نظرات

 

بخش«تماس با ما» بنا به دلائل فنی تا اطلاع ثانونی  قابل استفاده نمی باشد. 

 

 

 

آمار سایت


ایستاگرام باریکانی ها ویدئوهای باریکان/طالقان در سایت آپارات کانال تلگرام روستای زیبای باریکان https://t.me/joinchat/AAAAAERk1uCg2bGAZKw7UQ

 

گلگشت طالقان/ باریکان –اردیبهشت 97

سری دوم

برای مشاهده در ابعاد اصلی ،بر روی عکس کلیک فرمایید!
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

گلگشت باریکان –اردیبهشت 97

سری اول

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

برای مشاهده در ابعاد اصلی بر روی عکس کلیک فرمایید

 
 

مسابقه پاراگلایدر وردکاپ ۲۰۱۸ برزیل

سهیل باریکانی تنها نماینده ی ایران در مسابقه ی پاراگلایدر وردکاپ برزیل ۲۰۱۸ به همراه صادق باریکانی که به عنوان خلبان آزاد در محل مسابقه حضور داشت ،رقابت بسیار نزدیگی با خلبانان از ملیتهای مختلف داشتند. در این کلیپ که توسط مایکل سیگل قهرمان سوییسی سوپر فینال پاراگلایدر (کلمبیا 2017) فیلمبرداری شده است،پرواز شکوهمند سهیل باریکانی در کنار مجسمه ی حضرت مسیح (ع) در شهر ریو دوژانیرو برزیل دیده می شود. 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
.برای مشاهده فیلم بر روی عکس کلیک فرمایید


کتاب پلی اوره 

کتاب پلی اوره توسط دکتر مهدی باریکانی و دکتر فهیمه عسگری تالیف و توسط انجمن علوم و مهندسی پلیمر ایران در مجموعه دانشنامه پلیمر ایران به چاپ رسیده است.

در كتاب ، ساختار، خواص شيميايي و فيزيكي و روش های سنتز پلی اوره ها و كو پلی اوره ها به تفصيل بررسی و همچنين كاربرد آن ها در صنايع مختلف به عنوان پوشش، غشا، غلظت دهنده، ميكروكپسول ها و تجهیزات پزشکی به طور خلاصه بیان شده است.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

فصل بهار و چیدن سبزی صحرایی

در این فصل دختر ها و خانم های خانه بیشتر اوقات گروهی به همراه سطل و چاقو و مقداری تنقلات و میوه راهی زمینهای سرسبز بخصوص مزارعی که سال قبل بیل زده و پر از سبزی صحرایی است رفته مشغول چیدن سبزی صحرایی می شوند.از شورک ،والک ،ریواس  ،قارچ و کنگر بگیر تا سبز یهای محلی .آنها سعی می کنند که سطل هايشان را پر از سبزی کنند برای چیدن سبزی بعد از ظهر ها را اختصاص به این کار می دهند در حین چیدن سبز ی به گپ و گفتگو می پردازند. خانم های با سليقه گه گاهی بساط چای را با خود می آورند و چای دودی به همراه عصرانه در کنار آن مزارع سر سبز نوش جان می کنند. هر نوع سبزی اسمی دارد. قزیاقه ، گزنه  ،چچم  پپو. شل پپو. داربنی  کله خجه. اسبی دم. گل گاوزبان. قلاچ پا. گیلانی تره. تندتره  بيشتر  گزنه را برای درست کردن کوکو استفاده  میکنند .سبزی خوش طعمی به نام آقجه واشک که برگهایش شبیه شوید است و کرگ گوشت که بیشتر زیر درخت گردو ها و بالای تپه ها رشد میکند. این سبزی  بسیار معطر و  خوش مزه است و برای درست  کردن آش دوغ بسیار عاليست.

در این فصل موقع چیدن کنگر هم هست بعضی مواقع آقایان هم به کمک خانم ها بیل به دست  برای کندن و يا چیدن کنگر به دشت و تپه های اطراف روستا می روند که جالب و دیدنی است با گنگر   خورشت  کنگر   کوکو   کنگر ماست درست میکنند .چیدن نعنا،  پونه و آویشن  هم جای خودش را دارد .در این موقع سال خانواده های عزیز از این نعمات الهی استفاده  کرده تا تنی سالم و از عمری طو لانی انشاءالله برخوردار  گردند

 

 
 
 

فاطمه پور رستگار روستای حسنجون و سید آباد

 
 
 
 
 
 

انتشارات شهبازی در نمایشگاه بین المللی کتاب

سالن F3 دانشگاهی غرفه ۲۵۸

 (کتاب دیوان غزلیات صالح اثر شاعر نام آشنا فرهنگ باریکانی در بین کتابها)

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مناقصه  عملیات اجرایی  آبرسانی در باریکان
شرکت آب و فاضلاب روستایی استان البرز در نظر دارد نسبت به انجام مناقصه عملیات اجرایی  آبرسانی در باریکان از طریق سامانه تدارکات الکترونیکی دولت (ستاد) اقدام نماید.
مهلت تحویل اسناد: تا ساعت 19 روز شنبه مورخ 97.02.15 تاریخ بازگشایی: ساعت 08:00 صبح روز 1شنبه مورخ 97.2.16
 
 
 
 

اصغر باریکانی مدیرکل دفتر نظارت بر شرکت ها، فرودگاه‌ها و موسسات هوانوردی سازمان هواپیمایی کشوری : لغو مجوز ۹ دفتر و تعلیق ۲۰ دفتر خدمات مسافرت هوایی

به گزارش خبرگزاری صداوسیما؛­ علی اصغر باریکانی گفت: در بازرسی های مستمر و موردی کارشناسان دفتر نظارت بر فرودگاه ها، شرکت ها و موسسات هوانوردی سازمان از دفاتر خدمات مسافرت هوایی تهران و شهرستان ها در فروردین سال 97 مواردی از جمله تخلفات آئین نامه ای، گرانفروشی، تمدید نکردن­ ضمانت نامه، ­احراز نشدن­ شرایط راه اندازی پس از تعلیق در مدت تعیین شده و از همه مهمتر ­توجه نکردن­ به اخطارها و دستورالعمل های سازمان هواپیمایی کشوری محرز شد.

وی به راه اندازی سامانه ثبت نام و صدور مجوز صلاحیت فعالیت در زمینه فروش بلیت الکترونیکی اشاره کرد و افزود: با راه اندازی سامانه مذکور 278 مورد ثبت نام انجام شده و تاکنون تعداد 78 مورد از درخواست متقاضیان بررسی و موافقت اصولی صادر و از این تعداد 13 مورد مجوز صلاحیت فعالیت در زمینه الکترونیکی دریافت کرده اند.

 

مرضیه باریکانی :ساخت پارکینگ محرک استفاده از خودروی شخصی 

مرضیه باریکانی مشاور معاون حمل‌ونقل وزیر راه و شهرسازی از شکل‌گیری دیدگاه‌های جدید در خصوص پارکینک در جهان خبر داد که بر اساس این دیدگاه تامین فضای زیاد برای پارکینگ منجر به ایجاد مسئله و دغدغه در شهر می‌شود.

وی با تاکید بر این‌که در کشور ما نیز می‌توان در مورد پارکینگ‌های حاشیه‌ای و مجتمع‌های تجاری و مسکونی  به‌خصوص پارکینگ‌هایی که در اطراف ایستگاه‌های حمل‌ونقل همگانی هستند چنین برنامه‌ریزی‌هایی را انجام داد، بیان کرد: می‌توان برای پارکینگ‌های حاشیه‌ای هزینه‌های بالا و تصاعدی در نظر گرفت که با افزایش زمان توقف هزینه پارکینگ نیز افزایش یابد.

این کارشناس خاطرنشان کرد: حتی می‌توان قوانین و مقرراتی وضع کرد که بر اساس آن افرادی که بیشتر از یک زمان مشخص خودرویشان را پارک کردند جریمه شده و ناگزیر شوند مکان خودرویشان را تغییر بدهند.

مشاور معاون حمل‌ونقل وزیر راه و شهرسازی با طرح این پرسش که در مورد مجتمع‌های مسکونی تجاری و اداری چگونه باید برنامه‌ریزی کرد، گفت: در نظام ساخت و ساز ما تامین پارکینگ برای این‌گونه مجتمع‌ها به صورت اجبار است. وی افزود: شاید این نکته برای تمامی افرادی که در نظام برنامه‌ریزی شهری فعالیت می‌کنند کمی عجیب باشد اما اجباری نبودن ساخت پارکینگ در مجتمع‌های نزدیک به ایستگاه‌های حمل‌ونقل همگانی بدین معناست که ما این فرصت را در اختیار شهروندان قرار دادیم که به استفاده از حمل‌ونقل همگانی تشویق شوند.

باریکانی افزود: الزام تهیه پارکینگ برای هر مجتمع تجاری، اداری، اداری یعنی افراد حتما باید خودرو داشته باشند اما ما می‌توانیم با این‌گونه برنامه‌ریزی‌ها نسبت به گرایش مردم به حمل‌ونقل همگانی اقدام کرده و دستاوردهای زیادی به‌دست‌ آوریم

 

 

هفته معلم به تمامی معلمان به ویژه معلمان زحمت کِش طالقانی اعم از بازنشستگان و شاغلین  تبریک عرض مینماییم.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

فعالیتهای شورا و دهیاری باریکان

 

شن ریزی و پر کردن کانال های حفر شده توسط شرکت گاز با پیگیری مکرر شورا و دهیاری


 

خرید ده  عدد مخزن مکانیزه زباله برای روستا توسط دهیاری

 
 

پند نامه ای به گویش طالقانی

 

 

عزیزان آخوروش باید بیشیم ما

نوخور اندی تو غوصَّه بهر دنیا

 

نوخور غم ای عزیز دنیا همینَه

اجل هر لحظه مارَه در کمینَه

 

نوباش دُلبسته ی دنیای فانی

یه روز میبو تومام این زوندگانی

 

بیشَن اون آدومان آن قدیمان

کسی الآن نیمینَه یاد آنان

 

نوکن کاری که گردی تو پشیمان

به راه حق دوباش و یاد یزدان

 

خیال مینیم همیشَه جاودانیم

نمیبیم پیر و فرتوت و جوانیم

 

بوشو قبرانَه بنما تو توماشا

به عینوت بین چی میبو کار دنیا

 

هانان خانان و بیشَن آن جوانان

نوماندون هیچکدام از پیر مردان

 

 

عبادت کن خدارَه از دل و جان

ازین کاروت نمیگردی پشیمان

 

خدا هادایَ مارَه جان و روحوش

بَریم فرمان و باشیم جانشینوش

 

قدیماندَه بوگوتَن این حوکایت

خجیرانَه خدا هامیدی برکت

 

تو این پندَه خجیرَه گوش بنما

ره حق و درستی را بپیما

 

گرت باشی به راه دین و یزدان

روی اندر بهشت و باغ رضوان

 

علی صائمیان طالقانی

 

 

 
 

من یک دهه پنجاهی ام ♦!

 من زاده تهرانم و ... به گذشته ها می اندیشم ...

من عاشق گاراژم ...آن هم از نوع عظیمی !

راهی دراز و دلی بی قرار داشته ام ... کلی خاک خورده ام تا به گردنه رسیده ام .... با گرد و خاکهای روی اسباب و اثاثیه.

من تابستانی متفاوت داشته ام ، روزها به پدر بزرگم کمک کرده ام  ، گِوگَل و وَرکولی را به بازی به چرا برده ام ... و با کم و کاست باز گردانیده ام ، من با داس مالخوری واش چیده ام ، بارها با اَردا داس زخم برداشته ام، اُسپُس ها را ریه کرده ام... بعد از خشک شدن آنها را بند کرده ام، با مدد قهوه جوش چای داغ نوشیده ام ...درخنکای آب شاهرود آب تنی کرده ام .... تا اینکه غروب به ده باز گشته ام .

 روز بعد ... اما زمینی دیگر و کاری متفاوت... با بَلو وِجین کرده ام، میان بوته های لوبیا را ، علف های هرز مزاحم را با افتخار از خاک بیرون کشیده ام ... من آبیاری پدر بزرگم را دیده ام ... با بیل قدیمی اش به سختی وُلگِه را بسته ام ... و او با تبسمی، آفرین گویان همراهم بوده ...

من سیب را بوییده ام ، وقت رسیدنش ، من گندم بار کرده ام در فصل گرم ، خرمن و وَرزو هایش را همراهی کرده ام ... با تولکا آب خنک آورده ام از چشمه ای دور ... و دعای پدر بزرگم را شنیده ام در حقم که می گفت : پیر گَردی بَبَه ... من در عطش ظهرِ خرمنگاه ، با ناشی گری چَپَر رانده ام و در نسیم غروبش گندم باد داده ام و گاهی کاه بار کرده ام ، با کاه ها خود را از دَرجی به شوخی سقوط داده ام و میان کاه و کلش محو شده ام ... و از سوزش کاه در جای جای لباسم تا صبح نالیده ام .

من از گَمره ، آن بوی مطبوعش و آن دود سفیدش خاطره ها دارم ... صبح زود به همراه مادر بزرگم کنار تنور ساعتها نشسته ام ... خمیر بازی کرده ام ... اصل نان پختن را دیده ام ...تَش وازی کرده ام ...با تُندُراشو نان از تنور داغ بیرون آورده ام ...و در انتها کُلاسی شیرین و تازه به دندان کشیده ام ...

من شب نشینی را با فانوسی در دست رهبری کرده ام ... من شب چَلَرز خورده ام ... با توری چراغ زنبوری بازیها کرده ام ..من مردانی با بیل و چراغ انگلیسی به دست دیده ام که در سیاهی شب محو می شدند در پی آب ... من شبها با قصه آل و پری از ترس به زیر پتو خزیده ام ...ساعتها به چادر سیاه شب و آن ستاره های درشت و چشمک زنش زل زده ام و با عبور هر شهاب ذوق کرده ام و با آوای خوش بوف آشنا به خواب رفته ام ...

من مالانی بَه چی دُکُردی اَم ... از گُچدار زخمها خورده ام... در بهار گُلکار دیوار را دیده ام ، برای آش قزیاقه و شَنگ چیده ام از میان انبوه گیاهان ، من از ضرب دست پدر بزرگم به وجد آمده ام در کار با خجیره...با نگاه به هنر نمایی پدر بزرگم سعی در بافتن چَلک داشته ام....

من ماه ها از دنیا بی خبر بوده ام ... دنیای خودم را داشته ام ... من لذت واقعی ...طبیعتی بکر ...آرامشی وصف ناپذیر ... مهربانانی ساده دل ... و خدایی بزرگ را ... همه و همه را در بهشتی کوچک ، درک کرده ام.

من روستا را درک کرده ام.

من یک دهه پنجاهی ام

 

ابراهیم خنجری (سنه ۱۳۹۷)

 

 
 

 یاد ایامی ...

کلیپ «یاد ایامی..» بر روی دکلمه ای با صدای آقای امیر غرقی (زیدشت) و شعری از شاعر توانا رحمت اله زرعکانی (فشندک) تدوین شده است و تقدیم یکایک طالقانیان نجیب و غیوری که دل در گرو حفظ فولکلور فاخر طالقان دارند. 

 
برای مشاهده کلیپ،روی تصویر کلیک فرمایید! 
 
یاد ایامی..

قدیمان مردمی دُل با صف بَ

به لطف و مهربانی آشنا بَ

جوانان در پی کار و زراعت

زُناکان ابرو دار و قناعت

میان مردم همه راضی ببستند

زمینان سبز از باران رحمت

نجابت بل می زَ سرخ دیمان دَ

قناعت جیر می کَت پاره جیفان دَ

دلم کردی هوای اون قدیمان

دری کنداَ مینشتین سرخ دیمان

دری پیش اِو و جارو می کُردند

میشین مالانی بَ چی د می کردند

جای چشم و هم چشمی خوشدلی ب

بجای گچ دیفالان کاه گلی ب

کپای واش تن ها می دا اراداسَ

وچان با حظ می خوردن جو کلاسَ

سری صبح پا میستان از زن و مرد

نَبَ هیچ آدمی بی عار و بی درد

تراکتور یا که ماشینی نداشتند

زمینان را گوی همراه می کاشتن

قدیمان هر کسی کاری بلد ب

میان مردمان روزی رصد ب

ز گوگل وانی و گوسفند چرانی

ز پالان دوزی و تعزیه خوانی

یکی اویار و دیگر چاروادار ب

تفنگچی ب یکی اهل شکار ب

یکی خشت زن یکی د گیوه دوز ب

یکی کهنه گیوانی دوره دوز ب

یکی اوسای نعل و میخ طویله

یکی کلاس می پت زرد کچیله

زمستانان بساط کرسی جور ب

اگر چو د نبه گمره وفور ب

دم عیدی به شور و شادمانی

می کرد عباسعلی نوروزی خوانی

دیگر اون گُو بمرد و وَاره بیوسی

قدیمی راه و رسم کم کم دگردی

چشمه او گرستی بسته بندی

نمی دانی بنالی یا بخندی

اطاقانی کفان ماشینی فرشَ

نمد مالی دیگه یاداد د در شَ

زمانه گل بگیت درجی راهَ

نمی گویم که کارش اشتباهً

از آنوقتی که لات او بگیتی

تو گوئی مردمان را خو بگیتی

**************************

دگه باد طو نمی دی گندمانَ

محبت یاد آگردی ده میان

نُکاس و نَاچوالک بامان د وَرکت

چیر خرمن جَاران د بی خبر کت

خانه ای گل بام دیگه معنا نداره

پرند د چینه ای سر حا نداره

چه عزت ها می نان گرد سوزی نوره

ایسه با چلچراغ دی سوت و کوره

کجه بش اون صفای طالقانی

کبله الله بداش و مش بمانی

کجایند آدمی صاف و ساده

که تا گیلان میشین پای پیاده

چی گردی اون قدیمانی عروسی

که تا هفت روز می کردن دیده بوسی

چه خوش ب ناله ساز و نقاره

عروسای خوشگل و مادیان سواره

*************************

بگوتم تا سبک گردم ز غصه

جوانا ر همین یک نقل وَسه

جوان پیر نکن نامهربانی

همیشه نوی نیه تازه جوانی

محبت کن که تا دُلت شاد گردَ

ز شادی خاطرت آباد گردَ

خدا را یاد کن صب تا نمازی

که این دنیا نداره وابراضی

 

رحمت اله زرعکانی

 

پیتک

همه چیز از همینجا، پارسال. پیتک،  طُوئی سر (در موقع تاب)، شروع گرستَ بَ (شروع شده بود) و نام او را برده بود. او خودش نشنیده بود ولی به گوشش رسانده بودند که  پسرک ، طُو ای سر دلخواشی اسم بُگوتی بَ(در زمان تاب بازی نام نامزد دلخواهش را  گفته بود.)

به یاد آورده بود کوزه به دوش با دوستانش از «پیلا چشمه» بر می گشتند پسرک تنه ای به کوزه اش زده بود که نزدیک بود بیفتد و بشکند! اما او کوزه را محکم گرفته بود و داد زده بود که : جوان نُمرد!! اگه تُولکام بُشکی بَ نَنه مِی جوابَ چی بدیم ؟ (جوان نمیری! اگر کوزه ام شکسته بود چی به مادرم می گفتم)

و پسرک گفته بود: ننه تَ بگو نگران نباشه دو تا تُولکا  تیه جهازی بَ هَامیگرم. به مادرت بگو نگران نباشد برای جهازت دو تا کوزه می گیرم

و او جدی نگرفته بود تا اینکه شب اهرک سویی (آسیاب دستی -دستاس )وقتی که او و پسرک و بقیه دسته جمعی اهرک می کشیدند، یکدفعه همه اهرکی دسه ره ول مینن (دسته آسیاب را رها می کنند)، او می مانه و پسرک. اول خجالت کشیده بود و می خواست دسته اهرک را ول کند. اما بعد تصمیم  گرفته بود که کم نیاورد. هرچه پسرک سرعت چرخاندن را بالا برده بود او هم " ریز دکردیبه" یعنی درون دهانه اهرک گندم ریخته بود بدون اینکه دانه ای گندم به بیرون ریخته باشد آنقدر مقاومت کرده بود تا همه کف زده بودند وبعضی ها هم یواشکی گفته بودند مبارکه، به پای هم پیر شید.

.... و حالا آنها نامزه بودن .امسال در پنجه پیتک دترک و پسرک بال بال کردبین بشبین گردش.(دختر و پسر بازو به بازو رفته بودند گردش) می گفتند می خندیدند و دیگرانی را که بر روی طُو کتک می خوردند تا اسم نامزدشان بگویند را  تماشا می کردند!

 خیلی هم خوش گذشته بود. تب کاچ (بازی محلی شبیه بیس بال)بازی کرده بودند. طو بخوردبین.(تاب بازی کردند) و تا دلشان خواسته بود دنبال یکدیگر کرده بودند و دویده بودند از میاندشت تا گهره ای سر ، پا دِ در کردبین.

تا جایی که صدای دشتبان درآمده بود که: « مثل اینکه شما ره باید جُت دبندم تا نفس دَ بکیبین.»

مثل اینکه باید شما را به جُت(وسیله شخم زنی) ببندم تا از نفس بیفتید!

و آنها خندیده بودند و دوباره طو (تاب) بنشتی بین و روی طو خوانده بودند: کین سر تی خاله غوزک، یه بشقاب پُولُو خاله غوزک ........ هرکی را می خوای نامشه بگو.

و اسم همدیگر را فریاد زده بودند.

 

پیتک:در طالقان و آبادي هاي اطراف آن ايام پنجه از روز بيست و پنج فروردين ماه هر سال است، كه به آن « پنجه پيتك» گويند. از قديم مردم طالقان مانند مردم ديگر شهرها، هر ماه را سي روز حساب مي كردند كه در مجموع يك سال سيصد و شصت روز ميشد. با اين حساب پنج روز از سال زياد مي آمد كه جزء هيچكدام از ماه هاي سال محسوب نمي شد و حتي مردم اين پنج روز را جزء ايام عمر خويش نمي دانستند . مردم طالقان از بيستم تا بيست و چهارم فروردين يعني چهار روز اول پنجه را به تدارك و آماده كردن مقدمات برگزاري پنجه پيتك اختصاص مي دهند و روز آخر ، يعني روز بيست و پنجم فروردين را پنجه مي گيرند.برای مطالعه بیشتر پیرامون پنجه پیتک به لینک ذیل در سایت باریکان

http://www.barikan.org/panjepitak.aspx 

 مطالعه فرمایید

مهدی رضاخانی –حذف و اضافه فرهاد باریکانی

 

به دوش کشیدن کوله باری از بی فرهنگی دیگران...

طی سالهای گذشته و عالی خصوص امسال و لاااقل در طالقان و روستاهای حاشیه سد  در روز طبعیت به دلیل عدم فرهنگسازی مناسب، طبیعت در روزش بیشترین آسیب را به خود دید.

13 فروردین که در تقویم ایرانی روز ملی طبیعت نامگذاری شده، به واسطه برخی رفتارها به عذابی برای طبیعت بدل شده و در این روز فشار و بدرفتاری با محیط زیست و هرآنچه در آن است چند برابر می شود. این روند سال هاست به عادتی مشمئزکننده تبدیل شده؛ عادتی که تقریبا هیچ کسی را نگران نمی کند و عمق نابودگری آن کسی را نمی ترساند.

انگار به ما یاد نداده‌اند که طبیعت زباله‌دانی نیست، انگار نمی‌بینیم که دیگر هیچ تفرجگاهی باقی نمانده که مصون از زباله باشد ، می‌خوریم و از شیشه ماشین به بیرون پرتاب می‌کنیم، می‌خوریم و پسماندهای‌تر و خشکش را دور و بر محل کمپینگ‌مان رها می‌کنیم، براستی چه کسی این زباله‌ها را باید جمع‌آوری کند؟!

بستن طناب به شاخه ها برای تاب خوردن، شکستن شاخه ها برای تهیه کباب، دویدن در طبیعت و له کردن انواع حشرات و گیاهان زیر پا، کندن تنه درختان به بهانه نوشتن یادگاری روی آن و در نهایت به جا ماندن تلی از پسماندهای غذایی، ظروف پلاستیکی، شاخه های شکسته و تنه نیم سوخته درختان، و  درختان سوخته صحنه هایی آشنا در سیزدهم فروردین و ردپایی است که در پایان روز طبیعت از طبیعت گردی انسان به جای می ماند.

در روستای باریکان گردشگران چنان زخمی به پیکر طبیعت زدند و اتشی به جان درختان کهنسال زدند که بلکه تا سالها باقی بماند . این اتش سوزی در مزرعه میاندشت در شامگاه 12 فروردین از سوی گروهی بی فرهنگ رخداد .هر چند زحنتکشان اتش نشانی بعد از حدود یکربع پس از تماس تلفنی اهالی به محل رسیدند و با تلاش پس از دقایقی اتش را خاموش کردند. اما افسوس و دریغ آن بر جای ماند.

 
 
 
 
 
 
 
 

بلند پروازان باریکانی

بر فراز طالقان

در روز طبیعت دو نفراز خلبانان باریکان سید سهیل و مجید باریکانی با تیک آف از سایت شهدای میناوند بر فراز بخش میان طالقان پرواز و پس از صعود به ارتفاع 4000 متری در صحرای گلینک فرود آمدند.

 
  
 

سیزده نان بدر

بهار گردی؟ زمینان سبز گردی!

چُبه نُشتی؟ خوبه صحرا بگردیم!

بیشیم باغان، بچینیم گل فُراوان

شکوفه سَربِزی جِیر باغی لات‏اَن

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

سیزده بدر در باریکان

روز سیزده همه سبزانه میبرن صحرا .

گندم میان چال میکردون.

میان مزرعه گندم چال می کردند (که رشد کند و هدر نرود)

 بعضییان که مِرجو سبز کوردِبین با قیچی مرجوی سَره میزیِن کوکو  سبزی دوروست میکوردون...

برخی که عدس سبز کرده بودند با قیچی سبزه ها را می چیند که کوکو سبزی درست کنند

یا برای سبزی پلو .

برنج رو از گیلان دِ میوردُن.

برنج را از گیلان می آوردند

دمسیاه بوی عطرش تمام دِهِه وِمیگیت‌‌.. آدوم مست میگردی.

برنج دمسیاه که عطرش تمام ده را فرا می گرفت

نهار ومیگیتن میشن صحرا .دسته دسته هرکی با طایفه خودش...

نهار را بر می داشتند و می رفتند صحرا هر کسی با فامیلهایش

دوقوز بَپَرک.. التین بلتین... طناب وازی و گاهی ..تآتر...

(بازیهای محلی) پریدن از پشت یکدیگر .الک دو لک .طناب بازی و گاهی اوقات هم تاتر

تاتر را آقاجانم با همسن وسالانش  وازی  میکوردون ...

تاتر را پدرم (مرحوم شیر علی) با هم سن هایش بازی می کرد

قوردماس میزین دوشانشانی سر

سر شانهایشان قوردماس (یکنوع تیغ خودرو) می زدند.

با رضاخالقولی ..عبادالله خان.. طهماس عمقولی .. تآتر وازی میکوردن...

نهار و چایی که تمام میگِردی دوباره میامین باغی بیخ تِوو دِمنگَتن...

بعد از نهار و صرف جایی می آمدند مزرعه «باغ بیخ» (در جنوب غربی روستا)

حالا بقیه وازی وتفریح اینجه بَ

بقیه تفریح و بازی اینجا بود

خصوصاً طو وازی. جوانان دی سبزه گره میزین

مخصوصاً تاب بازی و جوانها هم سبزه گره می زدند.

شوکت باریکانی

 
 
 

روستای باریکان-محله « رُونا » 

 
 

 

 
 

نوسازی شبکه آب آشامیدنی باریکان

شورای اسلامی روستای باریکان عملیات عمرانی نوسازی شبکه آب آشامیدنی روستا را از نخستین روزهای سال 97 آغاز نمود.

این اقدام مهم عمرانی دغدغه سالهای اخیر اهالی بود. چرا که هر چند تامین منبع آب آشامیدنی بدون تردید اولویتی ضروری است ، اما قبل از آن نوسازی شبکه می باید در دستور کار قرار می گرفت.زیرا ساخت شبکه کنونی مربوط به 40 سال قبل بود که با تلاشهای مردمی و به ویژه شهید والا مقام خسرو باریکانی به ثمر نشست.لیکن به دلیل گذشت زمان لوله کشی های فلزی شبکه دارای شکستگی،پوسیدگی و رسوبگذاری شده و متاسفانه بخش مهمی از آب آشامیدنی قبل از مصرف هدر می رود!؟ در این خصوص حتی عده ای بر این عقیده هستند که علت اصلی کمبود و قطعی آب در تابستان ،در حقیقت کمبود آب نیست بلکه هرز رفت آب از شبکه آبرسانی مشکل اصلی است .همچنین برخی نیز از غیر بهداشتی بودن آب به علت نفوذ عوامل آلوده کننده به شبکه خبر می دهند.

نوسازی شبکه علاوه بر نکات فوق به ویژه در این مقطع زمانی که معابر روستا برای گاز کشی حفاری شده نیز دارای اهمیت است .زیرا کوچه ها پس از پایان عملیات گازکشی مسلما باید اسفالت یا سنگ فرش شود و تبعا مطلوبتر آن است که عملیات نوسازی شبکه پیش از مرمت معابر روستا انجام پذیرد که به این ترتیب از دوباره کاری و تحمیل هزینه به روستا ممانعت شود .

لازم به توضیح است که با همت آقای اسکندر باریکانی در نیمه سال 96 بخشی از شبکه آبرسانی روستا در بالا محله نوسازی شده است و فعالیت اخیر شورا در تکمیل عملیات عمرانی مزبور ،اقدامی اساسی و بسیار مهم به شمار می آید.

برای شورای باریکان ارزوی توفیق داریم

 

 

 

هفت سین باریکانیها در نوروز 97

 

 
 
 
 
 
در کانال تلگرام باریکانیها (روستای زیبای باریکان)ادمین:حبیب باریکانی@barikaniha1
 

 

 
 

باریکان در آستانه نوروز و استقبال از:نوروزیان !

 

 
 
 مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است
 
خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است 
 
 

عید نوروز پرتوی دلربا و چهره‏ای زیبا از آفرینش است که پیش ‏از حضور خود انبوه انسانها را به تلاش و کوشش فرا می‏خواند.عید همراه خود شادی دلها و شادمانیها را می آورد و غنچه ‏لبخند بر لبان زن و مرد،خرد و کلان می نشاند.
نوروز عیدی ماندگار در بین ایرانیان است. تعطیلات نوروزی، مسافرت و سیر و سفر، صله رحم، نو شدن و پوشیدن لباسهای نو و زیبا، خانه تكانی، آشتی افراد قهر با یكدیگر و... از سنت های نیكوی نوروز در بین ایرانیان است.

 
بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است
 
بر طرف چمن روی دلفروز خوش است
 

امید است که به یمن نوروز دلهای باریکانیها با نگاههای مهربان همچنان به یکدیگر پیوندی ناگسستنی یابد.

عيد سعيد سال 1397 بر ملت شريف ايران بویژه طالقانیها و باریکانیها مبارک باد.

 
 

بداهه بهار طالقان

بوی بهار می رسد با نفس فرشتگان

وقت نسیم و غنچه شد باردگر دراین جهان

 

باد بهار بر چمن ، می فکند طراوتی

نوشده از کرامتش این همه باغ و بوستان

 

مور و ملخ به سعی خود در پی آشیانه ای

بلبل و سار و چلچه با همه ی پرندگان

 

دشت ز عطر پونه‌ها، بوی معطری گرفت

بار دگر بهشت نو، گشته زمین طالقان

 

استاد فرهنگ باریکانی(صالح) 
 
 
 

رسوم طالقان در سال تحویل

حالا اونهایی که پسرشان نامزِه داشت. شب عید عیدی میبَرُدون چند تا مجمه!!

خانواده هائی که پسرشان نامزد داشت .شب عید ، چندین مجمع (سینی بزرگ) عیدی میبردن.

محمع اولی توتَک بَ

در اولین مجمع تُوتَک (نوعی شیرینی)بود.

مجمه دومی میوه و تنقلات: آبنبات، نخودچی، کشمش ، سُنجَه ،توت ،شیرینی و خشکبار بَ.

دومین سینی میوه و تنقلات بود

مجمه سومی کله قند، پارچه ،کفش، روسری، هرچی دستشان بر میآمه!

سومین مجمع کله قند، پارچه ،کفش، روسری و سایر اجناس بسته به توانائی خانواده

روشِه از این روسری گیجه دار دِمِنگَتون

روی مجمع ها را از روسرهائی که ریشه منگوله ای  داشت، می انداختند

ما دخترکان مجمه دمینام کله مانی سَر پشت هم ردیف....

 

ما دخترها هم سینی ها را می گذاشتیم روی سرمان زدیف پشت سر هم.

یک گردسو ز روشن مجمه میان مائی سر

یک چراغ گردسوز هم روی یک مجمع میگذاشتند روی سر ما

و یک دایره بَ .دست میزم میشم عروسی خانه !

یک دایره هم بود .دست می زدیم می رفتیم خانه عروس (خانه ای که دخترشان  عروس می شد)

خیلی قشنگ بَ. مَاره پذیرایی میکوردون. یک انعام دِمینان مجمه میان .

خیلی رسم زیبائی بود. از ما پذیرائی می کردند. انعامی هم در میان سینی می گذاشتند.

عروس دی زَامَای شُومَار و شوپیِر هدیه هَامِیدا  .مَا دی سر میگیتیم مِیبردیم زَاما خَانه

عروس خانم هم برای پدر و مادر داماد هدیه میداد .ما هم آنها را روی سرمان می گذاشتیم و می رفتیم خانه داماد

 اوندی سخاوتشانه نشان هَامِی دَا، مَاره یک جفت جوراب هامِیداَ ....‌‌

او (داماد) هم احسان می کرد و به ما یک جفت جوراب هدیه می داد.

خانم شوکت باریکانی

 
 
 

نرم نرمک مي رسد اينک بهار

 

نسیم مهربان عشق می وزد و کم، کم بوی خوش گلها، علفها و سبزه ها فضای دره باستانی طالقان را پر می کند. زمین باز هم نفس می کشد و حیاتی نو را آغاز می کند.حیات سبز و سرشار از تازگی ،دوباره شروع می شود و غنچه گلهای وحشی با ناز ،گلبرگ هایشان را باز می کنند و خانه های خاموش باز دوباره مامن شهر زده ها می شود و روستاها رونقی دوباره می گیرند .بوی بهار همه جا را عطرآگین می کند و یاد روزهای شاد و گذشتگان با صفا در سراسر این سرزمین دیرین گسترده می شود .

 

برخیز که می‌رود زمستان

بگشای در سرای بستان

 

نارنج و بنفشه بر طبق نه

منقل بگذار در شبستان

 

برخیز که باد صبح نوروز

در باغچه می‌کند گل افشان

 

 


 

در حالی که توسعه شهرها و شهرنشینی یکی از عمده ترین دلائلی است که فرهنگ بومی و محلی را تحت الشعاع قرار می دهد و بسیاری از آئین های بومی را به دست فراموشی می سپارد. در شهرستان طالقان آخرین چهارشنبه سال با عنوان «آخر سر چارشنبک» یا «کل چهارشنبه» کم و بیش برگزار می شود.

آخرین چهارشنبه سال در شهرستان طالقان «آخر سر چارشنبک» یا «کل چهارشنبه» نامیده می شود .

در گذشته های نه چندان دور .مردها و جوانان برای جمع آوری گون از مدتها قبل به کوه و صحرا می رفتند. . گون های جمع شده در شب «کل چهارشنبه» اتش زده می شد.

آتش که آرام می گرفت، هر یک از اعضاء خانواده خود را موظف می دانند از آن بپرند و زمان پریدن این جمله زیر لب تکرار می شود: «آخر چارشنبک بَربَری – درد و بلا را در بَری» ، «تَش تَشَک، زردی من تو ای شین، سرخی تو منی شین» .

«تَپ تتشک» یا «توپ آتشین» مراسم بعدی این شب است. جوانان مقداری پارچه کهنه را به اندازه یک توپ گلف در می آوردند و در نفت قرار می دهند و سپس آن را می افروزند و در پرتاب آن به دور دست با یکدیگر رقابت می کنند.

در کنار این دو سنت بومی و محلی مراسم فالگوشی ، قاشق زنی و شال ندازی نیز برگزار می شود. شال اندازی مختص نامزدهای جوان است. این دسته از جوانان بر بام خانه نامزد خود می رفتند و شال خود را از بالای بام به داخل حیاط می اندازند. صاحبخانه نیز به فراخور توان خود هدیه ای در خور بر سر شال می بست.

مراسم به همین جا ختم نمی شود. طالقانی ها مراسم شامی مخصوص این شب دارند. آنان شوربای گوسفند که عبارت از کله و پاچه گوسفند است را از اوائل پائیز مخصوص این شب نگه می دارند و در این شب مزه مطبوع این غذای لذیذ و مقوی در خانه می پیچد.


 
 
 

جمال جميل

 

تو را چه غم که دلم از غمت بجان آ مد

صدا شکست به حلقوم و در فغان آ مد

غريو و ناله ی شبگیر من رسید به دوست

ندای وصلت جانان به ارمغان آ مد

اگر که یوسف مصری فکنده شد درچاه

ز قعر چاه برون شد بر آ سمان آمد

هزار وصف و تمنا بگفت در سینا

جواب لن ترانی اش از سوی کهکشان آ مد

به صوت قمری و آواز عندلیب به صبح

شکفت گل به گلستان و ارغوان آ مد

کمال و قدرت حق را به باغ می دیدم

جمال جنت جاوید بر گمان  آ مد

بگفت صالح از اسرار آ ن جمال جميل

که شد حدیث و ثنایی که بر زبان آمد

 

فرهنگ باریکانی (صالح)

95/12/19

 
 

۱۱ سال حبس برای کُشتن یک خرس در طالقان

 

ایران آنلاین: دی 96

یک قاضی در طالقان دو شکارچی متهم به قتل یک خرس قهوه ای را مجموعا به ۱۱ سال حبس تعزیری، دوسال ممنوعیت از اقامت در طالقان و ۵۰ میلیون تومان جریمه محکوم کرد.

این دو شکارچی روز ۵ آبان، یک خرس قهوه‌ای را با سلاح مجازی که پروانه حمل از سازمان حفاظت محیط زیست داشته از پا در آورده و پوست حیوان و چربی‌های آن را جدا کرده و به محل باغ خود در طالقان آورده‌اند که با اطلاع بموقع اهالی محل، مأموران محیط زیست طالقان و ساوجبلاغ و نیروی‌های کمکی جهاد کشاورزی برای دستگیری آنها عازم محل می‌شوند که در جریان بازرسی از محل سکونت آنها دو شکارچی به همراه پوست خرس تازه شکار شده و مهمات و… دستگیر و یک نفر دیگر موفق به فرار می‌شود.

رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان طالقان به دیده‌بان حیات وحش ایران گفت: متخلفان در ساعت ۲۳ شب به دستور مقام محترم قضایی تحویل بازداشتگاه شده و روز بعد به همراه پرونده تشکیل شده به دادگاه معرفی شدند. اما متهم ردیف اول یک اسلحه گلوله زنی ۳۰۸ دارای جواز حمل داشته که در روز تخلف توسط نفر سوم از صحنه جرم خارج شد.

متهمان روز بعد تصمیم داشتند فشنگ‌های کشف‌شده ۳۰۸ را با فشنگ ۲۷۰ تعویض کنند تا فشنگ‌های کشف شده با اسلحه متهم ردیف اول همخوانی نداشته باشد، بنابراین به سرباز کلانتری پیشنهاد رشوه دادند تا فشنگ‌ها را در ازای دریافت پول و مواد مخدر (۲۵ گرم حشیش و ۳ گرم گراس) برای جابه‌جایی از کلانتری خارج کند که سرباز وظیفه شناس پس ازاطلاع موضوع، با هماهنگی مافوق با آنها قرار گذاشت اما در محل قرار و هنگام تحویل مواد مخدر با حضور مأموران کلانتری، مواد مخدر از متهمان کشف و صورتجلسه شد.

بر اساس رأی صادره متهم ردیف اول به دلیل شکار خرس به ۳ سال حبس تعزیری، پرداخت رشوه و نگهداری مواد مخدر ۳ سال حبس تعزیری و حمل مهمات غیر مجاز به ۶ ماه حبس محکوم شده است. متهم ردیف دوم نیز به دلیل مشارکت در شکار (۲ سال حبس)، پرداخت رشوه (۲ سال حبس)و حمل مهمات غیر مجاز به ۳ماه حبس تعزیری محکوم شد.

بر اساس رأی دادگاه از دو مجازات اول، فقط مجازات اشد اول قابل اجراست و چنانچه این مجازات بعداً تعدیل شود باز هم مجازات اشد دوم قابل اجراست. بدین ترتیب متهم ردیف اول مجبور به تحمل ۳ سال و نیم و متهم ردیف دوم به تحمل دو سال و نیم حبس، دوسال ممنوعیت اقامت در طالقان و پرداخت مبلغ ۵۰۰ میلیون ریال بابت ضرر و زیان وارده به محیط زیست محکوم شدند.

لازم به توضیح است که حکم صادره برای بازدارندگی سایر متعرضین به محیط طبیعی و حفظ حیات وحش اقدامی بسیار شجاعانه و تحسین برانگیز است. در حکم صادره توسط قاضی آمده به رغم توصیه و سفارش مسئولان مختلف مبنی بر رأفت در حق متهمان اما دادگاه چندین فقره جرم را محرز دانسته است.

 

بازخوانی یک مصوبه مهم و سرنوشت ساز در مورد طالقان

مصوبه مورخ ۲۱ مرداد ۱۳۹۴ شورای عالی شهرسازی و معماری ایران پیرامون طرح حوزه آبخیز سد طالقان حاوی نکات راهبردی در زمینه توسعه گردشگردی سازمان یافته در طالقان است .بازخوانی این مصوبه و اجرای آن می تواند راه حل برخی از مشکلات توسعه گردشگری متناسب با زیست بوم طالقان باشد.

 
 
 

  در جان و روان من ، روان  دگرست           در باطن هر جهان ،جهان دگر است

گر سينه ي ذره با  قلم    بشكافند         بيني كه نهاني به نهان دگرست

چهل روز از درگذشت عارف افلاکی حاج محمد باریکانی گذشت . مردی عاشق وطن که سالهای متمادی در عرصه آبادانی باریکان کوشید و در آسمان شعر طالقان چونان ستاره ای درخشید.

در اربعین شاعر بی ادعا و بی ریا  حاج محمد باریکانی ،کلیپ قسمتهایی از گفتگو با شادروان در سال 87 تقدیم می گردد.
سایت باریکان
 

 

 
 

 

 

بسمه تعالی

اطلاعیه شماره(٩)شورای اسلامی روستای وشته

با سلام

با عنایت به نزدیک شدن به روز درختکاری و اهمیت گسترش فضای سبز و اشجار و داشتن روستایی زیبا و سر سبز،طبق پیگیری‌های صورت گرفته از سوی شورای اسلامی ودهیاری روستای وشته مقرر گردید امسال مراسم روز  درختکاری در تاریخ ٩٦/١٢/١٥ با حضور امام جمعه محترم و مسئولین شهرستان طالقان در جوار بارگاه امامزاده یوسف (ع) در بادامستان برگزار گردد.

لذا از کلیه علاقمندان و همشهریان محترم دعوت می‌شود تا در صورت تمایل در تاریخ یاد شده راس ساعت ٩ صبح  حضور یابند.

با تشکر شورای اسلامی ودهیاری روستای وشته

 

 
 

سید بهروز سادات باریکانی

نقاش چیره دست و هنرمند  روستای باریکان

 

به دیدار حق شتافت....

سایت باریکان درگذشت شادروان سید بهروز (ضیا) باریکانی را به خاندان معزا تسلیت عرض می کند.

 

 
 
 
 
 

عید در روستای باریکان طالقان

 

میخام بشیم شهرک خرید عید!

هرکسی خودشی ب یک میمل داشت یعنی از یک مغازه خرید میکوردن.

میمَل:طرف حساب

خرید چی بَ ! کشمیش، توت ،سنجدۀ آبنات ،شوکولات ،نخودچی ، قند، چای ،برنج گیلان و.. دمییوردن

جُوز داشتن. حالا هرچی میخاستن ،هَامیگیتُن میوردُن

گردو داشتند.حالا سایر اجناسی که می خواستندمی خریرند و می آوردند.

تَپ دی با کهنه میدوتون نفتی میان .خیس کُوردیبین.

توپ را با پارچه کهنه درست می کردند و در نفت می خیساندند.

حاظر ب سورتتان (سار) سوت زنان بیست روز به عید میامین

 نوروزی سلطان دی مییامه میخواند .دونفربین یکی توبره میکشی میخواند  هرکی واسه خودوش  یک کاسه لوبیا  ،یکی مرجو ،یکی بلغور و مرغانه هامیدان....

مرجو:عدس-مرغانه:تخم مرغ

شام دی رشه پلو یا کله پاچه دورست میکوردون!

 جوانان  شب چهارشنبه سوری آفتاب غروب تش میکوردون.

تپ دمینگتون تشی میان

توپ پارچهای (آغشته به نفت) را میان آتش می انداختند!

 از این بیم ! باون بیم پرت میکوردون.

بیم:پشت بام

 بعضی موقع دمیکت واش کوپای میان تش هامیگیت کوپا ره خاموش میکوردون

 گاهی توپهای شعله ور می افتاد روی پشته علوفه زمستانی و آتش می گرفت که خاموش می کردند

خانم شوکت باریکانی

روستای باریکان طالقان 
 
 

رسم و رسومات عيد نوروز در روستای هرنج طالقان

قدیمان وقتی چله بزگ وچله کوچیک تومام می گردی اسفندماه می گوتون آفتاب به هوت !

آفتاب به هوت یواش یواش هوا گرم می گردی . ورفان شروع می کورد اُو گردین .مردوم می گوتون زمین نفس گرم بکشی یه . وچانم می خواندون :

آفتاب به هوته ورفان کوت کوته

مردمم یواش یواش کارانشانه شروع می کوردون

اول کارشان عیدی نان وعیدکلاس به

پنج روز بماندی به عیدگرده عیدی نان وکلاس دمی بستان

وقتی عیدی نان دمیبستان، عیدی گلکارمی کوردون. همه خانه ره جمع میکوردون در و دیواره گل اُو می زین زمنان گلکارمی کوردون فرشان ه تکان میدان لک ولاره می شوردون همه جاره تمیز می کوردون دوباره فرش می کوردون کرسی سر ه نو کرسی لحاف پهن می کوردون. آماده عید می گردین

عیدی خرید اون وقتان مردکان میامین شهرک عیدی خرید می کوردون وچانی به رخت و لباس می خروستون شیرینی و خشکبار می خروستون میاردون ده .اون روزان وچانی عروسی به ! بیچاره ننه آن هرجا شرینی ره قایم می کوردون وچان پیدامی کوردون

سه چهارروز به عید نوروز خوانان میامین نوروز خوانی می کوردون

شعرمی خواندون صداشانم خوب به .همه ره شاد می کوردون. صاحب خانه هم هرچی درتوانش به اوشان ه عیدی هامیدا

نوروزخوانان می خواندون :

نوروزسلطان بیامی .گل درگلستان بیامی

ای مشد ننه ی باخدا .انشاالله بشی کربلا .نوروز سلطان بیامی. گل درگلستان بیامی

ای مشدی آقای با ایمان. دست ته دکون جیفی میان .در بیار یک پنج قران. هادی نوروزخوان انعام .نوروز سلطان بیامی. گل درگلستان بیامی

چندروز به عید«پیربابو» با «عروس گلک» درست می کوردون

یک نفره «عروس» درست میکوردون یکی رم «پیربابو» یکنفرم «غصه خوروک»

پیربابو مثلا زاما به. غصه خوروک یکدست کهنه لباس تن می کورد یک زنگله پشتش اوزان می کورد! هی شکلک درمیورد.مردومه می خنداند! مثل جشن به .همه ده اون چندروز خوشحال بین

آخرچهارشنبه شو بعدازظهر همه جمع می گردین قبرستانی سر اگه یک نفرتازه بمردیبه اوی قبر پا می گیتون

یعنی باکاهگل درست می کوردون. نوماشانم کوپانی سر . طش میزین اونی سرده می پرستون. اون وقتان ترقه مرقه کو دنبه! آقاجانوم نمدپاره گوله میکورد مثل توپاره نخی همراه سفت می کورد دمینا نفتی میان درمیارد طش می زی الک می کورد هوا! مثل یک چراغ میسوت هوای میان چرخ می خورد خیلی تاموشایی به !

یک روز به عید اگه یکی پسرش نامزه داشت .فامیلانشه خبرمی کورد عروسی به عیدی میبردون وسیله میخرستون مثل پارچه چادر وکفش شیرینی هامینان چند تا مجمعه میان. سرمی گیتون سرشول میکشین می بردون عروسی خانه!

عیدشو. عیدی پلومی پتون بامرغ و فسنجان. اون شودیگه پلای میان بلغور نمی ریختون! سفید پلو درست می کوردون .وچان ذوق می کوردون می گوتون ایمشو سفید پلو داریم

نماشان میشین قبرستانی سرفاتحه خوانی دوباره هرکس دخترش یا خوارش شوهر خانه دبه اوی به عیدی پلو می بردون

روزعیدم همه عادوت داشتون یکی که پاهش بنظرشان خوب به تاریک صبح یک قرآن دست می گیت  میامه اوشانی خانه ره پا میزی

عید گردشی هم همون عید روز شروع می گردی .مردکان دسته می گردین. اول میشین بزرگترانی خانه. بعد میامین کوچکترانی خانه .یعنی همه جا عید گردشی میشین. یک باغی میان تو دمیبستان .همه تومی خوردون .گته کوچیک نوداشت ! هروز بعدازظهر وازی میکوردون !جوانان قیش وازی میکوردون. تب کاچ وازی می کوردون .تاسیزده بدرخیلی خوش میگذراندون !

سیزده بدرم اگه زمینان خیس به. بامانی سرسفره پهن می کوردون. فامیلان جمع می گردین یک جا نهارمی خوردون بعدازنهارم می شین صحرا سیزده شان درمیکوردون

بیست وپنج روز بعداز عید .پنج پیتوک میگیتون .پیتوک کلاس دمی بستان. بازمی بردون عروسی خانه .اون روزم میشین میدان .کلاس پخش می کوردون. کار زیاد نمی کوردون .می گوتون ایمروز آدوم اگه زیاد کار کنه .کارش پیت دمی کوه .بعد از پنج پیتوک کشاورزان مشغول کشت بهاره می گردین.

 
خانم اشرف حکيم الهی
روستای هرنج طالقان
 

آداب و رسوم سال نو در طالقان

از اول اسفند تا اول اردی بهشت

 

مراسم روز اول اسفند ماه

(آفتاب به حوت) در طالقان

 

اهالي طالقان اول ماه اسفند را كه مطابق با اول ماه حوت موسوم به« اول آفتاب بحوت» را بزرگ شمرده و به آن اهميت ميدهند و از آن موقع به بعد زمان را جزو فصل بهار مي‌شمارند.

 

صبح روز اول آفتاب بحوت يك آدم خوش نيت از خانواده خود يا يك كودكي را از خانه به بيرون مي‌فرستند و به او قرآن و يك كاسه آب ميدهند كه رو به آنها اول بار وارد خانه شود و آنرا خانه دَمُتِن ميگويند.يعني به خانه پا نهادن و يا از قبل كسي را غبر از خانواده خود  كه بنظر آنها آدم خوبي است را در نظر گرفته به او ميگويند تو اول صبح روز اول آفتاب حوت به خانه ما بيا و به آن قدم بگذار. آن شخص هم اول صبح با قرآن و كاسه‌اي آب بخانه آنها مي‌آيد و سلام و احوالپرسي ميكند دعا ميگويد و براي آنها در خواست خوبي می کند و ميرود. يا اينكه شخص را از خانه بيرون ميفرستند و او يك بره سفيد يا خروس سفيد يا خروس قرمزي را با خود مي‌آورد و اول صبح وارد خانه ميشود.

طالقانی ها قرآن را منبع همه گونه خير ميدانند، آب را روشنائي بحساب مي‌آورند، بره را که نشانه ماه فروردین نیز است را مظهر مهرباني، خير، بركت و آمدن بهاری خوش به خانه و خروس را مظهر شجاعت و شكوه و جلال و سعادت و خوشبختي ميدانند.

هر سالي كه براي آنها خوشي و با خير و بركت بود ميگويند به این دلیل بوده که فلانی با بره يا خروس اول آفتاب بحوت پا بخانه ما گذاشته است و قدم او خوب بوده و سال بعد هم همان كس با همان حيوان را مي‌آورند كه اول آفتاب بحوت پا به خانه آنها بگذارد و اگر سالي براي آنها پيش آيد كه ناگواري در آن باشد ميگويند قدم آنكه اول آفتاب بحوت بخانه ما پا گذاشته نحس بود. به اين طريق تفاعل نيك و بد ميزنند و خود را بدان معتقد ميدانند. اين رسم ريشه بسيار قديمي دارد كه ازعهد باستان باقي مانده است.

 

منبع:

سایت کرود 

 
 

 سیا اَبران

«سیا اَبران» نام ترانه ای به گویش گیلکی منطقه  دیلمان است.این گویش به دلیل قرار گرفتن در دامنه های شمالی البرز کم بیش بر زبان تاتی مناطق البرز جنوبی در محدوده طالقان و الموت تاثیر گذاشته و البته متقابلاً از این زبان نیز تاثیر گرفته است.

می دانیم که به ساکنین کوهپایه ها و کوهستان‌‌ های شرقی گیلان، «گالش» می گویند. «گالش» به نگهدارنده و چراننده دام سبک و سنگین اطلاق می شود.

دیلمستان یا سرزمین دیلم تا قرن هفتم و هشتم هجری به سرزمین گیلان و غرب مازندران امروزی اطلاق می‌گردید.هر چند می توان گفت که الموت و طالقان حداقل تا سال 1730 میلادی با دیگر سرزمین های دیلم درون یک مرز قرار داشته اند که شاهد این مدعا شباهت های فراوان فرهنگی، تاریخی و.... مردمی است که در این مناطق زندگی میکنند.هرچند طی سالیان اخیر قرار گرفتن طالقان و الموت در مرزهای سیاسی دیگر باعث ایجاد تفاوت گویش در زبان شده اما ریشه های مشترک زبان را نمی توان نادیده گرفت.

آهنگ محلی دیلمی «سیا  اَبران» نمونه ای از شباهت پر شمار  واژهای گویش دیلمی با طالقانی است.

 شعر «سیا اَبران» به دل گویه های چوپانی یکه و  تنها با خداوند در ارتفاعات دیلمان در فصل زمستان اشاره دارد که طی آن از طولانی بودن دوره فصل زمستان و نگرانی از حمله گرگها به گله اش سخن می گوید و آرزوی رسیدن فصل بهار را دارد.

 
 

سیا اَبران اَی ، باد و بُوران اَی ، ستاره دَنَه اَی آسمان

آه ابرهای سیاه / بادها و بوران ها / ستاره ای در آسمان نمی درخشد

ترسم وَرگ دَکتهِ می کُولامان اَی ، وای می بُوزان اَی ، می گوسندان

می ترسم گرگ بزند / به آغل من / وای بر بزهای من / وای بر گوسفندان من

 کی تموم بُونه این زمستان اَی ، باد و بوران اَی ، وَرف و طوفان

چه وقت تمام می شود/ این زمستان؟ / این برف و توفان و / این باد و بوران

آفتو وَتابه سبز چَاکان اَی ، کوه و کامان اَی ، دشت و دامان

آفتاب بتابد / بر دشت سبز / کوه و کمرها / دشت و دمن ها

سُورخه گُول در بیه در بهارانَ َی ، مع مع بزنن می وَره کان

(آن وقت) گل های سرخ در بیاید در بهاران / بره های من بع بع بکنند

در کمین دَرن وَشنه وَرگان اَی ، ترسم آخر ببم بی مزد چوپان

اما در کمین هستند گرگ های گرسنه / می ترسم آخر کار چوپان بی مزدی شوم (با از دست دادن گله)

می بوزاکان ای ، می گوسندان ای ، می وراکان

بزهای من / گوسفندان من / بره های من

خُودا می کُولامه شب بگیته ، جُور کلهتانه وَرف دگیته ، بُوز گالشه دل غم بگیته ،می دیل تُور آبو ، ای خودا جان ،

خدا آغل مرا شب گرفته است / در کوهساران بالا برف می بارد، گالش تنهایی چون من دلش مالامال غم است ، دلم دارد به دیوانگی میزند ای خدا جان

کی خانه بُشو این زمستان ، آتش وگیره جان وَرگان

ای خدای من چه وقت باید این زمستان برود؟ / الهی آتش بر جان گرگ ها بیفتد

خودا تو بُدار می بوزاکان اَی ، می گوسندان اَی ، می وراکان

خدایا تو نگه دار بزهای مرا / گوسفندان مرا / بره های مرا

 

بررسی:ف.باریکانی

 

برای شنیدن آهنگ سیا ابران با صدای استاد ناصر وحدتی بر روی لینک زیر کلیک فرمایید.

http://s6.picofile.com/file/8186123918/06_siya_abran.mp3.html

 

 
 
 

 

 
 
 
 
 
 

جمع بندی  مسایل و مشکلات شهرستان طالقان شماره 1

ارسال شده توسط کاربران فضای مجازی طالقان که جهت طرح در برنامه مصاحبه فرماندار محترم شهرستان به رادیو البرز ارسال گردیده بود.

بیکاری

کمبود  امکان اشتغال در طالقان  مخصوصا برای جوانان

مشخص نبودن الگوی توسعه  طالقان از نظر دولت که زمینه سرمایه گذاری در طالقان را فراهم و منجر به ایجاد اشتغال خواهد گردید.

تعیین حریم ۱۵۰ متری  برای حاشیه رودخانه های طالقان که عملا ساخت و ساز را در بسیاری از روستاها متوقف کرده است.

شکل گیری اکثر روستاهای طالقان در حاشیه رودخانه ها بوده و با این مصوبه عملا توسعه طالقان امکان پذیر نمی باشد.

به عنوان مثال اکنون که عملیات گاز کشی به روستاهای طالقان در دست انجام میباشد، ساکنین مناطق حاشیه رودخانه حتی در شهر طالقان از برخورداری از این نعمت محرومند.

عدم استفاده از پتانسیل های طبیعی بوم گردی در طالقان

در حالیکه روستاهایی مانند ماسوله با توجه به شیب زیاد و وجود رودخانه در داخل ان قطب گردشگری هستند، چرا در طالقان  روستاهایی که در مناطق  پر شیب   واقعند( مانند خچیره ) نمی توانند از این پتانسیل بهره ببرند.؟

عدم بهره مندی شهرستان طالقان از منافع ناشی از بهره برداری از منابع اب طالقان و حق آبه سنتی خود.

در حالیکه استان های تهران و قزوین و شهرستانهای  هشتگرد قدیم و جدید، نظر آباد، کرج بر سر سهمیه اب سد طالقان رقابت میکنند، متاسفانه برخی از روستاهای طالقان در تابستان با کمبود اب شرب روبرو هستند. هم چنین درامد فروش اب باید در اختیار اهالی شه ستان طالقان قرار گیرد.

پیسنهاد میگردد در ازای انتقال اب  طالقان، بخشی از اراضی کشاورزی در دشت قزوین در اختیار طالقانی ها قرار گیرد تا بتوان  کمبود علوفه دامداران طالقان را در شش ماهه دوم سال جبران نمود.

طبیعت گردی و گردشگری روستایی  از پتانسیل های مناسب شهرستان طالقان میباشد.

متاسفانه  دافعه نهادها و ادارات دولتی با این پدیده  ، امکان استفاده از این پتانسیل را محدود نموده است.

شاید طالقان را بتوان تنها شهرستانی در ایران دانست که در ورودی ان ، ایستگاه ایست و بازرسی  نیروی انتطامی اکثریت خودروهای غیر بومی را در بدو ورود مورد بازرسی قرار میدهد.

از طرفی وضع موجود گردشگری در روستای هدف گردشگری کرکبود، نشان دهنده الگوی نامناسبی برای گردشگری روستایی میباشد.

فقدان زیر ساخت ها در روستا موجب میگردد تا گردشگران به جای رونق اقتصادی، انبوهی از زباله را برای اهالی روستا به جا بگذارند.

سد طالقان چون شمشیری طالقان را به دو نیمه تقسیم کرده است.

بطوریکه روستاهای پایین دست سد، برای دست یابی به خدمات ، رفتن به آبیک و قزوین از مسیر نامناسب پایین طالقان به اتوبان را به امدن به شهر طالقان ترجیح میدهند.

نخبگان طالقان در سرتاسر جهان پراکنده اند.

و تمایل زیادی به خدمت به زادگاه آبا و اجدادی خود دارند.

متاسفانه شرایط حضور این افراد در طالقان به خوبی فراهم نیست . و حتی طالقانی های مقیم در کرج و تهران گردهمایی های خود را به علت پرهیز از مشکلات در طالقان برگزار نمی کنند.

هم چنین از نظرات متخصصین بومی در پروژه ها استفاده لازم به عمل نمی آید.مثلا جاده جدید در منطقه اراضی شهرک از مناطق نامناسب زمین شناسی  عبور داده شده  که هزینه های هنگفت مرمت سالیانه را به بودجه بیت المال تحمیل مینماید.

جاده های دسترسی تقریبا همه روستاها ی   طالقان  از کیفیت نامناسبی برخوردارند.و نیاز به مرمت دارند.

و هنوز  مسیر دسترسی تعدادی از روستاها خاکی هستند . از جمله منطقه بایز رود بالا طالقان و امیرنان در پائین طالقان که در سال گذشته نیز از طرف مسئولین قول آسفالت آنها داده شده بود

اکثر کارکنان ادارات غیر بومی و غیر ساکن در طالقان هستند.

مسکل تامین سوخت مخصوصا در فصل زمستان در اکثر روستاها وجود دارد.

با توجه به نبودن مجوز دفن زباله در طالقان، مشکل بهداشتی زباله ها بسیار حاد میباشد.زیرا حمل زباله هر روستا تا مزکز جمع اوری زباله در شهر طالقان و انتقال به کرج بسیار هزینه بر بوده  و از عهده دهیاری ها خارج میباشد.

هم چنین علیرغم آمادگی برخی شرکت ها و افراد  برای بازیافت زباله شهری در طالقان  ، استقبالی از این گونه طرحها  از طرف مسئولین صورت نگرفته است.

با توجه به زیر اب رفتن روستای کماکان، توافق با اهالی جهت ساختن روستای‌ کماکان نو در بخشی از اراضی  کشاورزی مناسب روستا ضروری می باشد.

عدم آنتن دهی مناسب شبکه تلفن همراه و شبکه های تلویزیونی در روستاهای پایین طالقان

کمبود امکانات بهداشتی و درمانی در شهرستان.

 
 

 

 
 

 

برف و مدرسه

دبیرستانیان میشُن شَهروک

دبیرستانی ها به شهرک (مرکز طالقان) می رفتند

 بنده خدایان تا زانو وَرفی میان خیس میشن سرکلاس درس بخوانن

بنده خداها در برفی که تا زانو بود میرفتند سر کلاس تحصیل کنند

شلوارشان خشک نگِردی بَ ،  دوباره میخواستون وَ گردون بیان باریکان

شلوازشان هنوز خشک نشده بود که باید دوباره برمی گشتند باریکان

خیلی سخت بَ . وت ویری درس میخواندون.

کار سختی بود و با دشواری بسیار تحصیل می کردند.

تازه میامین میشین بیم واش بنجنون... ساعت شش بعداز ظهر خُنکی میان

(به روستا که میرسیدند) باید می رفتند روی بام علوفه خورد کنند...ساعت 6 بعداظهر در میان سرما

دو باره بوشُن طویله مالانی ب واش دوکُنن

بعد باید می رفتند طویله برای حیوانات علف بگذارند.

 تا بیان خانه ساعت هشت میگردی تاشام بخورون بُخاسَن

تا بیایند خانه می شد ساعت 8 تا شام میل کنند و بخوابند.

تا صبح دی دُواره اینجوری درس بخواندون بَ

تا صبح (روز بعد) به همین نحو تحصیل را ادامه بدهند

 بِینین ماشا الله باریکانیان همه با این زحمت درس بخواندون

 ب مقامهای بالا بِرسین...

 

ما دِبیم مِیدیم ورف میامه ولاچه ولاچه

ما بودیم و می دیدم برف به چه درشتی می بارید.

بوران طوفان چشم چشم نمیدی از شهرک میامین

از بوران و طوفان ،چشم چشم را نمی دید تا از شهرک می آمدند.

خسته نباشین بُرارانم...... 

شوکت باریکانی
 
 

آیت الله طالقانی در طالقان

 

 

محبوبیت آیت الله طالقانی در این منطقه، شگفت‌انگیز است. بیشتر مردم هم از آرای سیاسی آیت الله طالقانی خبر نداشتند. بیشتر مجذوب رفتار و اخلاق آن بزرگ‌مرد بودند. از میان گفت‌وگوها و دیده‌ها و شنیده‌های مردم طالقان، چند خاطره برای من بسیار جالب بود؛ از جمله:

۱: از چندین نفر شنیدیم که وقتی آیت الله طالقانی به ما می‌رسید، فقط دربارۀ کار و بار ما گفت‌وگو می‌شد. مثلا با چوپان دربارۀ گاو و گوسفند و دامداری حرف می‌زد و با کشاورز دربارۀ کشاورزی و با معلم دربارۀ درس و کتاب و دانش‌آموزان. کسی به یاد نداشت که آیت الله طالقانی، مردم را برای شنیدن سخنانش گرد خود جمع کرده باشد و چیزهایی بگوید که ربطی به زندگی روزمرۀ مردم نداشته باشد.

۲: یکی از اهالی روستا می‌گفت: از پدرم شنیدم که روزی یکی از روحانیان مشهور منطقه به آیت الله طالقانی گفته بود که شما چرا مردم را برای خواندن نماز در مسجد تشویق نمی‌کنید. آیت الله طالقانی به آن روحانی مشهور گفته بود: من صبح‌ها در این هوای سرد زمستان، فانوس‌به‌دست تا سرِ چشمه می‌روم و وضو می‌گیرم. بعد هم آهسته و قدم‌زنان به سوی مسجد می‌روم که نمازم را بخوانم. اگر این کار من، کسی را به نماز و مسجد دعوت نکند، از سخنرانی و تبلیغ و داد و فریاد هم کاری برنمی‌آید.

 (زمستان‌های طالقان، بسیار سرد و طولانی است. ما در نیمۀ بهار به طالقان رفتیم و در همان ایام، آب چشمه‌ای که آیت الله طالقانی از آن وضو می‌گرفت، فوق العاده سرد بود)

۳: پیران روستا می‌گفتند: روزی آیت الله طالقانی را دیدیم که با عده‌ای از مردم به سمت کوه مقابل روستا می‌روند. بالای کوه، مزار يكی از اجداد ايشان بود. آیت الله طالقانی وقتی به مزار رسيد، با کلنگی که با خود آورده بود، شروع كرد به خراب کردن دیوارک‌هایی که مردم با خشت، دور قبر ایشان ساخته بودند. ظهر هم در مسجد محل سخنرانی کرد و گفت: دیدم کار مردم شده است نذر و نیاز به مزار سیدآقا. او هم انسانی بود مانند شما. گیرم علم و تقوای بیشتری داشت. ولی اینها باعث نمی‌شود که شما برای هر مشکلی بروید آنجا و نخ و پارچه گره بزنید...

 
 
 
 
 

دلنوشته برف

ایچین ورف میا ولاچه ولاچه

اینطور برف میاد به چه درشتی ! (ولاچه: دانه های درشت و پهن برف) 

پایستین بشین  ورفانه جیر کنین

بلند شوید بروید برفها را پایین کنید

بیمان چکه مینه

سقفمان چکه می کند

 وَکتان پَایستین ! پَسه گوش نَنگنیِن

 وکت :صغیر شده- وکتان:صغیر شدها( نوعی اصطلاح برای نهیب زدن به فرزندان) بلند شوید . پشت گوش نیندارید.

دَرجی لُو ورف جِیر کنین

برفهای دور و بر درجی( دودکش میان سقف اطاق) را پایین کنید.

 وَاش وگیرین ! اَرداس بیورین واش بِنجَنیم

علف بردارید ارداس(وسیله خرد کردن علف) بیاورید .علفها را خورد کنیم.

 مَالان گُسنیین

حیوانات گرسنه هستن

بامبورون دو میخ برن محکمشکن‌...

پارو را دو میخ بزن تا محکم شود.

خانم شوکت باریکانی

 
 
 
 

به چه زیبا و قشنگی زادگاهم طالقان

شهرکت همچون نگینی می درخشد آن میان
برف باریده چه زیبا کرده است این سرزمین
منظره را بنگرید دل می برد ای دوستان
روستای گیلنک است جانی به جانان می دهد
رودخانه از حسنجون است تا شهرو روان
کاشکی تند تند ببارد روح بخشد بر زمین
تا بهار خرم شود این سرزمین عاشقان
اشرف حکیم الهی
 
 
 

همایش توسعه مبتنی بر حمل و نقل همگانی ( TOD)

سومین همایش توسعه مبتنی بر حمل و نقل ۳۰ دی با هدف توسعه شبکه حمل و نقل همگانی در درون و برون شهری با حضور کارشناسان و دست اندرکاران حمل و نقل همگانی و شبکه ریلی در هتل المپیک تهران برگزار شد و تا اول بهمن ادامه یافت.

مهرداد تقی‌زاده معاون حمل و نقل وزیر راه و شهرسازی در سومین همایش توسعه مبتنی بر حمل و نقل همگانی موسوم به TOD گفتیکی از عواملی که در رشد هوشمندانه تاثیر می‌گذارد بحث TOD است. در این توسعه به مرکزیت راه آهن، مترو، اتوبوس‌های دورن شهری کاربری‌های مختلف با تراکم بالا شکل می‌گیرد و نهایتا هدفش آن است که خودرو محوری کاهش یابد.

در این همایش پنل های روش های تسریع در اجرای TOD وفضای کافی برای ایجاد آن و مسئله ترافیک کلان شهرها بررسی می شود .در دومین روز همایش توسعه مبتنی بر حمل و نقل همگانی، در قالب برگزاری پنل ارائه راهنمای ملی توسعه مبتنی بر حمل‌ونقل همگانی، این راهنما با حضور خانم مهندس مرضیه باریکانی ( فرزند تیمور خان)، خانم دکتر میرمقتدایی و نمایندکان تیم جایکا برگزار گردید.

 
 
 
 
 
 
 

نشست AEGCدر حاشیه کنگره چشم آسیا پاسیفیک در هنگ کنگ

جلسه AEGC2018 با حضور آقای دکتر سید حجت باریکانی به عنوان نماینده موسسه حمایت از بیماران چشمی آرپی و دکتر TAKESHI IWATAپرزیدنت AEGC برگزار گردید.

موسسه حمایت از بیماران چشمی آرپی با انگیزه معارضه با آفاتی که سلامت چشم عزیزان را تهدید میکند ایجاد شده است و طی دوران فعالیت خود توانسته است بسیاری از مبتلایان به این بیماری را شناسایی نماید. هر هفته تعدادی از آنها به منظور انجام معاینات به موسسه دعوت شده، تحت بررسی قرار گرفته توصیه ها و مشاوره های لازم و در صورت نیاز اقدامات درمانی برای آنها انجام میگیرد.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
زینب باریکانی در برنامه تلویزیونی «فاز» (فرزند ایران زمین )  
 

 «فاز» (فرزند ایران زمین) یک برنامه تلویزیونی در قالب مستند- مسابقه ای است که از شبکه 2 پخش می شود.. در جریان این مسابقه تلویزیونی 28 نوجوان دختر و پسر در گروه‌های مجزا طی ۷ فاز در مراحل جذاب و دیدنی برای حل مسائل اجتماعی پیرامون خود به رقابت می‌پردازند. آنها در این مسیر باید از استعداد، خلاقیت و مهارت کارگروهی خود کمک گرفته و حمایت مادی و معنوی دیگران را نیز به سمت ایده و فعالیت خود جلب کنند. اين پويش بر اساس حمايت از ايده ها و طرح های نوجوانان و طرفداران مسابقه فاز شكل گرفته است.

 خانم زینب باریکانی 15 ساله فرزند مهندس محمود ، اینک 6 مرحله از مراحل 7 گانه مسابقه را با موفقیت طی کرده است.ایده خلاقانه این فرزند جوان باریکان (صرفه جوئی در مصرف آب) با شعار «آینده را فدای امروز نکنیم» بود.

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

احتمال نزدیک شدن گرگ به روستاهای طالقان

 
 
 
 
 
 
رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان کرج با بیان اینکه در برف گذشته 2 مورد تماس با محیط زیست کرج در خصوص نزدیک شدن گرگ به روستاها گرفته شد، گفت: در روزهای آتی نیز این احتمال وجود دارد.حمیدرضا لشکری در گفت و گو با خبرنگار ایسنا گفت: در برف اخیر 2 مورد تماس با محیط زیست کرج در خصوص نزدیک شدن گرگ به روستاها گرفته شد که اکیپ‌های ما در محل مورد نظر حضور یافتند اما گرگ‌ها منطقه را ترک کرده بودند.لشکری افزود: خوشبختانه در این موارد به هیچ کس آسیب و خسارتی وارد نشده بود.وی خاطرنشان کرد: در هر حال این یک رفتار طبیعی است که از طرف گرگ‌ها انجام می‌شود و با بارش زیاد برف در ارتفاعات این حیوانات به سمت پایین حرکت می‌کنند.رئیس اداره حفاظت محیط زیست کرج افزود: این موضوع هم در روستاهای جاده چالوس و هم در طالقان از قبل وجود داشته است، بنابراین مردم این مناطق باید احتیاط کنند.لشکری ضمن تاکید بر خودداری از آسیب رساندن به این حیوانات تصریح کرد: دامداران باید در این مواقع حفاظت‌های لازم در طویله‌های خود را داشته باشند، اگر این تدابیر اتخاذ شود قاعدتاً گرگ نمی‌تواند آسیبی برساند.این مسئول اضافه کرد: در کنار این موضوع، در صورت مشاهده نزدیک شدن گرگ به روستاها حتماً با اداره حفاظت محیط زیست تماس بگیرند، زیرا همکاران ما آموزش دیده هستند و هم اینکه می‌توانند با شلیک تیر هوایی گرگ‌ها را از منطقه دور کنند.
 
 
 


خاطره ای از زمستان طالقان

 
ساعت چهار بعدازظهر بَه .وَرف ویگیت
ساعت 4 بارش برف شروع شد.
ما دی بَامی سر با آقام خدا بیامرز دیبیم واش مینجتیم . اِندی وَاش بگیتی به! هرچی منجتیم، تُمان نمیگردی! ورف دی یه ریز میزَه ! ما هم تند تند واش مینجتیم که زودتر تُمان گرده! ولی ماشاالله وَرف همه جا ره سفید کُرد
.ما بالای بام با پدر خدابیامرزم در حال خرد کردن علوفه (برای دامها) بودیم  .آنقدر علوفه برای خرد کردن بود که هر چه خرد می کردیم ،تمام نمی شد! ما هم سریعتر علوفه ها را خرد می کردیم(با وسیله به نام اَرداس) که زودتر تمام شود. اما برف همه جا را پوشاند.
آقامی پشت خیس .خیس گردی
ننه  خدا بیامرز هی صدا میکرد: جیراین ! وَسه دیگه ! سرما میخورین!؟ آقام میگُوت: مَالان وَاش ندارن ؟ جیرام چه کنم؟
مادرم مرتب می گفت:پایین  بیاید.بس است دیگر ،سرما می خورید! پدرم می گفت: حیوانات علف ندارند .پایین بیایم که چه بشود؟!
اما من خیلی خوشحال بیم. چون بعد شام میخواستیم بیشیم شب نشینی !
🍃🌺🌺🌺🍃🌺🌺🌺🍃
اندی خوشحال بیم.. دیبم پردرمیوُردیم.
 آنقدر خوشحال بودم که داشتم پر درمی آوردم 
رختانه عوض کردیم بیشیم کرسی بُن
لباسهایم را عوض کردم و رفتم زیر کرسی 
گرم دَکتیم. منتظر آقام بیم تا  بیا شام بخوریم ، بیشیم شب نشینی
 گرم شدم .منتظر پدرم بودم تا بیاید شام بخوریم برویم شب نشینی 
خلاصه بیامه که نمازش  بُخوانه .  بگوت:
بالاخره آمد گه نمازش را بخواند.گفت: 
پایس بشین طویله ای بامی سر . وَرفش جیر کنین!
 بلند شوید بروید بالای بام طویله برفش را پایین کنید! 
مادی لباسانه تن کُردیم. بامبوران ویگیتیم، بیشیم بیمی سر، یک عالمه وَرف بزی بَه!!
ما هم لباسهایمان را پوشیدیم. پاروها را برداتشتیم رفتیم بالای بام. برف زیادی باریده بود !
تا همه بیمَه جِیرکرُدیم .ساعت گردی ۶.۵ شب. حالا ورف دی همینجور میزه!
تا تمام برفها را پایین ریختیم ساعت  ۶.۵  شب! شد. در عین حال هم برف همچنان می بارید!
آقام فانوس ویگیت ، راه کت ! مادی پشت سرش . اِندی وَرف دبه کوچانه نمی تانستیم راه بشیم! 
پدرم فانوس را برداشت و راه افتاد .ما هم پشت سرش .آنقدر برف بارید بود در کوچه ها که نمی تموانستیم راه برویم. 
تااینکه شب نشینی تمام گردی راه کتیم بیامیم خانه
 .شب نشینی تمام شد و راه افتادیم بیاییم خانه 
خانه دِ  دراَمیم . بیدیم وَرف تمام همه جاره پرکردی بَ.با چه سختی کُوچان ده راه میشیم برسیم خانه. اقام بگُوت:  بامبوران ویگیریم بی شیم ورفانه جیر کنیم!
از خانه (محل شب نشینی) که بیرون آمدیم دیدیم برف همه جا را پوشانده اشت.با دشوارای راه می رفتیم.رسیدیم خانه پدرم گفت: پاروها را برداریم برویم برفها را پایین کنیم! 
خلاصه تا یک شب ورف جیر میکُردیم!
خلاصه انکه تا ساعت 1 صبح برف پایین می ریختیم! 
بیامیم کرسی بُن  بُخوتیم. تازه صبح باید میشیم مدرسه .با اون همه وَرف و سرما!؟ 
آمدیم زیر کرسی بخوابیم تا زه اول صبح باید می رفتیم مدرسه در با آن همه برف و  سوز و سرما!
 
خاطره ای از دوران نوجوانیمحمد رضاخانی.کانال دنبلید
 
 
 
 
 
 
 

 بیمارستان خیرساز «آیت‌الله طالقانی» در طالقان کلنگ زنی شد

محمدعلی نجفی صبح شنبه در سفری یک‌روزه به شهرستان طالقان که به مناسبت دهه فجر انجام شد کلنگ بیمارستان ۴۳ تخت خوابی خیرساز این شهرستان را زمین زد.

گفتنی است؛ مقرر است این بیمارستان با مشارکت خیرین احداث شود.

نجفی استاندار البرز در حاشیه این مراسم در جمع خبرنگاران گفت: زمینه جذب خیرین برای احداث این بیمارستان با مشارکت اداره کل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری فراهم‌شده است.

نجفی تأکید کرد: امیدواریم در آینده نزدیک شاهد افتتاح این بیمارستان و افزایش سرانه‌های بهداشتی و درمانی در شهرستان طالقان باشیم.

 
 
 

گزارش_کاری  

 برف روبی و نمک پاچی معابر توسط پرسنل دهیاری و شورا

96/11/19

کانال دهیاری و شورای اسلامی روستای زیبای باریکان

 
 
 
 
 

چند سالیست که حمام روستای باریکان متروکه گردیده

چند باری جوانان روستا امضا جمع آوری کردند تا از این فضا بعنوان مکانی فرهنگی ورزشی

برای نوجوانان وجوانان روستا

استفاده شود

ولی........

🍂🍂🍂

انشاالله در سال جدید وبا بهبودی هوا

این امر توسط شورای اسلامی روستا

محقق شود....

کانال باریکانیها

 

 
 
به یاد شاعر بزرگوار

زنده یاد: حاج محمد باریکانی

 

شاعری شیرین سخن رفت ازبر ما

برفته سایه او از سرما

 

محمد بود و اخلاقش نکو بود

اورا دیدار جانان ارزو بود

 

ضمیرش روشن ونیکو خصایل

وجودش پاک بود وبا فضایل

 

سرود اشعار زیبایی به دنیا

به وصف دین وایمان وبه عقبا

 

همیشه یاد او در دل گرامی

به روح پاک او کتم سلامی

 

بهمن محجوبی (فشندک)

 
 

انا لله و انا الیه راجعون

با تاسف و تاثر اطلاع یافتیم :

حاج محمد باریکانی


   عارف وارسته ، پارسای زاهد و شاعر فرهیخته طالقان به لقای دوست شتافت...

سایت باریکان درگذشت این پیر نانم آشنا و افتخار روستای باریکان  را به خانواده معزا ایشان تسلیت عرض می نماید. علو درجات مرحوم مغفور و صبر و شکیبائی برای خندان را از درگاه احدیت مسئلت داریم.
 
 
 

 

 
 
 
 
 
 

زندگي نامه و آثار

زنده یادحاج محمد باريكاني طالقانی متخلص به شامرادی و مرادی

✨✨✨

 

 حاج محمد باريكاني در سال 1305 در يك خانواده روستايي و كشاورز در روستاي باريكان از توابع طالقان بدنيا آمد.                                       

كودكي آرام و ساكت پيگير امور كشاورزي همراه پدر بود. ذهني پويا و خلاق داشت و انگيزه اي دروني وادارش مي كرد كه فعاليت بتري داشته باشد وتحولي ايجاد كند.10 ساله بود كه براي خودش خطي طراحي كرد و با آن مي توانست بخواند و بنويسد.

همين علاقه مندي و انگيزه باعث شد كه بدون رفتن به مكتب خواندن و نوشتن را پيش خود وبا كمك پدر بياموزد .

پدرش نوشتن نمي دانست ولي خواندن مي دانست و قريحه شاعري داشت.

شكل الفبا را از پدر آموخت و تركيب آنها و ساختن كلمه و جمله را خود فرا گرفت و به مطا لعه قرآن و كتابهاي معدودي كه در اختيار داشت پرداخت و از هر فرصتي براي آموختن بهره مي برد اگر چه فرصتها و امكانات بسيار اندك بودند .

 

15ساله بود كه به شعر گفتن روي آورد.

دوران سربازي وي مصادف با غايله آذربايجان بود و مدت 12 ماه از خدمت را در قره ضياءالدين آذربايجان بسر برد.در ايام سربازي تمام مكاتبات با پدرش را با شعر انجام مي داد.

پس از خدمت سربازي به طالقان بر گشت و به شغل كشاورزي مشغول شد. همواره كاغذ و قلم به همراه داشت و در هنگام كار شعر هايش را نيز يادداشت مي كرد. خود او مي گويد اگرچه مشكلات زندگي همواره مانع اصلي ادامه كار بود ولي هيچگاه سرودن شعر را رها نكردم و تقريبا در هر روز سروده اي داشتم.

 

تخلصش در شعر مرادي و شامرادي است.

شامراد نام جد ششم وي مي باشد كه به طالقان مهاجرت و درآنجا ساكن شده است.

✨✨

 شجره نامه ايشان تا شامراد به ترتيب زير است:

محمد پسر مراد علي ،

 مراد علي پسر صفر علي،

 صفر علي پسر محمد علي،

محمد علي پسر حسن علي ،

حسن علي پسر غلام علي ،

غلام علي پسر شامراد

وي در خصوص شجره اش چنين سروده است:

زمولود منشاء بگويم نشان

ز اقصا و شهرت كنم داستان

 

مرا خود بود طالقان جايگاه

در آن ملك دارم به يزدان پناه

 

پدر بر پدر مي‌شناسم تمام

همه برزگر بودن و نیک نام

 

مرا نيز شغل پدر پيشه شد

ازين كار مغزم پرانديشه شد

 

همي رنج بردم همي انتظار

كه شايد بچينم گل از نوك خار

 

بكنجي نشستم بجوش و خروش

گشودم در عقل و ادراك و هوش

 

 

بسي اسب زين رزمگه رانده‌ام

هزاران سر بیت افشانده ام

 

درين كنج افتاده ام بي نشان

چو شمعي كه در پرده باشد نهان

 

 

اگر دستگيرم شود لطف حق

شوم منبع روشني چون فلق

 

فروزم همه ملك فرهنگ را

بشويم كزاو لشكر زنگ را

 

اگر من ره دانش آموختم

همه خرمن هستيم سوختم

 

مرا غير ازين طبع روشن نماند

چوبلبل بما روي گلشن نماند

 

ديگر بار گر بر من آيد بهار

كنم نغمه خويش را آشكار

 

كند شامرادي بسي آرزو

شود نزد ارباب دانش نکو

 
 

عکس نوشته:

 

برگرفته از کانال دنبلید

 
 

افتتاح 6 طرح عمرانی و بهداشتی در شهرستان طالقان

در دهمین روز از دهه مبارک فجر6 طرح مهم عمرانی و بهداشتی روز 21 بهمن 96  با حضور استاندار در شهرستان طالقان به بهره برداری می رسد .

فراهانی فرماندار طالقان افتتاح ساختمان اداری شبکه بهداشت و درمان این شهرستان را از مهمترین این طرحها اعلام کرد و گفت: برای اجرای این طرحها در مجموع بیش از 13 میلیارد تومان اعتبار ملی و استانی هزینه شده است.

فردا همچنین با حضور استاندار ساخت بیمارستان 32 تختخوابی شهرستان طالقان و عملیات گازرسانی به 14 روستای بخش بالا طالقان آغاز می شود.

برای مشاهده فیلم خبری بر روی لینک ذیل کلیک فرمایید. 
 
 
 
 یشرفت فیزیکی جاده طالقان - هشتگرد : 70 درصد 

 


 
مدیرساخت و توسعه راه های البرز پیشرفت فیزیکی جاده طالقان - هشتگرد را 70 درصد اعلام کرد.علی اصغر کاظمی اظهار داشت: جاده طالقان - هشتگرد 10 ماه پیش 35 درصد پیشرفت فیزیکی داشت که الان پیشرفت آن 70 درصد است.وی ادامه داد: از سمت طالقان 11 کیلومتر و هشتگرد 8 کیلومتر آسفالت شده است و اگر شرایط جوی فرصت دهد این پروژه زودتر به بهره برداری می رسد.کاظمی گفت: به رغم مطالبه بالای 25 میلیارد تومان پیمانکاران از وزارت راه و شهرسازی این پروژه به خوبی پیش می رود.وی اظهار داشت: تونل جاده طالقان - هشتگرد - کرج اکنون از طرف در حال احداث است که در مجموع برای تکمیل این جاده 90 میلیارد تومان لازم است.وی گفت: اگر تخصیص ها را بگیریم عملیات اجرایی بدون تونل را تا فصل کاری سال آینده تمام می کنیم و با کنار گذر و کل 38کیلومتر مسیر را تکمیل خواهیم کرد.منبع: ایرنا
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

چله شو

 

آهای   دور  واکتانِ  طالقانی .

شوو  چله  عچین  مظلوم  نُمانی.

 

نه جوز و سنجه داری و نه کیشمیش.

نه کله پاچه داری و نه گوو،   میش.

 

دیه  کرسی  دنی  تا  که  بُنا شی.

گته  آقا  که پهلوش ، دُباشی.

 

دیه فانوسی  سو  دی  پکِ پک کُرد.

باید هر چی خجیر چی دً شک کُرد.

 

یکی از اون  خجیران مای دلانه.

گمان  مثل  بپو سیه  گُلانه .

 

چبه عچین دگش گردی زمانه.

خدایا  روز گار  عچین  نُمانه.

******* 

آهای طالقانیان دور افتاده از طالقان

شب چله اینچنین مظلوم نمانید!

نه گردو ، نه سنجد ،نه کشمش

نه کله پاچه(مخصوص شب چله) و نه گاو  و گوسفند

دیگر کرسی نیست تا در آن فرو روی

دیگر پدر بزرگ نیست که در پهلوی او  باشی

دیگر نور فانوس نیز سو سو می زد(خاموش می شود)

باید به هر چیز خوبی نیز شک کرد

یکی از آن جیزهای خوب ،دلهای ما است

بنظر مثل گلهای پوسیده شده است

چرا زمانه اینجنین عوض شده است

خداوندا روزگار اینطوری نماند

 

مسلم آهنگری 

 
 
سفره شب چله -سید محسن باریکانی 
 
 
 

تجلیل از پرفسور مهدی باریکانی، برگزیده جایزه ملی علامه طباطبایی و پیشکسوت علوم پلیمر کشور در نمایشگاه پژوهش استان البرز

 

پرفسور مهدی باریکانی روز پنجشنبه نهم آذرماه در حاشیه مراسم اختتامیه چهارمین نمایشگاه هفتۀ پژوهش استان البرز در گفت وگو با امتداد نیوز و تبریک این ایام به پژوهشگران و فناوران استان، اظهار کرد: در قاموس تحقیق و پژوهش «نشدن» وجود ندارد.   وی در ادامه یاد نخبگان بیشمار فلات بزرگ ایران‌زمین، همچون خوارزمی، ابن‌سینا، خیام، رازی، میرزا خانی و هزاران چهرۀ برجستۀ گذشته، حال و آینده را گرامی داشت و گفت: جامعه سعادتمند، پیشرفته و توسعه‌یافته جامعه ­ای است که در آن علم گرامی و دارندۀ علم در آن عزیز باشد و حرمتش پاس داشته شود. این استاد دانشگاه با اشاره به حدیثی از پیامبر اکرم (ص) تصریح کرد: علم میراثی است که متعلق به تمام جوامع بشری است که می‌توان آن را از هر جا و هر شخص آموخت. برای حل مشکلات کشور خود فکر و اندیشه کنیم و از تجربیات جهانی بهره بگیریم برگزیدۀ جایزه ملی علامه طباطبایی گفت: موفقیت در علم و پژوهش برنامه، عشق، تلاش، سماجت، تداوم و البته هوش و استعداد می­خواهد. پرفسور باریکانی افزود: محیط مناسب، وجود زیرساخت‌های لازم، معلمان خوب، ثبات سیاسی، آرامش جامعه و خانواده شروط دیگر موفقیت در عرصۀ پژوهش هستند. وی افزود: با اتکا به پژوهش و تحقیقات می‌توان بر مشکلات جامعه و کشور فائق آمد و خطاب من به جوانان پژوهشگر کشورم این است که هرگز مأیوس و نامید نشوند و بدانند که حاصل تلاش و پشتکار قطعاً موفقیت خواهد بود. این استاد دانشگاه گفت: ما باید یاد بگیریم که برای حل مشکلات کشور خود فکر و اندیشه کنیم و از تجربیات جهانی بهره بگیریم و افتخار خود را در سربلندی و تعالی کشور بدانیم و خود را مدیون کشور بدانیم نه طلبکار کشور و هدفمان ادای دین به کشور باشد. ملتی که یاد نگیرد برای حل مشکلاتش، خود تفکر کند، برده می‌ماندعضو هیأت‌علمی پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران با تأکید بر اینکه تفکر و تحقیق ضامن بقا و عزت یک ملت است، گفت: ملتی که یاد نگیرد برای حل مشکلاتش، خود تفکر کند، برده می‌ماند. گفتنی است؛ پرفسور مهدی باریکانی متولد روستای «باریکان» شهرستان طالقان، استاد پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران، برگزیدۀ جایزه ملی علامه طباطبایی، برگزیدۀ جشنوارۀ بین‌المللی خوارزمی، چندین دوره استاد نمونه و کارآفرین برتر کشوری و پیشکسوت حوزۀ پلیمر ایران هستند. 

 
 

کل من علیها فان

خانواده محترم نجارپور  و  اقبال منش

مصیبت  وارده را حضورتان  تسلیت عرض مینماییم .

روانش شاد و یادش گرامی باد.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

طالقان برف انداز خدا

 

از وقایع عهد ناصری تبعید فرهاد میرزا به طالقان است . فرهاد میرزا معتمدالدوله (عموی ناصرالدین شاه) در نامه ای که از طالقان برای فریدون میرزا نوشته در خصوص آب و هوای طالقان می نویسد :

« متاع این ولایت (طالقان) در این هنگام سرد و روز برد و برد است. هر چه در تهران حرف است در اینجا برف است ».

مرحوم مشهدی صمد باریکانی نیز می گفت:طالقان برف انداز خداوند است.

اما هنوز سالهای زیادی از آن روزگاران نمی گذرد که اینک روزگار بی برفی است ، بی برگی ....

 

 
 

بام برون

 

 پاروی دست سازحلبی و چوبی از دهه 50 به قبل در خطه طالقان

 

وقتی ورف می آیه، با بام برونمان

ورفانمانه

جیر مینیم
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

طراحی و اجرا توسط: وب باکس پورتال