نظرات شما درباره این پست

خنجری
متأسفانه لات زيباي زيدشت با آن مناظرخدادادي اش نابود شد.بيشتر پيران دق كردند و
پژمردند. زمينها ارزش مادي يافت ولي خانواده ها به جان هم افتادند واز هم پاشيدند. كشاورزي و دام نابود شدو ... نگذاريد اين بلا بر سر باريكان بيايد. به راستي كه
خراب شي
سد لعنتي
----------------------------------------------
میثم باریکانی
من هم نگران آينده طالقان هستم. اينطور که پيش مي رود؛ فکر مي کنم تا 6-5 سال آينده اثري از زبان و فرهنگ و حتي زمين! باريکان و طالقان باقي نخواهد ماند.چند هفته پيش تابلويي در مدخل ورودي باريکان ديدم با عنوان تعاوني مسکن وزارت کشور. من با گردشگري مخالف نيستم. اکوسيستم طالقان تحمل اين ميزان ساخت و ساز را ندارد. با اين روند ساخت وساز ديگري اثري از کوه و دشت طالقان باقي نخواهد ماند.بايد فکري کرد
----------------------------------------------
سلطان محمدي
همشهري عزيز از اينكه درد دل ما را نوشته ايد از شما سپاسگزارم
 ------------------------------
محمد تاج ديني
جانا سخن از زبان ما ميگوئي ترس آن داريم كه طالقان مانند فلسطين شود
 



محیط زیست طالقان در آئینه عبرت

از كلاردشتي كه بود تا كلاردشتي كه هست!

وقتي بيش از 17 سال پيش، در شماره‌ي پاييز 1369 فصلنامه‌ي گردش، مقاله‌اي با اين عنوان منتشر شد: «كلاردشت؛ بهشت گمشده‌ي البرز!» پيش از آنكه شاخك دوستداران طبيعت تحريك شده و آنان را به سوي اين پهنه‌ي رؤيايي البرز شمالي بكشاند، اين دلالان، زمين‌خواران و كوه‌فروشان بکلاردشتودند كه به كلاردشت حمله كرده و در كمتر از يك دهه، چنان بلايي بر سر اين نگين ناهمتاي البرز آوردند، كه گمان نكنم ديگر كسي بتواند، نام اين خطه‌ي زخم‌خورده و آكنده از زباله را «بهشت» بنامد !

تصاويري كه اخيراً همكار عزيزم، دكتر احمد رحماني در اختيار نگارنده قرار داده است، اوج جنايتي كه نوع بشر در حق اين زيباترين، پهنه‌ي استثنايي دامنه‌ي استوار علم‌كوه روا داشت را، نشان مي‌دهد (وجود بيش از 45 قله بالاي 4000 متر،‌ نمونه كم‌نظيري از عظمت، صلابت و زيبايي رشته‌كوه‌هاي البرز را در كلاردشت به نمايش گذاشته است)... به اميد آنكه عبرت گيريم و فاجعه را در جنگل ابر، لفور، ماشلك، ناودار، دنا، گلستان و ... تكرار نكنيم .

آيا نشان داده‌ايم كه اهل گرفتن عبرت هستيم؟ !

در همين ارتباط : کلاردشت

- كلاردشت : بهشت گمشده يا جهنم آشكار؟ !

- كلاردشت؛ بهشت گمشده‌ي البرز !

- كلاردشت، بهشت گمشده ايران !!

- شهرداري كلاردشت براي دفن زباله با كمبود جا مواجه شده است !

- توسعه‌ي ناموزون اقتصادي در كلاردشت، به تخريب چشمگير محيط‌زيست منجر شده است !

- ساخت و سازهاي غيرمجاز و سودآور در منطقه‌ي كلاردشت تا آنجا پيش رفته كه اينك در بخش‌هايي از اين کلاردشت کنونی برنامه آینده طالقان؟منطقه، زمين به بهاي هر متر يك ميليون تومان خريد و فروش مي‌شود. اسفبارتر آن‌كه زمين‌خواران و دلالان و بورس‌بازان عرصه‌ي ساخت و ساز و زمين، نه‌تنها كلاردشت را به ورطه‌ي نابودي كشانده‌اند كه اينك دامنه‌ي اين بلاي خانمان‌سوز تمام عرصه‌هاي شمال كشور را فرا گرفته است. براي نمونه، منطقه‌ي ولشت و درياچه‌ي آن كه تا چندي پيش محيطي دنج و آرام براي استراحت و تفرج طبيعت‌گردان محسوب مي‌شد، اينك در دست همين دلالان و بورس‌بازان قطعه قطعه شده و هر قطعه از آن از قرار متري 40 تا 100 هزار تومان به فروش مي‌رود و اين همه به دليل آن است كه مطالبات زيست‌محيطي در برنامه‌ها و محورهاي نمايندگان مجلس و شوراهاي اسلامي شهر و روستا جايي ندارد !

darvish100.blogfa.com/post-538.aspx

بلای کلاردشت در دامن کجور !

تخريب‌ها نخست دامنگير اراضي كلاردشت شد سپس اراضي ولشت يكي از دهستان‌هاي بخش كلاردشت است قرباني زياده‌خواهي زمين‌خواران و مافياي زمين شد (گزارش مربوط به آن كه نشان مي‌‌داد حتي تپه‌ها و كوه‌هاي اطراف ولشت و درياچه منحصر به فرد از آتش حرص زمين‌خواران مصون نمانده در همشهري به چاپ رسيد) و اين روند فاجعه‌بار همچنان ادامه دارد. اينك زنگ خطر براي اراضي كجور كه در حاشيه جنگل‌هاي هيركاني واقع شده به صدا درآمده است.

اراضي اين منطقه مثل همه مناطقي كه پيش از اين كاربري كشاورزي و منابع طبيعي داشت در حال تغيير كاربري است و تحت عنوان اراضي مسكوني به فروش مي‌رسد. قرار است در اين منطقه شماري از سودجويان، جنگل‌هايي را كه ميراث طبيعي كشور است تخريب كنند تا در ويلاهايي كه با قلع و قمع درختان بنا مي‌كنند دمي بياسايند.

نخست تلاش كرديم در گفت‌وگو با مديركل منابع طبيعي نوشهر از كم و كيف ماجرا باخبر شويم اما به‌رغم تماس‌هاي مكرر موفق به گفت‌وگو با وي نشديم از همين رو، مسئله را از معاون فني اداره كل منابع طبيعي نوشهر جويا شديم و البته در پي توضيحات وي ماجرا از زبان مهندس ياسر انصاري دبيركل كانون عالي گسترش فضاي سبز و حفظ محيط‌زيست ايران بازگو مي‌شود.

مهندس سلطاني معاون فني اداره كل منابع طبيعي نوشهر مي‌گويد:

«كجور درحوزه منابع طبيعي نوشهر واقع شده و مديريت نظارتي روي آن وجود دارد از همين رو كسي مي‌تواند اين اراضي را بفروشد.

اين اخباري كه به شما رسيده اخبار درستي نيست.»

وي در خصوص اين‌كه برخي افراد در حال قطعه‌بندي اراضي كجور هستند تأكيد مي‌كند «اين مسأله اتفاق نيفتاده است. اگر در عرصه‌هاي منابع طبيعي تصرفي صورت بگيرد يا به آن تجاوز بشود بعد از 2 ساعت مأموران منابع طبيعي و نيروهاي نظارتي در آنجا حاضر مي‌شوند. بر اين اساس نمي‌تواند اين مسئله واقعيت داشته باشد.

ممكن است عمليات ايذايي وجود داشته باشد چرا كه شرايط اجتماعي، اقتصادي منطقه به‌گونه‌اي است كه در برخي موارد مردم زميني كه دارند براي افزايش آن، به حاشيه جنگل تعرض مي‌كنند كه البته بلافاصله با آنها برخورد مي‌شود و براي آنها پرونده تشكيل مي‌شود.»

وي ضمن تكذيب دست‌اندازي به اراضي كجور اذعان مي‌دارد: « مسئله‌اي كه وجود دارد اين‌كه زمين در منطقه نوشهر و چالوس گران شده، بر همين اساس، روستائيان با اين تصور كه اگر چند متر زمين به اراضي‌شان اضافه كنند بعداً آن را به قيمت بالاتري به فروش مي‌رسانند گه‌گاهي به عرصه‌هاي حاشيه جنگل تعرض مي كنند اما اين‌كه اراضي جنگلي را هكتار هكتار قطعه‌بندي و تفكيك كنند و به فروش برسانند مصداق ندارد.»

وي با آن‌كه تأكيد مي‌كند هيچ‌گونه مورد زمين‌خواري در منطقه وجود ندارد مي‌گويد: «در بعضي موارد افرادي با تصرف برخي اراضي مدعي مي‌شوند كه اين اراضي ملك پدري‌شان بوده و متأسفانه نفوذ مي‌كنند و رأي مي‌گيرند. چنين مواردي البته وجود دارد. مثلاً 2 نقطه در حوزه اداره كل منابع طبيعي نوشهر وجود دارد كه برخي افراد با فرصت‌طلبي و اعمال نفوذ توانسته‌اند از محاكم ذي‌ربط رأي به نفع خود بگيرند.»

سلطاني در پايان خاطرنشان مي‌سازد: «ممكن است اراضي مورد نظر شما، جزو مستثنيات مردم باشد. يعني فردي يك هكتار زمين دارد مي‌فروشد و خريدار هم اطراف زمين را ديوار مي‌كشد و در آن ويلا مي‌سازد يا مجتمع تفريحي مي‌سازد. اين منابع ملي نيست. اين مسئله‌اي كه شما مطرح مي‌كنيد احتمالا منطقه نيرس و بسطام است.

چند روز پيش در بازديدي كه از اين منطقه به‌عمل آمد مشاهده شد كه روستائيان و اهالي محل زمين‌هاي خودشان را فروخته‌اند و خريداران هم در حال تفكيك و قطعه‌بندي اين اراضي هستند. اما آنچه هست اين اراضي جزو منابع ملي نيست بلكه مستثنيات مردم است كه از حيطه نظارتي و مسئوليت منابع طبيعي خارج است.»

ياسر انصاري، دبيركل كانون عالي گسترش فضاي سبز و حفظ محيط زيست ايران در اين‌باره مي‌گويد: «منطقه كجور يك منطقه جغرافيايي است كه شهرهاي نوشهر، نور و حدود 60 روستا را شامل مي‌شود كه البته در بخشي از اين منطقه روستايي به نام كجور هم وجود دارد. اين منطقه در امتداد جاده كندوان به سمت چالوس در سمت راست مرزن‌آباد واقع شده است. در سمت چپ نيز منطقه كلارستاغ قرار گرفته كه كلاردشت، ولشت و روستاهاي ديگر را دربرمي‌گيرد.

اما در واقع محلي كه مورد نظر است روستاي بسطام كجور است كه از مدتها پيش عده‌اي با درج آگهي‌هاي فريبنده با مضاميني از قبيل «چرا كلاردشت، بهشت ايران كجور...» نسبت به فروش اراضي اين منطقه اقدام كرده‌اند و از آنجايي كه متقاضيان با منطقه كجور آشنايي ندارند از اسم كندلوس كه شناخته شده‌تر است استفاده مي‌كنند و بعد در توضيح براي متقاضي مي‌گويند اين منطقه50 كيلومتر با كندلوس فاصله دارد.»

تعاوني ها و شركت ها نفس جنگل را بريده اند

انصاري مي‌افزايد: «مدتهاست كه تعاوني‌هاي مسكن و شركتها و برخي افراد ذينفوذ كه ويروس زمين‌خواري به خوبي در آنها نمايان است با درج آگهي و تبليغات رنگي با وعده خريد قطعه‌اي در بهشت، مردم را به اين منطقه رهنمون مي‌سازند. البته تا اينجا چندان مشكلي وجود ندارد بخصوص اگر سازمان‌هاي متولي يعني محيط‌زيست و منابع طبيعي به منطقه اشراف داشته باشند، اما آنچه مايه نگراني است اينكه افرادي با خريد بخشهايي از اراضي منطقه بسطام به بهانه حصاركشي وارد جنگل شده‌اند.

يعني از يك منطقه خارج از جنگل شروع كرده و در امتداد اراضي خود به سمت جنگل پيش رفته‌اند و در پاره‌اي موارد حتي با قلع و قمع درختان بخشي از جنگل را ضميمه اراضي خود كرده‌اند و همين اراضي را به بهاي هر متر 50 الي 60 هزار تومان به فروش مي‌رسانند. از سوي ديگر، آنچه بر اين نگراني دامن مي‌زند برنامه‌هاي توسعه‌طلبانه اين افراد است.

به طوري كه يكي از افرادي كه چند سال پيش قطعات گسترده‌اي از اراضي را به بهاي اندك خريده به خريداران اين اراضي مي‌گويد با يكي از شركتهاي گاز وارد مذاكره شده و قرار است شركت مورد نظر با تعبيه مخزن گاز در منطقه، گاز شهرك را تأمين كند.»

تب فروش زمين

وي با اشاره به اينكه حدود 6 ماه است كه تب فروش زمين در اين منطقه بشدت بالا رفته مي‌گويد:

اين فرد و افراد مشابه با قطعيت و اطمينان دادن به مشتريان خود آنان را به خريد اين اراضي ترغيب و تشويق مي‌كنند از سوي ديگر، اين اراضي را به شرط ساخت و ساز مي‌فروشند. در واقع با يك تير دو نشان مي‌زنند هم اراضي را مي‌فروشند و هم ساخت و ساز آن را بر عهده مي‌گيرند و از هر دو جهت سود مي‌برند.»

دبيركل كانون گسترش فضاي سبز و حفظ محيط‌زيست ايران ضمن ابراز نگراني از تعبيه مخزن گاز در قلب جنگل مي‌گويد: «وقتي از اين افراد پرسيده مي‌شود كه با چه مجوزي اين اراضي را به فروش مي‌رسانيد مي‌گويند اين اراضي سند قطعي مالكيت دارد.

حتي وقتي صحت و سقم مسئله را از كارمندان منابع طبيعي منطقه جويا شديم آنها به طور ضمني مسئله را تاييد كردند و گفتند اين اراضي سند مالكيت قطعي دارد. اما به فرض آنكه اين اراضي داراي سند مالكيت باشد آيا اين سند مجوزي است براي قلع و قمع جنگل، آيا به صرف داشتن اين اسناد تجارت جنگل آزاد است؟

چگونه است كه اگر شهروندي در تهران در حياط خانه خود درختي داشته باشد اجازه قطع آن درخت را ندارد و در صورت قطع درخت، شهرداري با او بشدت برخورد مي‌كند، اما فردي يا افرادي به خود اجازه مي‌دهند بخشي از درختان جنگل را قلع و قمع كنند اين در حالي است كه در اغلب موارد اين افراد به صرف خريد قطعات از افراد بومي بخشهايي از جنگل را نيز ضميمه اراضي خود مي‌كنند؟ آيا در چنين مواردي نبايد مدعي‌العلوم وارد ماجرا شود؟

وي مي‌افزايد:«ما معتقديم اين جنگل‌ها متعلق به همه مردم ايران است يعني از جنوبي‌‌ترين تا شمالي‌ترين نقطه كشور از بلوچستان تا آذربايجان همه سهامدار اين جنگل هستند. آيا با اين وصف اشخاص حقيقي يا حقوقي اين اجازه را دارند كه با پاك تراشي جنگل آن را بفروشند يا در آن ساخت‌و‌ساز كنند.

نكته‌اي كه وجود دارد اينكه يكي از مسئولان منابع طبيعي در اين باره مي‌گويد قبل از قانون ملي شدن جنگل‌ها و مراتع، براي اين اراضي سند صادر شده و در نتيجه نمي‌توان كاري صورت داد. اما پرسشي كه براي همه علاقه‌مندان و دلسوزان محيط‌زيست و منابع طبيعي وجود دارد اينكه به فرض صدور سند براي اين اراضي، آيا براي حفاظت از منابع طبيعي بويژه عرصه‌هاي جنگلي و خلع يد از اين اراضي، نبايد راهكارهاي قانوني وجود داشته باشد تا با متعرضان و متجاوزان برخورد قانوني شود؟

آيا منابع طبيعي و محيط‌زيست مي‌توانند آن‌قدر بي‌تفاوت عمل كنند تا در قلب جنگل مخزن گاز تعبيه شود آن هم صرفاً براي گازرساني به شهركي كه منافع عده‌اي سودجود را تأمين مي‌كند.

آيا حريمي براي ساخت و ساز در جنگل وجود ندارد؟ آيا زمين‌خواران مي‌توانند بي‌محابا در داخل جنگل پيشروي كنند؟

هر چه هست در حال حاضر، زمين‌هايي كه 2 سال پيش از قرار متري 3 هزار تومان خريد و فروش مي‌شد اكنون به يمن حضور زمين‌خواران در اين منطقه، قيمت اين اراضي به متري 60 هزار تومان افزايش يافته است.»

آگهي‌هاي ماهواره‌اي

انصاري مي‌گويد: بررسي‌ها نشان مي‌دهد برخي فروشندگان، فقط به درج آگهي در روزنامه‌هاي كثيرالانتشار بسنده نكرده و تيزرهايي براي پخش در شبكه‌هاي ماهواره‌اي تدارك ديده‌اند، به هر صورت آنچه مسلم است اين افراد بشدت در حال تبليغ براي جلب مشتري و فروش اين اراضي هستند و براي متقاضياني كه به منطقه مراجعه مي‌كنند با حرارت توضيح مي‌دهند كه بزودي لودرها وارد منطقه مي‌شوند حتي بخشهايي را براي آسفالت آماده‌سازي كرده‌اند و البته در اين ميان به جز برخي تشكل‌هاي زيست‌محيطي و طرفداران و علاقه‌مندان به طبيعت كه به شيوه‌هاي مختلف اعتراض خود را اعلام كرده‌اند زمين‌خواران با هيچ مانعي مواجه نشده‌اند.

انصاري مي‌گويد: «جنگل‌هاي منطقه كجور يكي از غني‌ترين ذخاير ژنتيكي است، جنگل‌هايي كه تا چند سال پيش از اين، اگر در طول جاده و از كنار آن تردد مي‌كرديد مي‌توانستيد گوزن و حتي پلنگ را ببينيد امروز ديگر نه تنها حيواني را در اين منطقه نخواهدديد كه به گفته شكاربانان و افراد محلي حتي در دل جنگل هم اثري از وحوش ديده نمي‌شود، وقتي لودر وارد جنگل مي‌شود ديگر امنيتي براي حيوانات و پرندگان باقي نمي‌ماند.

وي در پايان تاكيد مي‌كند: مسئولان اگر به اين منطقه بروند مي‌بينند كه حتي بلندترين ارتفاعات جنگلي از قطعه‌بندي زمين‌خواران در امان نمانده، آنها حتي اين ارتفاعات را هم براي فروش به مشتريان پيشنهاد مي‌دهند.

اسدالله افلاكي

ماخذ : روزنامه همشهري

تخريب شتابنده در آبخيز هاي تهران

ديده بانا ن زمين

مقدمه :

ديده بانا ن زمين دومين سري از گزارش هاي خبري - تحقيقي معضلات زيست محيطي آبخيز هاي تهران را تقديم خوانندگان مي نمايد .حوزه لتيان با وسعت 71 هزار هکتار جزو منطقه کوهستاني البرز مرکزي است که از سال هاي قبل از انقلاب به علت دارابودن ارزش هاي زيست محيطي، بخش وسيعي از آن تحت دو منطقه حفاظت شده البرز مرکزي و منطقه ورجين قرار گرفت .حدود 20 درصد اين حوزه را ارتفاعات بيش از 3000 متر تشکيل مي دهد و 60 درصد آن در ارتفاعات 2000تا 3000 متر قرار دارد. بلند ترين نقطه آن قله توچال به ارتفاع متوسط3933 متر وپست ترين نقطه آن 1500 متر در بستر سد لتيان مي باشد . قسمت انتهائی سد لتیان

در سال 1346 سد بتوني لتيان به ارتفاع متوسط107 متر احداث شد طبق نظر کارشناسي فوق تا کنو ن مي بايست بيش از 40 ميليون تن رسوب در پشت سد جمع شده باشد و اين موضوع يعني تخليه 40 ميليون تن خاک ارتفاعات و آبخيز حوزه لتيان ، يعني کاهش پوشش گياهي ، يعني کاهش نفوذ پذيري خاک در مقابل برف و باران ، يعني بالارفت شدت تخريب و فرسايش، يعني خشک شدن بسياري از چشمه ها ،يعني ...

حوزه لتيان يکي از مهم ترين حوزه هاي آبخيز تهران است و در حال حاضر آب مورد نياز بخش عظيمي از ساکنان تهران متکي به اين حوزه است که با توجه به عواملي نظير توسعة فزاينده و بدون کنترل تهران به سمت آبخيز ها ، گرايش به ويلا سازي در نقاط کوهستاني ، از بن بست خارج شدن راه هاي ارتباطي حوزه نظير راه آهار به شهرستانک در حوزه کرج ( از زير پروژه هاي طرح مخرب آزاد راه تهران - شما ل ) ، کوتاه شدن عمر مفيد سد به علت ميزان بالاي رسوبات ورودي ، اجراي طرح هاي گردشگري بدون توجه به ظرفيت و توان حوزه ، چراي دام ، وجود کار خانه هاي آلوده ساز نظير کارخانه گچ تهران در مجاورت سد ، معادن گچ و ذغال سنگ و غيره شديداٌ در معرض تهديد مي باشد . صرف آبخيز هاي حوزه لتيان و ساخت و ساز هاي  خصوصي

گرايش هاي طبقات مرفه و کلان مرفه به داشتن ويلا و باغ ويلاهاي امن در مناطق خوش آب و هواي کوهستان هاي تهران و پيامد هاي توسعه هاي بدون کنترل آن و راه هاي دسترسي به اين ويلاها و ..ضمن خصوصي کردن اراضي ملي و حياتي منابع آبخيز تهران ، اين حوزه را به شدت در معرض انواع تخريب ها قرار داده است ، بعلاوه برداشت هاي نادرست از طبيعت گردي و اکوتوريسم ، سوداگري زمين را در اين حوزه به شدت گسترش داده است .

شواهد موجود از تخريب و آلودگي ، بيانگرعدم حضور مديريت کار آمد و متعهد و اعمال شيوه هاي مديريتي روزمرگي و بدون برنامه ريزي کوتاه ، متوسط و بلند مدت و همچنين نقش بسيار کم رنگ سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور است همين عدم مديريت با ايجاد زمينه هاي تسهيلاتي لازم براي تجاوز به اين عرصه هاي ملي و حريم ها توسط نهاد هاي محلي بر شدت پيامد هاي بحران عدم مديريت يکپارچه افزوده است . صرف آبخيز هاي حوزه لتيان و ساخت و ساز هاي  خصوصي

زير حوزه هاي بخش لواسان

بخش لواسانات تقريباٌ سه زير حوزه از زير حوزه هاي ياد شده در جدول فوق را در برمي گيرد . بخش لواسان با مرکزيت شهر گلندوئک از دو دهستان لواسان بزرگ به مرکزيت لواسان بزرگ و و دهستان لواسان کوچک به مرکزيت افجه تشکيل شده است . طبق آمار سال 1379 اين بخش شامل 65 آبادي است که 32 آبادي آن خالي از سکنه و 33آبادي داراي سکنه مي باشند .

شاخص هاي طبيعي حوزه لواسانات

® اقليم : نوع اقليم اين منطقه خشک تا نيمه خشک است . با زمستان هاي سرد و بسيار سرد و تابستان هاي ملايم . ميزان بارندگي سالانه اين حوزه بر حسب تغيير ارتفاع متفاوت است که متوسط آن در ايستگاه هاي منطقه در يک دوره 22 ساله بدين صورت بوده است : راحت آباد 710 ميليمتر - افجه 629 ميليمتر - لواسان بزرگ 554 ميليمتر - کند سفلي 548 ميليمتر - نيکنام ده 541 ميليمتر - نارون 502 ميليمتر و سد لتيان 420 ميليمتر

® منابع آبي : رودخانه افجه نارون و لوارک ( لواسان ) از رود هاي مهم اين حوزه مي باشند . رود خانه افجه نارون از ارتفاعات لار سرچشمه مي گيرد و از روستا هاي افجه و سينک و نارون عبور کرده و مستقيماٌ وارد درياچه سد مي گردد . رودخانه لوارک علي آباد نيز از ارتفاعات لار سرچشمه گرفته و پس از عبور از اراضي علائين و رسينان و لواسان به رود خانه نيکنام ده پيوسته و راهي درياچه سد مي گردد. رودخانه هاي اين بخش از حوزه کمترين حجم آب را نسبت به رودخانه هاي غرب حوزه لتيان دارند . آب اکثر مراکز جمعيتي اين بخش اعم از مصارف کشاورزي و خوراکي و غيره، عمدتاٌ از چشمه و همين رودخانه هاي نسبتاٌ بزرگ و کوچک تامين مي شوند .

® تخريب و فرسايش : وضعيت فرسايش در اين حوزه ترکيب پيچيده اي از عوامل گوناگون است . طي بررسي انجا م شده و همانگونه که قبلاٌ ذکر شد اين حوزه مهمترين بخش توليد کننده رسوب در درياچه سد لتيان بوده است . عوامل متعددي از جمله کوتاه بودن مسير رود ها تا درياچه سد ، زراعت در شيب ، چراي مفرط و نامناسب و نهايتاٌ تخريب مراتع ، بهره برداري از معادن بدون هر گونه ارزيابي زيست محيطي و تقبل ترميم محيطي آن ، ساخت و ساز در شيب ، راه سازي هاي متعدد با اهداف گوناگون و ...در توليد رسوب نقش داشته اند . اين فرسايش ها حتي در تغيير الگو هاي معيشتي نيز موثر بوده است به عنوان مثال در روزگاري نه چندان دور ، زراعت و باغداري از مهم ترين فعاليت هاي اين حوزه بوده است ولي به تدريج با از دست رفتن يا کاهش قوه توليدي اراضي زراعي ، مهاجرت هاي فصلي و يا دائمي به سوي بخش هاي شمالي و غربي حوزه لتيان و ياتهران صورت گرفته است . در خصوص هر کدام از عوامل فرسايش و تخريب حوزه مطالب بسياري قابل ذکر است .

®پوشش گياهي : پوشش گياهي منطقه به علت فرسايش هاي شديد و تخليه منطقه از خاک مناسب ، دستخوش تخريب شده ولي با توجه به وجود برخي گونه هاي بومي و با ارزش و اقدام در حفظ آن ، ميتوان نسبت به احيا و گسترش پوشش گياهي حوزه اقدام نمود در زير به برخي از گونه هايي که از دير باز در اين منطقه وجود داشت اشاره مختصري مي شود :

در ارتفاعات تعداد پراکنده اي ارس (Juniperus polycarpos ) زبان گنجشک (Fraxinus ) بادام خاردار يا تنگرس ( Amygdalus lycioides ) - گردو - انجير ، انواع گون هاي پنبه اي ، خاردار و کتيرا ده . در ارتفاعات فوقاني ومياني (Astragalus ) انواع گونه هاي صنعتي و دارويي نظير بارهنگ ( Potamogeton )- چوبک (Acathophyllum mordetum ) - برخي از انواع آويشن (Thymus astragaletum ) - بومادران ( Ackillea setacea ) - گل گاوزبان ( Echium amoenum ) - سريش زرين ( Eremurus stenophllus ) - کنگر ( Gundelia tourneforti ) - مريم گلي ( Salvia spp ) کلاه ميرحسن (Acantho limon ) کاسني - ختمي - گل بنفشه - شيرين بيان خاکشير و ...

باغداري نيز ار از عمده فعاليت هاي کشاورزي در اين منطقه بوده که غالبا به ٌ ٌ توليد گيلاس -آلبالو - گلابي - هلو و سيب تخصيص يافته است .

®حيات وحش : طبيعتاٌ با تخريب پوشش گياهي ، و فرسايش بسيار زياد ، اکوسيستم منطقه دستخوش تغيير شده که به تبع آن حيات جانوري نيز دستخوش کاهش و حتي انقراض برخي گونه ها گرديده است . وجود 17 هزار هکتار منطقه شکار گاه سلطنتي در محل فعلي سد لتيان و بخشي از منطقه حفاظت شده " ورجين " در محدوده حوزه راحت آباد به نوعي گوياي وجود حيات وحش قابل توجه در اين منطقه بوده است که هنوز مي توان پرندگاني نظير کبک و تيهو و چارپاياني نظير پلنگ - بز کوهي - قوچ و ميش را به شکل هاي پراکنده مشاهده کرد .

®مراکز جمعيتي

o گلندوئک (GALANDOWAk) يا گلندوک

شهر گلندوئک با ارتفاع متوسط1800 متر از سطح دريا مرکز بخش لواسانات است و در فاصله 18 کيلومتري شمال شرقي تجريش قرار دارد . گلندوئک از طريق گردنه قوچک از دو مسير با تهران ارتباط دارد :

گردنه قوچک - شاد آباد - سرخه حصار به طول 15 کيلومتر .

گردنه قوچک- تهران پارس به طول 15 کيلومتر .

گلندئک شهري کوه پايه اي است که سد لتيان در جنوب آن احداث شده است . رودخانه جاجرود نيز که جمع کننده آب هاي غرب حوزه لتيان است از جنوب اين شهر وارد درياچه سد مي شود . کوه هاي " کندو استرخان " در شمال شهر قرار داشته که از حدود 5 سال پيش مورد تصرف کلان زمين خواران قرا رگرفته و در حال حاضر چند مجموعه ويلا يي در حال تکميل مي باشد . از طرفي ساخت و ساز در چند قطعه ديگر نيز به تازگي شروع شده است . اين محدوده به " اصطلک " معروف است ، قطعاٌ در آينده اي نه چندان دور اين اراضي ملي کاملاٌ به اشغال کلان مرفهين و ويلا هاي چند بار مصرف در سال در خواهد آمد .کوه " بندک " در جنوب شهر قرار دارد و حد فاصل اين حوزه با جنگل هاي تلو است . قبل از انقلاب طرح ايجاد شهرکي بر روي اين کوه ها وجود داشته ولي در حال حاضر ساخت و ساز هاي نظامي در ارتفاعات آن شرو ع شده است . شايان ذکر است که تخريب هاي ريزشي اين ارتفاعات سريعاٌ وارد درياچه مي شود .

گلندوئک به علت نزديکي به تهران و وجود آب و هواي کوهستاني و ييلاقي از دير باز مورد توجه تفرج گران تهراني بوده است . بعد از احداث سد و ايجاد درياچه و يک منبع آبي ، جاذبه هاي گردشگري آن افزايش يافته و مورد توجه بيشتر قرار گرفته است . در قبل از انقلاب بخش وسيعي از زمين هاي اين شهر در اختيار سازمان جلب سياحان به منظور ايجاد شهرک توريستي قرار گرفت ولي بعد از انقلاب اين طرح نافرجام ماند . با آغاز جنگ تحميلي و شروع بمباران ها و حملات موشکي عراق به تهران ، مقطع جديدي براي جذب طبقاتي خاص به اين منطقه آغاز شد و به تدريج ساخت ويلا باغ ها در آن وسعت يافت بعد از جنگ به علل متعدد اجتماعي - اقتصادي و فرهنگي ، سوداگري زمين و ساخت ويلا هاي چند بار مصرف در سال در اين شهر شتاب گرفت . اين شتاب ، قيمت زمين ها و ويلا هارا به اشکال نجومي بالابرده است به طوريکه قيمت ويلا ها روي ميليارد دور مي زند . به گفته بسياري از ساکنين اصلي اين شهر ، حدود 80 درصد اين ويلا ها خالي است و بوسيله سرايداران افغاني حفظ و نگهداري مي شود . ادامه اين وضعيت ، نه تنها آينده اي بسيار تاريک براي ساکنين بومي اين منطقه رقم خواهد زد بلکه نابودي حيات ملي اين آبخيز ها را نيز به دنبال خواهد داشت . در اين گزارش تصاويري از ويلاها در ارتفاعات شهر ، واقعيات تلخ اين اراضي را به زبان ديگري بيان مي کند . اين واقعيت که اراضي ملي نه تنها براي اين نسل بلکه براي نسل هاي ديگر نيز مي بايست باقي مانده ، حفظ و احياء شوند .

افجه ((Afjeh

روستايي پايکوهي ، جزو دهستان لواسان کوچک که در 5 کيلومتري گلندوئک قرار دارد. با ارتفاع متوسط2060 متر .

v برگ جهان

روستايي است دره اي که در 11 کيلومتري گلندوئک قرار دارد. جزو دهستان لواسان کوچک با ارتفاع متوسط 1980 متر . رودخانه برگ جهان که از کوه هاي دشته سرچشمه گرفته از اين آبادي عبور مي کند . اين روستا هنوز دستخوش تغييرات زياد نشده است و از نکات جالب اينکه گفته مي شود آنها به افراد غير و يا غريبه زمين نمي فروشند .

vنيکنام ده ( Niknam deh )

روستايي پايکوهي است که در 14 کيلومتري گلندوئک قرار دارد و جزو دهستان لواسانات بزرگ مي باشد . ارتفاع متوسط آن1880 متراست رودخانه "جهان باگه جو " از شمال اين آبادي مي گذرد . اگرچه هنوز نمادهاي مشخص ساخت و ساز هاي ويلايي در در اين روستا کم رنگ است ولي تابلوي مشاور املاک ( مشاور چگونگي تخريب محيط زيست ) به اين روستا نيز رسيده است . لواسان

v کند بالا ( Kond -E-Bala )

روستايي ميانکوهي است که در 6 کيلومتري غرب گلندوک قرار دارد و جزو دهستان لواسانات کوچک مي باشد . ارتفاع متوسط آن 1960 متر .کوه گرچال در 2 کيلومتري شمال غربي و دره يخچال در يک کيلومتري اين روستا موقعيت دارد .

vکندپايين ( Kond -E-Pain )

روستايي ميانکوهي است و در 5 کيلومتري گلندوئک قرار دارد . ارتفاع متوسط آن 1940 متر و کندرود از ميان آبادي مي گذرد .

v چهار باغ ( Chahar bagh)

روستايي است ميانکوهي و نام ديگر آن خواجه وران است . جزو دهستان لواسان بزرگ است با ارتفاع متوسط 1920 متر . رودخانه شاه نشين از کنار اين آبادي مي گذرد .

vسينک ( Sinak)

روستايي است پايکوهي که در 3 کيلومتري شمال شرقي گلندوئک قرار دارد و جزو دهستان لواسان کوچک است و در ارتفاع متوسط 1880متر از سطح دريا قرار دارد . کوه آلان در 3کيلومتري جنوب اين آبادي قرار دارد

vراحت آباد ( Rahatabad) لواسان برنامه آینده طالقان؟

روستايي است پايکوهي که در 8 کيلومتري شمال غربي گلندوئک قرار دارد و جزو دهستان لواسانات کوچک است . ارتفاع متوسط 2360 متر است و يکي از بلند ترين روستا هاي اين منطقه است که در داخل منطقه حفاظت شده "ورجين " قرار دار. کوه سياه در شمال غربي و دره زوربند و دره زرد تولک در 2 کيلومتري آبادي موقعيت دارند .

v هنزک ( Hanzak )

روستايي است کوه پايه اي جزو دهستان لواسان کوچک با ارتفاع متوسط1580 متر و رودخانه افجه از ميان آن مي گذرد .

vبوجان (Bujan)

روستايي است دره اي که در 5 کيلومتري گلندئک قرار دارد و جزو دهستان لواسانات کوچک با ارتفاع متوسط 1960 متر. رودخانه ناصر آباد از کنار آبادي مي گذرد .

vلواسان بزرگ

روستايي ميانکوهي وجزو دهستان لواسانات بزرگ با ارتفاع متوسط 2160 متر . رودخانه لواسان از غرب آن مي گذرد . است. گردنه گل سرداب و گردنه لواسانات در 3 کيلومتري آن موقعيت دارند . لواسان برنامه آینده طالقان؟

vانباج ( Anbaj)

روستايي است پايکوهي که در 2 کيلومتري گلندوک قرار دارد و جزو دهستان لواسانات کوچک است . ارتفاع متوسط آن از سطح دريا 1620 متر و رود افجه از جنوب آن مي گذرد . در اين روستا يک زمين خوار بزرگ وجود دارد که به گفته اهالي با همدستي نهاد هاي محلي بر روي شيب و ارتفاعات اقدام به ساخت و ساز هاي خود سرانه و مخرب مي نمايد .

www.earthwatchers.org/takhrib-2.html


طراحی و اجرا توسط: وب باکس پورتال