تاريخ :

وب سايت باريکان " يکي از روستاهاي شهرستان طالقان "

 
 
   
  ماجرای آن خمره...!                                                     
بهار سال 1357 در ده خبرهائی بود؟ شهری و روستائی باریکان در تکاپوی طرحی عمرانی بودند.                                                         
«لوله کشی» .                                                                           
لوله کشی آب آشامیدنی روستا خود حکایتلوله کشی آب آشامیدنی باریکان دیگری است که در پستهای بعد نگاشته خواهد شد . اما اینکه چرا از لوله کشی سخن به میان آمد به این دلیل است که ماجرای این رخداد تاریخی طی آن رقم خورد. «ماجرای آن خمـــــــــــــره...!»

و این گونه بود که در ان روز بهاری بسیاری از باریکانیها به رسم «الیجار» که نوعی «جهاد سازندگی»امروزی اما با ریشه ای بسیار کهن است ،گرد هم آمده بودند و در حال حفاری مسیر لوله گذاری از سمت «رونا» به سمت سه راه منزل مرحوم نصرت اله و مرحوم صمد بودند.
روز هنوز به نیمه نرسیده بود که گروه «الیجار» وارد کوچه مرحوم مشهدی نصرت اله شدند.
مردان سخت کار و تلاش بودند.حاج ابوالفضل،حاج قربانعلی ،حاج محمود،نوری ،بهزاد،مرحوم طهماسب،مش احمد ،حاج الیاس،آقا عنایت،حاج فرج،حاج قدرت،مرحوم کریم آقا ،ولی،وحید و....برخی کار می کردند. عده ای هم مانند نگارنده یا تماشاچی بودند و یا اینکه پس از کار استراحت می‏کردند.
گروهی از «الیجاریها» در سر سه راه کوچه روبری مسجد و کوچه مش نصراله به حفاری سرگرم بودند که نا گاه کلنگ به جسمی برخورد کرد و و صدای خفه ای از دل خاک برخاست؟! آقا«ولی»پسر مرحوم مش خیراله دست از کار کشید به سمت محل حفاری آمد و بر پنجه پا به زمین نشست . ...قطعه ای که کلنگ برکنده بود را در دست گرفت .لختی به آن نگاه کرد . سفال بود؟! سفال را دربین انگستانش چرخاند قرمز رنگ بود و در ان قسمت که تازه کنده شده بود، قرمزی تند تری داشت. تعجب کرد ! سفال اینجا در مسیر راه عموملوله کشی و ماجرای آن خمرهی!
دیگر افراد گروه حفاری دست از کار کشیدند و به زمین خیره شدند؟ «ولی» برخاست و با احتیاط کلنگ زد . نیش کلنگ دل خاک را می شکافت ، جمعیت غرق در تماشا بود. با خود کنجکاوانه می اندیشیدند که آیا چه چیزی سر از خاک بر می آورد؟دمی بعد گلوی کوزه ای را از درون خاک نمایان شد.فریادی آهسته! اینگونه زمزمه کرد. گنـــــــــــــــــــــــــــــج!!


همهمه ای گنگ در میان مردان پیچید، هر کسی چیزی می گفت ، « من چُندی بُگوتُم باریکانی میان دفینه دَرَ!» دیگری می گفت «بُشو گُم گَرد!دفینه کُجَه دَبَ؟ » در این میانه اما کلنگ «ولی» و بیل دیگران به آهستگی خمره قرمز رنگ را از تیره خاک نمایان می کرد. کم کم خبر به دیگر مردان الیجار رسید.تقریباً همگی دست از کار کشیده بودند. دقایقی بعد کم و بیش تمامی جسم خمره هویدا شد. حدوداً 1 متری ارتفاع داشت و قطرش به نیم متری میرسید و ضخامتش حدود دو سه سانتی می شد. رنگ قرمز خمره بسیار چشم نواز بود و هیبتی داشت. در نوع خود شاهکاری محسوب می شد و شکوهمندانه در درون خاک جمعیت حیران را به نظاره نشسته بود!

مرحوم کریم آقا دست به کار شد . بر زمین نشست و دستش را به درون خمره فرو برد. نفس در سینه جمعیت گره خورد.آیا اینک پنجه های کریم آقا رشته ای از طلا و یا ظرفی از نقره را بیرون می آورد.؟ کریم آقا لختی درنگ کرد. گوئی بیشتر واکاوی می‏کرد . گره ابروان او نشان از تردید و پرسش داشت؟ به اهستگی دستش را بیرون آورد ، مشت را در مقابل دیدگان مشتاق مردان و کودکان باز کرد . چشمهای مردم بر روی کریم آقا خیره مانده بودند. خاک برگی سبز رنگ از لا به لای انگشتانش بر زمین لغزید. همین دُندَک خاک خمره ای مِیان دُبُ؟ این را یکی از پیرمردان گفت. کریم آقا گفت :شاید این خمره جای ترشی بوده و این هم باقی مانده سبزیجات آن باشد!؟  یعنی چه ؟ مگر می شود ؟ برخی دیگر جمعیت متحیر امتحان کردند. اما بیش از کریم آقا چیزی نیافتند . جمعیت کلافه شد. بار دیگر همهمه درگرفت . جمعیت کار لوله گذاری را رها کرده بودند و درگیر بحث و حدس شده بودند. در این هنگامه آقا ... شتابان از راه رسید. «یعنی چه ؟ ظهر گِردی و اینهمه آدم معطل یک کوزه وا مانده هستید!؟» رو به ولی کرد . «بده به من این کلنگ بی صاحب مانده رو!» و ضربتی با عصبانیت به خمره زد . اما خمره فقط سوراخ شد. عرق بر چهره برافروخته آقا ... نشست .بار دیگر کلنگ را با شدت فرود آورد و اینبار خمره تاب نیاورد و در هم شکست . گوئی دلش پر غصه بود که بیکباره به دهها قطعه بدل شد! آقا ... گفت «اینهم از این مزاحم ! حالا دیگر به کارتان برسید ». جمعیت متفرق شدند. اما حسرت و افسوس آن خمره زیبا هنوز بر دل بسیاری از باریکانیها مانده است. کاش می شد آن خمره زیبا این میراث گذشتگان را حفظ کرد . کــــــــــــــــــــــــــاش...!!

وقایع نگاری

آداب وسنن

كشاورزي / دامداري

خاطرات روستا

بازگشت به صفحه قبل

بازگشت به صفحه اصلي

 
  آمار سایت
 
   
   
 
Copyright 2008-2009 © All rights Reserved By Barikan.org
Designed By PARS KEYAN Co.