طالقان در روايات ظهور حضرت مهدي (عج)

پيرامون اين روايت ، حديثى از منابع اهل سنت ، از حضرت على (ع ) نقل شده است كه فرمود:

((خوش بحال طالقان ، خداوند متعال داراى گنج هايى در آنجاست كه نه از طلاست و نه از نقره اما در آن خطه مردانى وجود دارند كه خدا را آنطور كه شايسته معرفت است ، شناخته اند و آنان ، ياران مهدى (عج) در آخرالزمان مى باشند))

و در روايتى : ((مبارك باد ، مبارك باد بر طالقان))

همين روايت با لفظ ديگرى در منابع شيعه نيز موجود است ، چنانكه در بحار الانوار از كتاب ((سرور اهل ايمان )) نوشته على بن عبدالحميد بسند از امام صادق (ع ) نقل كرده است كه فرمود:

((خداى متعال را گنج هايى اعكس نمادين ست در طالقان كه نه طلاست و نه نقره و درفشى كه از آغاز تا كنون باز نشده و به اهتزاز در نيامده است ، اين خطه داراى مردانى است كه قلب هاى آنها مانند پاره هاى آهن محكم و نستوه مى باشد نسبت به ذات مقدس خداوند ترديدى در آن قلبها ايجاد نمى شود، شديدتر از آتش اند اگر بر كوه حمله ور شوند آن را از جاى بر مى كنند با بدست داشتن پرچم ، آهنگ هر ديارى كه نمايند آن را ويران و منهدم مى سازند بر اسب هايشان همچون عقاب سوارند، بعنوان تيمن و تبرك زين مركب امام (ع ) را بوسه زده و با دست لمس مى نمايند، آن بزرگوار را پروانه وار در وسط گرفته و بهنگام خطر، آن وجود مقدس را با جان خود حفظ مى كنند. شبها را با مناجات سپرى مى كنند و روز سواران كارزارند. آنان زاهدان شب و شيران روزند. در اطاعت از امام و رهبرشان مطيع تر از كنيزكان نسبت به مولاى خويش اند، درخشندگى آنها مانند چراغهاى پرنور است ، مثل اينكه قلبهايشان چراغى از ايمان است . از بيم خدا مى هراسند، شهادت طلب اند و آرزوى كشته شدن در راه خدا را دارند شعار آنان ، خونخواهى سالار شهيدان حسين (ع ) است ، هنگاميكه به پيش مى تازند رعب و وحشت آنان به مسافت يك ماه راه رفتن (بسرعت ) در قلبهاى دشمنان جايگزين مى شود، گروه گروه بسوى حضرت روانه مى شوند، بواسطه اين رادمردان ، خداوند امام بر حق (مهدى (ع )) را پيروز مى گرداند))

رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در تعريف از ياران مخصوص حضرت بقية الله ارواحنا له الفداء در منطقه طالقان چنين مى فرمايند:

و له بالطالقان كنوز لاذهب و لافضة الا خيول مطهمة و رجال مسومة يجتمع الله عزوجل له من اقاصى البلاد على عدد اهل بدر ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلا.
حديث ياران حضرت مهدي (عج) 

براى او (حضرت مهدی(عج)) در طالقان گنجهايى است كه از طلا و نقره نيست بلكه عبارت است از اسبهاى زيبا و تكاوران و مردانى باتجربه و كاردان كه خداوند از اين نوع مردان سيصد و سيزده تن به تعداد اهل بدر از اطراف و اكناف جهان به دور او جمع مى كند.

****************************************************

مراد از طالقان در اين روايات منطقه اى است در رشتهكوههاي طالقان كوههاى البرز در صد كيلومترى شمال غرب تهران .. و منطقه اى است كه از تعدادى روستا تشكيل شده و به نام طالقان مشهور است ، والا در آنجا شهرى بزرگ وجود ندارد. قابل ذكر است كه در منطقه طالقان ويژگيهاى زيادى از صفا و صميميت و تقوى و علاقه بقرآن و آموختن آن به ديگران وجود دارد كه بگونه اى سنتى از قديم رائج بوده است كه حتى عده اى از مردم شمال ايران و استفاده از آنها، به روستاهاى طالقان مى آيند.

در بررسى روايات مربوط به طالقان اينكه امامان (ع ) اهل طالقان را بنام منطقه آنان ناميده اند از جنبه ويژگيهاى جغرافيائى و خصوصيات اخلاقى و دينى اهالى آن سامان است .

روايات مربوط به طالقان ، از مجموعه اى از ياران حضرت مهدى (ع ) سخن مى گويد، اما تعداد آنها را مشخص ننموده است بنابراين آيا اين مجموعه ، جمعيت انبوه ياران و لشكريان وى هستند و يا فقط ياران خاص آن بزرگوارند..؟

آنچه از روايت ذكر شده در منابع اهل سنت استفاده مى شود اين است كه آنان اصحاب و ياران خاص آن حضرتند زيرا در روايت ، نوع آنان مشخص شده است ، اما در روايت بحار علاوه بر بيان چگونگى و كيفيت ، سخن از كميت و لشكر و درفش هاى فاتح و پيروز بميان آمده است .

چه اينكه روايات مربوط طالقان تكيه بر معرفى ايرانيان در كنار حضرت مهدى (ع ) و شركت آنان در نهضت آن حضرت بعد از ظهور ايشان دارد، اما بر نقش آنان در زمينه سازى ظهور آن حضرت قبل از ظهور، دلالت ندارد.

اما صفات برجسته اى را براى اين اولياء خدا و ياران حضرت و گواهى و شهادت هاى والايى از امامان (ع ) در حق آنان را در بر دارند. به اينكه آنها عارفان الهى و اهل بصيرت و يقين و داراى شجاعت بى نظير در ميدان نبردند. شهادت در راه خدا را دوست دارند و از او مى خواهند كه آنها را به آن فوز بزرگ نائل كند، آنان دوستداران واقعى سيدالشهداء حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) هستند و شعارشان خونخواهى آن بزرگوار و بثمر رساندن هدف انقلاب بزرگ آن حضرت است .

برگرفته از كتاب : عصر ظهور

امام صادق(ع) فرمودند:

بيچاره بغداد از دست پرچمهاى زرد و مغرب و پرچم سفيانى.

مفضل بن عمر مى‏گويد از آن حضرت پرسيدم: بغداد در آن زمان چه وضعيتى خواهد داشت؟

حضرت پاسخ فرمودند:

محل (نزول) عذاب و غضب الهى خواهد بود. (واى بر آنها) بيچاره آنها از دست پرچمهاى زرد و ديگر پرچمهايى كه از دور و نزديك به سوى آن مى‏آيند. واللَّه! انواع عذابهايى كه بر اقوام سركش از اول روزگار تا انتهايش نازل شده و عذابهايى كه (تا آن زمان) هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده بر آنها فرود مى‏آيد. توفانهايى ناشى از سيلهاى مختلفى آن را درمى‏نوردد و بيچاره است كسى كه آنجا را منزل خود انتخاب كند. واللَّه گاهى بغداد چنان آباد مى‏شود كه بيننده آن مى‏گويد دنيا فقط اينجاست و نه جاى ديگرى و دخترانش را حورالعين و فرزندانش را اولاد بهشتى تصور مى‏كند. گمان مى‏كند كه خداوند تنها در آنجا رزق را تقسيم مى‏كند. دروغ بستن به خدا و صدور حكم ناحق و شهادت دروغ و نوشيدن شراب و زنا و حرام‏خوارى و خون‏ريزى در آن پديدار مى‏شود. پس از آن خداوند متعال با فتنه‏ها و به دست اين لشكريان آنها را خارج مى‏كند (آنجا را خالى از سكنه مى‏كند). به گونه‏اى كه وقتى كسى از آنجا عبور مى‏كند جز ديوار (ويرانه) چيزى نمى‏بيند حتى مى‏گويد: اين زمين، بغداد است.

سپس جوانمردى خوش‏رو و از نسل امام حسن مجتبى(ع) از ناحيه ديلم (گيلان) و قزوين قيام مى‏كند. فرياد مى‏زند: اى خاندان پيامبر(ص) اين مظلوم غمگين را اجابت كنيد! گنجهاى طالقان به او پاسخ مى‏دهند. گنجهايى كه از جنس طلا و نقره نيستند بلكه مردانى هستند به سختى آهن! گويا به آنها مى‏نگرم كه بر يابوهاى ابلق سوارند و سلاحهاى كوتاهى در دست دارند. همانند گرگ (كه بخواهد به گوسفندى حمله كند) مشتاق و تشنه جنگيدن هستند. فرمانده‏شان مردى از بنى‏تميم است كه به او شعيب بن صالح مى‏گويند. رو به سيدحسنى كه الان با چهره درخشان چون ماهش در ميان آنهاست كرده و پس از آن به ستمگران يورش مى‏برند تا اين كه به كوفه مى‏رسند.

وقایع مخصوصه:

خروج شروسی از ارمنیه و آذربایجان

علی بن ابراهیم بن مهزیار که به خدمت حضرت مهدی(عج) رسید، آن حضرت از وی احوال شیعیان را در عراق (عراق عجم- منطقه مركزي ايران به مركزيت ري) پرسید، عرض کرد:

(همه در تنگی زندگی می کنند و شمشیرهای بنی شیبان(بنی العباس) همواره بر سر ایشان است.)

فرمود: (خدا بکشد ایشان را).

سپس فرمود: (گویا می بینم این جماعت را که در دیار خود کشته شوند و امر خدا ایشان را در شب یا روز بگیرد).

عرض کرد: (یابن رسول الله چه وقت خواهد بود این امر؟)

فرمود:

(وقتی که بین شما و بین کعبه حائل شود به جمعی که هیچ بهره ای ایشان را نیست ، (یعنی قرامطه ) ، خدا و رسول از ایشان بری است و سرخی در آسمان پیدا شود که در میان سرخی عمودهایی باشد مانند عمودهایی از نقره که با نور باشد و سه شب پیدا شود (یعنی در وسط سرخی خطهای سفیدی درخشنده پیدا شود) و شروسی از ارمنیه و آذربایجان خارج شود و قصد (ری) کند، آن کوهی را که مجاور با کوه سرخی است که متصل به کوههای طالقان است پس بین او و بین مروزی جنگ عظیمی رخ دهد که صغیر و کبیر ساقط گردد و کشتار در میان ایشان زیاد شود، پس در آن وقت متوقع باشید خروج او را به بغداد، پس درنگ نکند تا اینکه به ماهان رسد پس حرکت کند، تا به واسط عراق (عراق كنوني بين النهرين)برود، پس یک سال یا کمتر زیست کند، پس به سمت کوفه حرکت کند. پس بین ایشان از نجف تا حیره جنگ سختی باشد که عقول را مدهوش کند، در آن هنگام هلاکت و نابودی هر دو گروه است).

منبع: کتاب مهدی منتظرتالیف: آیت الله حاج شیخ محمد جواد خراسانی(قدس سره)

یکی از علائم قبل از ظهور حضرت مهدی(عج) ، خروج «شروسی»

امام حسن علیه السلام فرمود: «شروسی از بلاد ارمنیه به سمت آذربایجان که آن را تبریز می نامند، به قصد پشت شهر ری، به طرف کوه سرخ که نزدیک و متّصل به کوه سیاه است، (در کنار کوههای طالقان) حرکت می کند. سپس در آنجا بین «شروسی» و «مروزی» جنگ بسیار سختی روی می دهد که کودکان را پیرو بزرگسالان را فرسوده می کند. پس در آن موقع، منتظر خروج او (حضرت مهدی (عج)) باشید». («مجمع النورین»، ص 297)

http://emammahdi.com

در بیان اجمالی علامات ظهور حضرت مهدی(عج)

23- خروج حسنی از طالقان

103- خروج شروسی یا ایثر و سنی از ارمنیه و آذربایجان و آمدن او در پشت ری نزدیك كوه سرخی كه متصل به كوه های طالقان است.

بر گرقته از کتاب : نوائب الدهور فی علائم الظهور

طراحی و اجرا توسط: وب باکس پورتال