .

مسیر دسترسی به روستای میراش : دسترسی معمولبه روستای میراش از طریق راه اصلی طالقان امکانپذیر است. جاده اصلی از کیلومتر ۹۰ بزرگراه کرج - قزوین آغاز و پس از پیمودن دهستان زیاران از طریق گردنه روستای ابراهیم آبادوارد طالقان می‌شود .در امتداد دریاچه سد طالقان به دو راهی گلینك رسیده و راه دسترسی به میراش از سمت چپ می باشد. با طی حدود 3 كیلومتر در كنار منظره زیبای دریاچه سد به دو راهی میراش می رسیم كه با تابلوی راهنما مشخص شده است. از ابتدای دو راهی میراش تا ورودی روستا حدوداً یك كیلومتر می باشد. به امامزاده زکریا (علیه السلام) معروفمی باشد. السَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا السَّیِّدُ الزَّکِیُّ، اَلطّاهِرُ الوَلِیُّ،وَالدّاعِی الحَفِیُّ؛ اَشهَدُ اَنَّکَ قُلتَ حَقّاً، حَقّاً، وَنَطَقتَ حَقّاً وَصِدقاً،وَدَعوتَ اِلی مَولایَ وَمَولاکَ، عَلانِیَةً وَسِرًّا، فازَ مُتَّبِعُکَ، وَنَجا مُصَدِّقُکَ،وَخابَ وَخَسِرَ مُکَذِّبُکَ، وَالمُتَخَلِّفُ عَنکَ، اَشهَد لی بِهذهِ الشَّهادَةِ،لِاَکونَ مَنَ الفائِزینَ بِمَعرِفَتِکَ وَطاعَتِکَ، وَتَصدیقِکَ وَاتِّباعَکَ، وَالسَّلامُعَلَیکَ یا سَیِّدی وَابنَ سَیِّدی. اَنتَ بابُ اللهِ المُؤتی مَنهُ، وَالمَأخوذُ عَنهُ،اَتَیتُکَ زائِراً، وَحاجاتی لَکَ مُستَودِعةً، وَها اَنَا ذا اَستَودِعُکَ دینی وَاَمانَتی،وَخَواتیمَ عَمَلی، وَجَوامِعَ اَمَلی اِلی مُنتَهی اَجَلی، وَالسَّلامُ عَلَیکَ وَرَحمَةُاللهِ وَبَرَکاتُه. *** سلام بر تو ای آقای پاک و پاکیزه و سرور من و ای دعوت کننده(به حق) به مهربانی، گواهی دهم که تو حق گفتی و به حق و راستی سخن کردی و (مردم را)آشکارا و نهان بسوی مولای من و مولای خودت دعوت فرمودی رستگار شد پیرو تو و نجات یافت تصدیق کننده ات و نومید و زیانکار شد تکذیب کننده ات و آنکس که با تو مخالفت کرد گواه باش برای من این گواهی را تا من بوسیله معرفت و اطاعت تو و تصدیق و پیروی کردنت اززمره رستگاران باشم و سلام بر تو ای آقای من و ای فرزند آقای من توئی درگاه خدا که از آن درآیند و (معالم دین را) از آن بگیرند آمده ام به درگاهت برای زیارت و حاجت هایخود را به تو سپرده ام و من اکنون به تو می سپارم دینم و امانتم و سرانجام کارهایم و همه آرزوهایم را تا پایان عمرم و بر تو باد سلام و رحمت خدا و برکاتش. آستان امامزاده زکریا (علیه السلام) در شهرستان طالقان، دهستان میان طالقان، روستای میراش واقع شده است.

بقعه متبرکه امامزاده سيد علاءالدين (ع )

وي از نوادگان امام محمد بافر (ع) است .بقعه امامزاده اورازان مدفن سيد علاء الدين (ع) برادر سيد ضياءالدين  که در روستاى خچيره مدفون است این دو امامزاده فرزندان سلطان علی مشهد اردهال هستند که ظاهرا پس از تعقيب اين دو برادر توسط خوارج ،آن دو از يکديگر جدا شده و سيد ضياء الدين به روستاى خچيره وسيد علاء الدين به اورازان رفته و در اين مکان مدفون شده اند .بنا فاقد الحاقات جانبى و گلدسته است و قبرستانى در بخشى از محوطه امامزاده قرار دارد .

بقعه متبرکه امامزاده سيد ضياء الدين (ع)

او از نوادگان امام موسى کاظم (ع) است .اين بقعه در منطقه کوهستاني روستاى خچيره طالقان در فاصله 500 مترى ضلع جنوبى رودخانه شاهرود و ميان دو کوه که منظره اى بسيار زيبا را تداعى مى کند قرار گرفته است.او در زمان حيات خود به عنوان فردى با ايمان و با تقوا شهرت داشته است .بناى اين امامزاده فاقد گلدسته و داراى گنبد است و کتابخانه اى کوچک ،وضو خانه و 3 زائر سرا دارد.همچنين کف سراسر امامزاده موزائيک و بالاى آن گچ کارى شده است .قدمت اوليه بنا به قرون هفتم وهشتم هجرى باز مى گردد.

بقعه متبرکه امامزاده مهراب (ع )

امامزاده مهراب يا مسعود (ع)از نوادگان امام موسى بن جعفر (ع) است .اين بقعه که در منطقه کوهستانى روستاى کشرود طالقان واقع گرديده فاقد گلدسته و گنبد است .مسجد چهارده معصوم ضميمه اين بقعه شده است.اين امامزاده داراى ايوان اصلى و شبستان است و قدمت اوليه آن به قرن دهم ويازدهم هجرى باز مى گردد.گورستان عمومى پيرامون آن قرارد دارد .بقعه داراي فضاى سبز مناسب است.

بقعه متبرکه امامزادگان موسى وسليم(ع)

اين امامزادگان يکى موسى از اعقاب امام محمد تقى (ع) و ديگري سليم از احفاد امام جعفر صادق (ع) است.اين بقعه در روستاى آسفاران و در منطقه کوهستانى طالقان در محوطه اى حدود 3000 متر با زير بناي 100 متر مربع واقع شده است .بناى اوليه بقعه متعلق به قرن هفتم يا هشتم هجرى و حرم آن داراى ضريحى چوبى است و گنبد آن اخيرا مورد مرمت قرار گرفته است .جنب بقعه مسجدى احداث گرديده و داخل حرم مرمت و سفيد کارى شده است .پيرامون بقعه را قبرستان عمومى با انبوه درختان تنومند و بلند در بر گرفته است .بنا فاقد الحاقات جانبى است ولى از امکانات اوليه و آب و برق برخوردار است .

بقعه متبرکه امامزاده قاضی بارگاه مطهر حضرت قاضی میر سعید - از وبلاگ محبان قاضی میر سعیدمير سعيد (ع )

اين بقعه متعلق به قاضى مير سعيد بن سيد علاالدين الحسينى از نوادگان امام محمد باقر (ع) است.اين بقعه در يکى از زيباترين مناطق کوهستانى طالقان در ضلع غربى روستاى حسنجون و سيد آباد و در حدود 20 کيلو متري طالقان که بسيار سر سبز و خوش آب و هواست واقع شده است.اين امامزاده فاقد گلدسته،داراى گنبد و همچنين سنگ قبرى است که طبق نوشته روى آن ،ايشان در سال 926 هجرى قمرى مى زيسته است.بنا با مساحتي حدود 120 متر مربع فاقد الحاقات جانبى است و در بخشى از محوطه گورستان عمومى قرار گرفته است .ساختمان امامزاده داراى تسهيلات اوليه و آب و برق است .تاريخ اوليه بنا به قرن نهم و دهم هجرى باز مى گردد.

بقعه متبرکه امامزادگان محمد باقر وسيد اسماعيل (ع )

از نوادگان حضرت موسى کاظم (ع) .جزينان در منطقه اي کوهستانى از توابع شهرستان طالقان واقع شده است .بقعه داراى زير بنايى حدود 100 متر ،گنبدى گلى و رک و فاقد گلدسته و ديگر الحاقات جانبى و ضريح آن چوبى است . اين امامزاده جزو آثار به ثبت رسيده است و قبرستانى عمومى در بخشى از محوطه آن قرار دارد .ساختمان امامزاده داراى امکانات اوليه و آب و برق است .

بقعه متبرکه امامزاده يوسف (ع)

وي يکى از فرزندان امام موسى کاظم (ع) به شمار مى رود .بناي بقعه ايشان در منطقه اى کوهستانى در روستاى وشته طالقان که به بادامستان نيز معروف است ، در فاصله 144 کيلومترى شهر کرج واقع گرديده و پيرامون آن را درختان بادام فرا گرفته است .از نظر معمارى ،اين بنا منفرد و بدون الحاقات و فاقد ضريح و گلدسته است .قدمت بقعه به دوره صفويه باز مي گردد . گنبد آن مخروطى يا رک و با کاشيهاى متاخر آبى رنگ کاشیکاری شده است .اخیرا این بقعه مورد مرمت و بازسازی قرارگرفته است .

منابع :

۱-http://shahrasar.blogfa.com

۲-http://www.scarecrow 13 .blogfa.com

۳-www.al-shia .

www.moradhajian.blogfa.com4- /

قدمگاه پیروشته طالقان:یادگاری از دولت کیائیه گیلان:

در ضلع جنوبی روستای وشته واقع د ارتفاعات جنوبی دره طالقان، بنای برجی شکلی قرار دارد به نام پیر نمیر و یا پیر وشته طالقان.بنای مزبور با ارتفاع 2358 متر از سطح دریا و به موقعیت جغرافیایی 36 درجه و 9 دقیقه عرض و 50 درجه 48 دقیقه طول، در نزدیکی چشمه ای موسوم به پیری دره واقع است.

در مورد شجرنامه و یا شخصیت پیروشته متاسفانه اطلاعی در دست نیست ( پازوکی، ص372) ، اما تعدادی از پیرمردان روستا نقل می کننند که در داخل مقبره؟ سنگ قبری مرمرین وجود داشته که برروی آن مطالبی نوشته شده بود. یکی از همین پیر مردان ادعا می کند که مطالب مذکور را بخاطر دارد، اما تاریخ آن را چون عربی بوده فراموش کرده است. مطلب چنین است:« این بقعه متبرکه را امر فرمود سلطان میرزاعلی از برای درویش نمیر دام الورعه خلد المکه» (پازوکی؛ همان). علی رغم فراموش شدن تاریخ بقعه، اما عنوان میرزا علی که در جای خود بدان خواهیم پرداخت از اهمیت بسزایی برخوردار است.

جغرافیای تاریخی:

پیشتر گفتیم که بنای پیروشته در ارتفاعات جنوبی دره طالقان قرار گرفته است، حمد الله مستوفی درباره اجتماعات انسانی این منطقه میگوید : کلاتها بوده و دیه های معتبر کمتر باشد. (نزهة القلوب؛ ص179) سید ظهیر الدین مرعشی در طول اقامت چهارده روزه خود در طالقان(880 ق)، به دوتـا از این دهکـده ها به نامهای جوزستان و پاته اشاره می کند که امروزه تنها روستای جوزستان در منتهی الیه شرقی دره طالقان برجای باقی مانده است همچنین از جمله کسانی که از طالقان نام مي برد،

می توان به زکریا محمد بن محمود قزوینی اشاره کرد.

او درکتاب آثار البلاد و اخبار العباد(674 ق) می گوید: طالقان رستاویست دارای قریه ها که درکوهستان واقع شده فی ما بین قزوین و گیلان و کوههای دیلم، در کوههای طالقان زیتون و انار هست و از آنجا زیتون و انار به قزوین مي آورند. (ص174) ابولفداء (672-732 ق) نیز از قول ابن حوقل می‌گوید: طالقان به دیلم نزدیکتر است تا به قزوین (تقویم البلدان؛ ص487)، در این رابطه و با توجه به گفته امین احمد رازی از مورخان قرن یازدهم: از حوالی جرجان وحدود دامغان تا کوهستار ری و طالقان همه طبرستان است.( هفت اقلیم؛ ص57) چنین می توان نتیجه گرفت که در اوایل حکومت صفویه، طالقان هم بخشی از سرزمین طبرستان بوده است. درحالی که تا پیش از آن ابوریحان بیرونی (362-440 ق) از طالقان به عنوان طالقان دیلم (آثار الباقی؛ ص 182) و سمعانی (506-562 ق) بخشی از آن را، از آن ری و بخش دیگر را از آن قزوین (الانساب؛ ص363) بیان کرده بوده اند.

باری، عاقبت محمد حسن خان صنیع الدوله وزیر انطباعات و حاکم قاجاری طالقان، تمامی این اشارات وامثال آن را خلاصه کرده می گوید:اسم و شرح طالقان در کتب جغرافی و تاریخ عرب و عجم مسطور و مذکور است بعضی آن را ولایت نوشته و برخی روستا، یکی بلده و روستا نگاشته و دیگری بلوک. و از این جمله برمی آید که ناحیه معظمی بوده است و در اینکه این ناحیه از مضافات و متعلقات کدام ولایت است

اختلاف عقیده وجود دارد. بعضی آن را جزء طبرستان دانسته، زمره ای داخل درخاک گیلان، جماعتی جزیی از خاک ری وعده ای طالقان را متعلق به قزوین دانسته اند، و عقیده شخصی من برآن است که طالقان خود ناحیه و ولایتی مفروز و مستقل بوده است.» (جغرافیای قدیم و جدید طالقان؛ ص11)

ضمناً مناطق دیگری نیز با نام طالقان وجود دارند که از جمله آنها می توان به طالقان طخارستان:« طالقان بزرگترین شهر طخارستان است، واقع در دشتی که مسافت آن تا کوهسار زیاده از یک پرتاب تیر نیست.» (جوینی؛ ص200) و یا طالقان جوزجان خراسان که مغولان پس از هفت ماه محاصره آن را در سال 617 هجری تصرف و با خاک یکسان کردند، اشاره کرد. مقدسی در اواسط قرن چهارم هجری(357 ق) می نویسد:« طالقان در دو موضع است یکی شهری است در دیلـم، و دیگر طالقان جـوزجـانـان.» ( احسن التقاسیم؛ ص26) البته او از طالقان طخارستان اطلاعی نداشته است.

معماری بقعه پیروشته:

تاکنون قریب به بیست بنای سنگی با پلان دایره( نظیر دو بنای گوسارخانه فیروزکوه از دوره ایلخانی)، مربع(نظیر برج بیامه سی لاریجان از دوره تیموری ) و هشت ضلعی (نظیر آرامگاه های ناحیه تارم قزوین از دوره آل بویه- سلجوقی) در البرز مرکزی مورد شناسایی قرار گرفته اند، که بنای بقعه پیروشته نیز در زمره آنها می باشد.

بنای مزبور با پلان هشت ضلعی و مصالح لاشه سنگ و ملات گچ و ماسه برروی صفه ای که از وصالی تخته سنگ های بزرگ با صخره طبیعی ایجاد گردیده، احداث شده است. (تصویر شماره 2) سابقه پلان هشت ضلعی یعنی زدودن زوایای مربع به دوره اسلامی باز می گردد. در اینرو ش که قبه با سهولت بیشتری برروی بدنه قرار می گیرد، دیگر نیازی به گوشواره های مثلثی نیست. این پلان که از دوره سلجوقی تا اواخر دوره ایلخانی از عمومیت بالایی برخوردار بود، از این تاریخ به بعد در فضای داخلی تعدادي از مقابر به طرح چليپا و يا مربع تغيير حالت مي‌دهد. از جمله اين بناها مي‌توان به امامزاده علي‌بن جعفر (713ق) و يا احمد بن قاسم (780 ق) در قم و نيز امامزاده حسين‌رضا ورامين (ايلخاني) اشاره كرد.

همچنين انتخاب ورودي در ضلع جنوب شرقي بقعه نيز، همچون ورودي مقبره سلطان ويس نياق در ارتفاعات قزوين (سلجوقي؟) احتمالاً به دليل وزش باد شمال طالقان

و يا بادهاي باران زاي باختري منجيل بوده است.

درباره پوشش سقف بقعه، آن گنبدي رك (هشت وجهي) و دو پوسته است. بناهايي با گنبدهاي كثيرالاضلاع در نقاط مختلف ايران و در دوره مختلف زماني وجود دارند كه از جمله آنها مي‌توان به بناهايي با گنبد هشت ضلعي در شمال ايران متعلق به قرن نهم و يا بناهايي با گنبد شانزده ضلعي در قم (= مغول و تيموري) اشاره كرد. در اين ميان به نظر مي‌رسد كه گنبدهاي دوازده ضلعي از پراكنش بيشتري برخوردار بوده‌اند، چنانكه تقريباً مي‌توان نمونه‌هايي از آن را در تمام ايران و از دوره تيموري تا دوره قاجار مشاهده كرد. (مرادي؛ ص 116)

همچنين برخلاف نماي بيروني بقعه و شته كه داراي هيچگونه تزييني نيست، در داخل و در نماي هر ضلع، طاقنماهايي به چشم مي‌خورند كه در بالاي آنها رديفي گوشوار مانند پوسته داخلي گنبد را دور مي‌زنند. در هر يك از اين طاقنماها كه با آجرهاي نره لعابدار (فيروزه‌اي و لاجوردي) مورد تزيين قرار گرفته‌اند، دو نقش محراب گونه لاجوردي ديده مي‌شود. به كارگيري دو طاقنماي هم پهلو در اسپر يك طاقنماي بزرگتر، تزييني مسبوق به سابقه است. چنانكه مي‌توان نظاير آن را در طاقنماهاي بيروني گنبد شيخ جنيد توران پشت يزد (سلجوقي؟) و نيز به صورت دو طاقنماي شكنجي در اضلاع بيروني آرامگاه‌هاي ناحيه تارم قزوين (آل بويه؟) مشاهده كرد. بنا به گفته اسكوفيلد: «تنها خود شكل نيست كه خوشايند است، بلكه انتخاب تعداد محدودي از اشكال است كه تكرار يافته و بدين نحو وحدتي را در يك اثر معماري به وجود مي‌آورند» (معماري تيموري در ايران و توران؛ ص 287). در پايين طاقنماها، نغول‌هايي كه احتمالاً با كاشيهاي (= فيروزه‌اي، لاجوردي و سياه) چسبيده بر سطح يك توده ملات گچ بدست آمده در قسمت درگاه مورد تزيين قرار گرفته بوده‌اند (شيزري؛ ص 11)، ديده مي‌شوند. (تصوير شماره 3) اين نغول‌ها در حال حاضر فاقد هرگونه تزيين‌اند.

استفاده از كاشي لاجوردي در كنار كاشي فيروزه‌اي براي نخستين بار در بناي مسجد ملك زوزن يعني از اواخر دوره خوارزمشاهي آغاز مي‌شود، پيش از آن يعني در دوره سلجوقيان تنها از كاشي فيروزه‌اي آن هم در حجمي بسيار محدود مورد استفاده قرار مي‌گرفته است. كاشيهاي سياه رنگ نيز همراه با كاشيهاي سبز و قهوه‌اي از دوره ايلخاني وارد بناهاي اسلامي مي‌شوند

در مجموع به نظر مي‌رسد كه بناي بقعه پير وشته داراي يك دوره ساخت، يك دوره الحاقي و بيش از شش بار اندود گچ خصوصاً در پوسته داخلي گنبد مي‌باشد. لايه‌هاي اندود در چند نقطه به خوبي قابل تشخيص‌اند و كاشيكاري‌ها همراه با درگاه فرو ريخته نيز احتمالاً مربوط به دوره الحاقي اين بنا مي‌باشند. اين درگاه به علت آنكه با ملات گل ساخته شده بود نتوانست در طي ساليان دراز دوام بياورد و لذا با حركت تدريجي سنگها بر روي يكديگر از بين مي‌رود. كاشيكاريها هم متاسفانه به دست انسان مضطرب گرديده‌اند. ضمناً در كف ضخره‌اي اين بقعه، هيچ نشانه‌اي از حفر گودال به مانند آنچه كه در قبور سنگي قلعه گبري ري (آل بويه) و يا آرامگاهي در سوادكوه مازندران (پير شهريار؛ 880 ق) ديده مي‌شود (ستوده؛ ص 433) وجود ندارد. پس در نتيجه اين احتمال هست كه بناي پير وشته نه يك آرامگاه، بلكه همانطور كه از قول عبدالوهاب قزويني خواهيم آورد، تنها يك قدمگاه در ضلع جنوبي دره طالقان باشد. و سنگ قبري هم كه برخي از روستاييان بدان اشاره مي‌كنند، به مانند سنگ مرمر بقعه آقا سيد حسين لنگرود (از دوره كيائيه) كه در آن خبر آتش سوزي شهر و نيز بازسازي بنا ذكر شده، تنها يك كتيبه سنگي بوده است.

تاريخ گذاري قدمگاه پيروشته:محمد بن عبدالوهاب قزويني در حواشي كتاب تاريخ جهانگشاي جويني آورده است: «وشته از قراي معتبر طالقان وسطي است، بر يسار شاهرود و محادي دهكده نويزك. در اين قريه قدمگاه پيري است كه طرف توجه اهالي است و خوارق عادات به آن نسبت مي‌دهند.» (ص 398) بيشتر گفتيم كه يكي از پير مردان روستاي وشته، مطالب نوشته شده بر روي سنگ قبر؟ مفقود شده اين بنا را به خاطر دارد، اما تاريخ آن را چون عربي بوده فراموش كرده است. مطلب چنين است: «اين بقعه متبركه را امر فرمود سلطان ميرزاعلي از براي درويش نمير دام الورعه خلدالملكه» (پازوكي؛ ص 372) شايد رسالت باستان شناسي ايجاب نكند كه ما بطور يكطرفه و تنها بر فرض صحت قول يكي از اهالي روستا، به تاريخ گذاري اين بنا مبادرت بورزيم، اما عنوان ميرزاعلي كه در حدود پنج قرن پيش در منطقه حضوري پر رنگ و تاريخي داشته، بسيار قابل تأمل و سوال برانگيز است. يعني نمي‌تواند اتفاقي باشد.ميرازعلي كيست؟ تا پيش از روي كار آمدن دولت صفويه و سپس تثبيت آن در عصر شاه عباس (م 1038)يكسري حكومتهاي محلي در ايران

علي‌الخصوص در ناحيه شمال وجود داشته‌اند

كه از جمله آنها مي‌توان به سادات مرعشي در طبرستان و حكام كجور در رويان (غرب مازندران) كه به ترتيب در سالهاي 986 و 1006 هجري قمري به حيات آنها توسط صفويان خاتمه داده مي‌شود، اشاره كرد همچنين سيد محمد تقي مير ابولاقاسمي در كتاب تاريخ و جغرافياي طالقان مي‌نويسد: «از جمله حكمرانان گيلان كه قبل از روي كار آمدن صفويه قدرت و نفوذي در قسمتهاي شمال ايران داشتند و به عقيده بعضي از مورخين نسب آنان به امام زين‌العابدين مي‌رسد كيائيه‌اند.» (ص 15) مناطق تحت تسلط اين حكومت (780 1001 ق) كه به وسيله يكي از شاگردان سيد قوام به نام سيد علي كيا و با تأسي از نهضت مرعشيان مازندران (760 986 ق) پايه گذاري گرديد، به غير از گيلان طالقان را هم شامل مي‌گردد.سيد ظهير الدين مرعشي در كتاب تاريخ گيلان و ديلمستان مي‌گويد: «از جمله حكمرانان كيائيه، كاركيا ناصركيا بود كه ملك پدري را كه شامل كوه گيلان و رودبار و طالقان بود با برادرش امير سيد احمد تقسيم كرد و طالقان در حوزه فرماندهي برادرش درآمد.» (ص 183) مير ابوالقاسمي هم اضافه مي‌كند: «در سال 853 الغ بيك (پسر شاهرخ تيموري) به طالقان آمد و با عبور از طالقان خرابي و ويراني زيادي بدانجا وارد آورد و چون سيد احمد اطاعت و فرمانبرداري الغ بيك را پذيرفته بود، دستور داد تا قلعه فاليسين با تمامي طالقان به او سپرده شود ... در سال 908 سلطان حسن از طرف برادرش ميرزاعلي (883 911 ق) بحكمراني طالقان انتخاب گرديد.» (ص 16) همينطور كه مي‌بينيم ميرزاعلي يكي از حكمرانان سلسله كيائيه است. حسين لاهجي در اوايل قرن دهم هجري و در كتاب تاريخ خاني كه اصلاً براي همين سلسله تاليف گرديده مي‌گويد: «بعد از اتمام شرايط تعزيت و انقضاي مصيبت (وفات سلطان محمد كيائيه) چون حضرت سلطان حسن با حضرت ميرزاعلي هم عهد بود، ديگر برادران را هم عهد فرمودند و سلطانت را به حضرت ميرزا علي هم عهد بود، ديگر برادران را هم عهد فرمودند و سلطنت را به حضرت ميرزاعلي ارزاني داشتند.» (ص 11) با نگاهي به تاريخ سلطنت ميرزاعلي (883 911 ق) در مي‌يابيم كه او مدتي را با شاه اسماعيل صفوي (907 930 ق) هم

عصر بوده است. در اين رابطه دكتر عبدالحسين نوايي در كتاب شاه اسماعيل صفوي مي‌گويد :

«خاندان كاركيا از روز نخست با شاه اسماعيل به صفا و صداقت پيش آمد و شاه صفوي هنگامي كه از دست آق قويونلوها به گيلان گريخته بود، مدتها در پناه ميرزاعلي در رشت بسر برد و ميرزا در حفظ و حراست آن بازمانده سلطان حيدر كوشش تمام نمود.» (ص 310) شاه اسماعيل كه در اين زمان كودكي بيش نبود، به مدت شش سال تحت نظر و مراقبت ميرزا علي با خواندن و نوشتن و تعليم قرآن و فنون سواري و تيراندازي آشنا شد، و سپس در سن دوازده سالگي لاهيجان را به قصد اردبيل ترك نمود. باري، خصايل نيكو و قابل توجه ميرزا علي در قلم ديگر مورخين از جمله سيد ظهير الدين مرعشي كه در خدمت همين سلسله به تأليف و احراز مقامات مختلف كشوري و لشكري نايل آمد، مسطور است. او از آغاز به كار ميرزا علي مي‌گويد: «چون به سعادت و كامراني به تخت شهنشهي بنشست، اعيان ملك و اركان مملكت را به نوازش خسروانه مفتخر ساختند و هر يكي را فراخور منصب آن كس التفات خسروانه مرعي فرمودند و رسم و آئين كه سابقاً در ميان مردم آن ايام جاهليه مانده بود، مثل آنكه شخصي را كه پسر نبود به دختر ميراث نمي‌دادند و ستاندن زن زر و ساير امور بدعيه را بفرمود تا از روي دفاتر محو گردانند و بر موجب شريعت عزا سلوك نمايند و غلامان زرخريده غفران پناهي را خط آزادي داده، جهت هر يكي مرسوم و مواجب نسق فرمودند و روح مطهر مزكي معلاي غقران پناهي را به ختم كلام مجيد در همه جمعات شاد مي‌گردانيدند.» (ص 415)

حال با اين تفاصيل، اگر ما گواه پيرمرد روستاي وشته را درست بپنداريم، به تقريب مي‌توان گفت كه بناي قدمگاه پيروشته و يا به قولي پير نمير، مربوط مي‌شود به اواخر قرون ميانه اسلامي يعني مصادف با حيات سلطان ميرزاعلي (883 -911 ق) حاكم كيائيه گيلان. در غير اين صورت و با توجه به كثرت استعمال پلان و گنبد منشوري بنا كه نظاير آن را در ديگر مقابر اين دوره مانند امامزاده سلطان مطهر وردهن (847 ق) و يا امامزاده علي شكرناب آبيك (884 ق) نيز مي‌توان ديد، محتمل‌ترين دوره براي تاريخ گذاري اين بنا، همين قرون ميانه اسلامي به ويژه نيمه دوم آن مي‌باشد. «اين نوع سبك معماري هر چند كه مربوط به شمال ايران است، اما در شهر ري نضج مي‌گيرد.» (پيرنيا؛ ص 143) افزون بر آن يعني به علت احترامي كه دراويش در اين دوره از آن برخوردار بودند لذا ساختن آرامگاه و يا قدمگاه نيز، براي آنان امري به دور از

انتظار نمي‌باشد. سيد ظهير‌الدين مرعشي درباره جنگي كه بين سلطان محمد كاركيا (پدر ميرزاعلي) با حاكم رشت اميره محمد در سال 863 هجري اتفاق افتاد مي‌گويد: «تدبيري ديگر اميره محمد را بجز التماس و تضرع ... نماند، فلهذا او را فرزندي بود به سن پنج و شش سال، آن را با جمعي از درويشان رشت همراه ساخته ... با التماس تمام بفرستاد كه آنچه كردم از آن پشيمانم و توقع عفو دارم.» (ص 292) اين روايت به خوبي بيانگر احترامي است كه دراويش در اين دوره از آن برخوردار بودند، احترامي كه با روي كار آمدن دولت صفويه تا حدودي كمرنگ مي‌شود:» در دوره صفويه، برخي از صفويان كشته و برخي از ايران و قلمروي حكومت صفوي گريختند.» (كيوان قزويني؛ ص 49) ضمناً برخلاف بقعه عون بن محمد در ماسوله (969 ق) ك همچون قدمگاه وشته به شكل هشت گوش ساخته شده است، مابقي بقاع دولت كيائيه گيلان در دو شكل مربع (نظير بقعه ميرشمس الدين لاهيجان) و مستطيل (نظير بعقه سيد ابوجعفر جابكسر و يا بقعه امير بنده در كلاچاي) برپا گرديده‌اند. اين بقاع كه مهمترين عنصر تزييني آنها ديوار نگاره‌هاي مذهبي به خصوص تصاويري از واقعه كربلا است، از دوره صفوي تا معاصر بارها مورد مرمت قرار گرفته‌اند.

پير نُمير يا نَمير:

در ميان القاب و عناوين اهل طريقت و فتوت، عناويني همچون؛ پيرخرقه، پير صحبت، پيرمقراض، پيرتوبه، پيرشهريار، پيرتعليم و ... به كرات به چشم مي‌خورد، اما تاكنون نامي از عنوان پير نمير و يا به اعتقاد ما نمير، در تاريخ اين جماعت به ثبت نرسيده است.

واژه نمير كه برخلاف نمير داراي هيچ معنايي در فرهنگ لغات فارسي و تازي نيست، اگر چنانكه درگذشته به يك نامجا اطلاق نمي‌گرديده است، علي‌الظاهر لقب با مسمايي براي پير روستاي وشته به شمار نمي‌آمده است. در عوض واژه نمير كه در لغت داراي معاني چند، از جمله؛ «نميرنده، ناميرنده، كه نمي‌ميرد» (دهخدا؛ ج 48، ص 803) و يا «آب فراوان و پاكيزه» (عميد؛ 1922) است، براي عنوان لقب يك درويش از اعتبار موجه‌تري برخوردار است مثلاً پيري كه آموزه‌هايش جاودانه است و يا به مانند پير مقراض كه با قيچي سر و كار داشته (براي زدودن پينه‌هاي پيشاني از كثرت سجده!) به نوعي با آب در ارتباط بوده است. فراموش نكينم كه در نزديكي بناي پير وشته- همانطور كه پيشتر هم افتاد

چشمه‌اي قرار دارد به نام پيري دره علي ايحال درباره مصداق تاريخي و نميرنده كلمه نمير و تنها براي نشان دادن اين قسم از معاني آن، ما در انيجا تنها به دوچرخه‌ نمونه از جمله كتاب شرفنامه اثر امير شرف خان بدليسي (1005ق) اشاره مي‌كنيم.

آنجا كه درباره حكام خيزان مي‌گويد:« و عشيرات آن ولايت بنميران ملقبست و وجه تسميه نميري آنست كه هر كس از عشاير و قبايل ايشان فوت مي‌شد، حكام آن ديار علوفه و وظيفه او را بلاقصور به اولاد او اگر خورد باشد و اگر بزرگ باشد ميدادند، چيزي از آن زياده و نقصان نمي‌‌كردند از اين جهت به نميري لقب يافتند.» (ص273) خيزان از بلوكات شهرستان بتليس است و شهرستان بتليس يكي از چهار شهرستان استان بتليس در بين مثلث ارزروم، دياربكر و درياچه و آن در شرق آناطولي بوده است.

نمونه ديگر، مربوط مي‌شود به فرقه‌اي از غُلاة جمع غالي است كه در پارسي به معني گزافه گويان مي‌باشد. ايشان فرقه‌هايي از شيعه هستند كه در تشيع افراط نموده و درباره پيامبر و ائمه خود به گزافه گويي پرداخته‌اند. به عنوان مثال بعضي از غُلاة سرخي شفق را از خون امام حسين (عثماني) در كربلا ميدانند و مي‌گويند پيش از آنكه امام شهيد شود، شفق را رنگ سرخ نبوده است نيز؛ «گروهي اندك از كساني كه در روزگار علي بن محمد به امامت او گراييده بودند ]پس از وي[ به پيامبري مردي كه محمد بن نصير نميري بنام داشت بگرويدند، وي مردم را به پيغمبري خويش مي‌خواند و ميگفت ابوالحسن عسگري او را بدين كار برانگيخته و نيز سخناني در پيرامون تناسخ مي‌گفت و درباره ابوالحسن گزافه گويي مي‌كرد، و او را به خدايي رسانيده بود... بايد دانست كه ايشان... نميريه نام دارند»(مشكور؛ص137). شرح عقايد اين فرقه كه هنوز هم بقايايي از ايشان در جبال سوريه ساكن‌اند، به تفصيل در كتاب الملل و النحل شهرستاني (479-548ق) آمده است.

اما در رابطه با حضور پير نمير در ده وشته و برپايي قدمگاه آن در ارتفاعات، در ابتدا ميبايد به اين نكته اشاره نمود كه اصولاً در نزد اين جماعت مسافرت كردن از اهميت بسزايي برخوردار بوده است. به قول حلاج؛ در هر جايي كه خواستم قرارگاهي نيافتم. در واقع اينگونه نيست كه مثلاً همانطور كه سادات در صفحات شمالي ايران و يا كراميان در شهرهاي هرات و نيشابور از نفوس بيشتري برخوردار بودند، دراويش نيز از يكچنين وضعيتي تبعيت كنند. آنان در سرتاسر ايران و اكناف و در تمام ازمنه اسلامي پراكنده بودند.

وانگهي انتخاب بلندي در ايجاد قدمگاه و يا حتي آرامگاه نيز، بدون شك به اصل مراقبت و خلوت گزيني صوفيان در كوهستان باز مي‌گردد. در نظر فردوسي نخستين كسي كه براي اين منظور روحانيون (آتوريان) را به كوهستان فرستاد تا خدا را عبادت كنند، جمشيد پادشاه اسطوره‌اي ايران است: گروهي كه آتوريان خوانيش به رسم پرسندگان دانيش جدا كردشان از ميان گروه پرستنده را جايگه كرد كوه بعدها در دوران اسلامي تعدادي از صوفيان مانند شيخ روزبهان بقلي (م606) و يا شيخ احمد ژنده پيل (م536)، با برداشت نادرست از عزلت نشيني پيامبر اكرم (ص) «به كوه حرا شد و از خلق بريد» (غزالي؛ ص434) مدتي از عمر خود را در كوهستان بسر بردند. اين اقدام حتي برخي از فيلسوفان را به صرافت انداخت تا در تمثيلات و كنايات خود از آن بهره بجويند.

كامبيز كبيري :كارشناس ارشد باستان شناسي

امام‌زاده « هارون بن موسی الکاظم

بقعه امام زاده هارون (ع)
روستای « جوستان » که مرقد امام‌زاده‌ای بزرگوار را در بر گرفته‌است. مرقد حضرت امام‌زاده « هارون بن موسی الکاظم »؛ یکی دیگر از برادران بزرگوار امام رضا ـ علیه‌السّلام ـ را. این امام‌زاده‌ی جلیل القدر که در سال 161 هجری قمری در مدینه به دنیا آمده‌است، برادر بلافصل امام رضاست که به قصد دیدار برادر عازم ایران می‌شود. ابتدا به اهواز وارد شده، سپس به قم می‌رود. آن‌گاه به دعوت علمای قزوین، پیش از آن که به دیدار برادر نائل شود، به آن دیار سفر می‌کند. در میانه‌ی راه، مورد تعقیب ماموران مامون عبّاسی که همه جا در تعقیب خاندان امام موسی کاظم ـ علیه‌السّلام ـ بودند، قرار می‌‌گیرند. مردم طالقان ایشان را مخفی می‌کنند، لکن عاقبت دشمنان ایشان را یافته و در آن منطقه به شهادت می‌رسانند و از آن زمان به بعد مدفن این سیّد بزرگوار زیارت‌گاه مردم طالقان می‌شود. تا به حال صحن و سرای امام‌زاده‌ای را در این غربت ندیده‌بودم. با این که امام‌زاده در سیاهه‌ی سازمان اوقاف و امور خیریه به ثبت رسیده، لکن، ساختمان آن بسیار کهنه است و در آستانه‌ی فروپاشی قرار دارد. حتّی امام‌زاده‌ی بزرگوار، ضریح و بارگاه درخوری نیز ندارد. امّا صفا و معنویت حضور این برادر بزرگوار و شریف امام رئوف ـ علیه و علی آبائه السّلام ـ همه جا احساس می‌شود. السّلام علیکم یا اهل بیت النبوّة و رحمة الله و برکاته.
 

امام زاده شعیب ابن صالح و علی ابن صالح( از یاران امام زمان)
برای خواندن روایت این 2 کلیک نمایید

طراحی و اجرا توسط: وب باکس پورتال